X
تبلیغات
خواندنی ومدیریت آموزشی

 

الگوهای مدیریتی موفق دریک سازمان به شرح زیر است:

خودآگاهی : کسی که می خواهد بردیگران مدیریت کند لازمه اش مدیریت برخود است منجمله : مدیریت بر زمان و تنش و تعیین اهداف و اولویتهای شخصی بعنوان مثال مدیریت بر زمان و تنش به مدیران کمک می کند تا نسبت به سازماندهی پیرامون خود و تطبیق پذیری با آن اقدام نمایند.
2-
تعیین چارچوب ماموریت سازمان : وظیفه یک مدیر مؤثر ایجاد یک ماموریت شفاف برای سازمانش است یک ماموریت روشن نه تنها باعث انگیزش کارکنان میشود بلکه به آنها القاء‌ می کند که کارشان دارای اهمیت است ونکته مهم تر این است که کار فقط برای حقوق و گذراندن زندگی نیست بلک چیزی مهم تر در پس آن نهفته است.
-3
از چیزی هراس به دل راه ندهد: در یک مدیریت مؤثرکارکنان مورد تشویق قرار
می گیرند تا با هر اشتباهی شرمنده نشوند در یک سازمان می بایست آموخت که برای چیزی نو و متفاوت باید تلاش کرد ولی باید آگاه بود که اگر نتیجه مطلوب حاصل نشد یکدیگر را سرزنش ننموده نکته مهم این است که فرد روی چه چیزی تمرکز کند، ترس یا فرصت؟
4-
رهبری بر راهنمائی ارجح است : جایگاه مدیر جایگاه رهبری و هدایت است که هم آموزش میدهد و هم تشویق می کند واگر لازم باشد رفتار کارمندانش را اصلاح میکند دید راهبر به چیزها متفاوت تر از دید کارکنان است بنابراین از این دیدگاه آموزش دادن و مشوق بودن خیلی مهم است . بعنوان مثال هنگامیکه مدیری می خواهد خطای کارمنداش را یادآوری کند باید بپذیرد که اوهم ممکن است اشتباه کند.
5-
مدیریت بر تنش و استرس : آنچه مسلم است آنکه تنش های روبه افزایش باعث کاهش بهره وری می گردد. نتایج تجربیات نشان داده که عدم شایستگی مدیر، عامل اصلی ایجاد تنش در جایگاه کار است .
6-
ارتباط مؤثر با کارکنان : این ارتباط ممکن است به سه شکل صورت پذیرد ، نوشتاری ، زبانی ، سخنرانی ، داشتن مهارت درهریک از این زمین ها لازم بوده زیرا تقریبا" 80% وقت مدیران در محیط کار با این نوع ارتباطات پرمی شود. لذا اهمیت و توجه به آن دور از انتظار نخواهدبود. بعبارتی ارتباط مؤثر آن نوعی از ارتباط است که ضمن حفظ رابطه مثبت بین طرفین ارتباط از توجه به مشکل موجود نیز غفلت صورت نمی گیرد. نکته قابل اهمیت در ارتباط مدیر با کارکنان پائین تر ، ارتباط محترمانه ای است که نه از موضوع قدرت بلکه بیشتر از جنبه مشارکت است . اگر در ارتباطات انعطاف پذیر باشید این احساس را بوجود می آورید که داده ها یا انتخابهای دیگری نیز وجود دارد و دیگران هم ممکن است توان کمک به حل مشکل را داشته باشند در نهایت ارتباط مثبت و مؤثر با تعهد زیردستان به تصمیم گرفته شده اعتبار می بخشد.
7-
استفاده مؤثر از قدرت : نکته ای که در مورد قدرت مطرح است این است که چه کسی قدرت دارد و چگونه آن را بدست می آورد، چگونه آن را مهار می کند وچگونه از آن استفاده می کند.
استفاده مؤثر از قدرت ، بحرانی ترین جزء مدیریت است و مدیران قدرتمند دارای این ویژگی هستند که دیگران را نیز قدرتمند بسازند. درک سنتی از قدرت در گذشته عبارت از داشتن کنترل روی رفتار دیگران بوده مثل کنترل رئیس روی کارکنانش ولی مفهوم جدی از قدرت به جای « داشتن اختیار بر روی دیگران» به «توانایی در انجام یک کار» تغییر یافته است تکنولوژی اطلاعاتی (IT ) به عدم تمرکز اطلاعات کمک کرده و دسترسی به اطلاعات را برای تمام سطوح پائین تر امکان پذیر ساخته است. مرزهای ستنی داخل و بیرون سازمانها درحال محو شدن است اینجاست که بحث توانمندسازی مطرح می شود .
8-
تشخیص عملکرد ضعیف و استفاده از شیوه هایی که باعث ارتقاء‌و انگیزش کارکنان بشود: بدون شک هرفردی در موقع استخدام بعضی توانایی ها را با خود به سازمان می آورد. با اختصاص منابع و آموزش نیز امکان بالا بردن توانایی میسر است ولی در مورد تمایل در تعهد ، خود را در وظیفه مرتبط با مشکل آشکار می کند.
کارکنان بصورت اصولی دوست دارند که کار راخوب ارائه بدهند و مسئولیت بیشتری بپذیرند و این برعهده مدیران است که با انگیزش و کمک به کارکنان آنها را در رسیدن به بهره وری بالاتر هدایت نمایند در این رابطه وظیفه مدیران تدوین برنامه ای قدم به قدم و نیرو دهنده برای انگیزش کارکنان است بصورتی که آنها با رضایت در انجام کارها پیشقدم باشند نکات کلیدی این برنامه عبارتند از : اهداف مشکل را به آرامی جا بیاندازیم بصورتی که قابل درک و پذیرش باشند، موانع سازمانی و انسانی را از بین ببریم و این احساس را بوجود آوریم که انتظارات قابل دستیابی است.
با ایجاد نظم و تشویق رفتارهای غیر قابل قبول را از بین ببریم .
پاداشهای داخلی و خارجی مزیتی باشد برای تلاشهای بالا.
جوایز را بصورت عادلانه توزیع نمائیم .
باز خورد عملکردها را به موقع با صداقت و پاداش آماده کنیم.
9-
استفاده از تیم و مشارکت دادن افراد : ما خواه رئیس باشیم یا مرئوس امکان ندارد از کار تیمی گریزی داشته باشیم نتیجه بررسیها حاکی از این است که در تیم ایده های زیادی تولید و تصمیم گیری و حل مشکل خیلی بهتر از روشهای فردی صورت می گیرد و درک بهتر و انگیزش بیشتر و عملکرد خوب را به دنبال دارد. نقش مدیران در ایجاد هماهنگی میان اعضای تیم و پشتیبانی و دادن بازخود و ترسیم یک چشم انداز و ایجادتعهد به
چشم انداز دارای اهمیت ویژه ای است چشم انداز به شفاف کردن ارزشهای محوری و اصولی که تیم را در آینده هدایت کند کمک می کند روی امکانات تمرکز می کند و باعث پیوند محکم اعضا به یکدیگر می شود.
یک مدیرخوب مطمئا" رفتارش با تمام کارکنان خوب است و این رفتار خوب را نه تنها در حقوق و پاداش بلکه در مشارکت دادن آنها در فعالیت روزانه نیز می شود دید. مدیر خوب خلاقیت و نوآوری را مورد پشتیبانی قرار میدهد و تمام افراد احساس درگیر بدون در کار را دارند.
10-
حل مشکل با خلاقیت : هرساعتی که سپری می شود امکان ندارد افراد با نوعی مشکل و نیاز برای حل آن مواجه نشوند وظیفه مدیر ذاتا" حل مشکلات است و اگر مشکلات نبودند دیگر نیازی به مدیرنبود هرچند دارا بودن تحصیلات عالیه و سالها تجربه اندوزی مدیران را در این جهت هدایت میکند که مشکلات را درچارچوب های تعریف شده ای حل نمایند و لیکن از توانمندی وخلاقیت درحل مشکل دورمی شوندوظیفه مدیرحل مشکلات سازمان با روشهای خلاق و نه شیوه های سنتی است./

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط عبداله سالکی دولابی در شنبه بیست و نهم دی 1386 و ساعت 17:11 |

نام : محمدعلي
نام خانوادگي : رجايي
نوع ایثارگر :خادمين عرصه ايثار وشهادت
محمد علي رجايي در سال 1312 در خانواده‌اي متوسط و مذهبي در شهر قزوين به دنيا آمد. در چهار سالگي از نعمت داشتن پدر محروم شد. چندي بعد به اتفاق خانواده به تهران آمدند. محمد علي براي گذراندن زندگي و امرار معاش خانواده مجبور به ترك تحصيل شده در خيابانهاي تهران به دست فروشي پرداخت. بعد از مدتي وارد ارتش شد و با اخذ ديپلم رياضي تحصيلات خود را در مقطع متوسطه به پايان رساند و به دليل علايق مذهبي از ارتش خارج شد. به جهت علاقه زيادي كه به تدريس داشت به معلمي پرداخت اما در همان حال از ادامه تحصيل دست برنداشت و در نهايت در رشته آمار در مقطع كارشناسي ارشد فارغ‌التحصيل شد. او در سال 1341 ازدواج كرد و ثمره اين ازدواج سه فرزند بود. در دوران مبارزه با رژيم پهلوي در كار جهاد بسيار فعال بود. او دو بار به زندان افتاد. بار دوم، دو سال در بند بود و در تمام اين مدت شكنجه‌ و آزار ديد كه اين بيشترين مدت شكنجه در بين زندانيان قبل از انقلاب بود. پس از پيروزي انقلاب و با شكل‌گيري حكومت، رجايي به نخست‌وزيري رسيد. او نخست‌وزيري مردمي و بسيار ساده‌زيست بود و زندگي‌اش با مردم عادي هيچ تفاوتي نداشت. به همين دليل مردم نخست‌وزير محبوب خود را در سال 1360 به رياست جمهوري برگزيدند. در سفري به سازمان ملل فريادگر حقانيت و مظلوميت مردم ايران شد. منافقين كوردل نتوانستند خار چشم خود را تحمل كنند و او را در شهريور سال 1360 وقتي كه تنها 20 روز از رياست جمهوري او مي‌گذشت به همراه يار ديرينش محمد جواد باهنر به شهادت رساندند     . 

 

 

زندگی نامه سیاسی شهید رجایی

تالیف: راعي گلوجه، سجاد

تاریخ انتشار: بهمن 1382

تعداد صفحات: 332

 

معرفی کتاب: شهید محمدعلی رجایی یكی از مؤثرترین رجال صدر اول انقلاب اسلامی و الگوی مثالی دولتمردان انقلابی و اسلامی به شمار می رود. او ضمن دست یابی به عالی ترین مقامات سیاسی كشور - پس از مقام رهبری - در عمل نشان داد كه نظریه مردم سالاری دینی و مردمی بودن دولتمردان در حكومت اسلامی موضوعی قابل تحقق می باشد. این كتاب زندگی سیاسی و مبارزات شهید رجایی را در دوران قبل از انقلاب اسلامی و عملكرد سیاسی و اجرایی او را پس از پیروزی انقلاب اسلامی به صورت مستند تبیین می كند. شهید رجایی در زمان تصدی وزارت آموزش و پرورش تمام تلاش خود را برای تغییر نظام تعلیم و تربیت بر جا مانده از رژیم پهلوی به سوی یك نظام اسلامی و توحید محور به كار گرفت و در دوران نمایندگی مجلس شورای اسلامی ، نخست وزیری و ریاست جمهوری اندیشه فوق را در عمل نیز پی گیری نمود و در تمام دوران حیات سیاسی خود تحقق اهداف مكتب اسلام در صدر برنامه های او قرار داشت كه به همین دلیل دولت او را نیز ، دولت مكتبی لقب دادند .

 

 

+ نوشته شده توسط عبداله سالکی دولابی در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 و ساعت 22:21 |

زندگي نامه و معرفي علي اكبر هاشمي بهرماني - رفسنجاني    

          --------------------------------------------

   علي اكبر هاشمي بهرماني ( رفسنجاني ) متولد سال 1313 روستاي بهرمان از توابع استان كرمان در جنوب غرب ايران است   آقاي رفسنجاني در ابتداي دهه چهل شمسي براي ادامه تحصيل به حوزه عليمه قم رفت و با مبارزين عليه حكومت محمد رضا پهلوي همراه شد  با پيروزي انقلاب اسلامي ايران در سال 1357آقاي هاشمي رفسنجاني ابتدا سرپرست وزارت كشور و سپس چند دوره رييس مجلس شوراي اسلامي شد  در جنگ عراق با ايران ؛ آقاي رفسنجاني براي دوره اي طولاني جانشيني فرماندهي كل قوا را بر عهده داشت و دو دوره ( 1368 تا1376 ) رييس جمهوري اسلامي ايران بود   وي در شوراي بازنگري قانون اساسي جمهوري اسلامي نيز عضو بود و سالها است كه در كسوت امام جمعه موقت ؛ نماز جمعه تهران را اقامه مي كند

آقاي رفسنجاني پس از اتمام دوره رياست جمهوري ؛ به رياست مجمع تشخيص مصلحت نظام برگزيده شد   آقاي رفسنجاني با شعار " همه با هم ؛ كار" واردرقابت هاي انتخاباتي شده است  .

درسال 1337 در رفسنجان برايم خواستگاري کردند؛ دختر حجت‌الاسلام آسيد محمد صادق مرعشي که اسناد رسمي داشتند و از تحصيلات حوزوي بهره‌مند بودند. همسرم از خانواده‌اي است روحاني، از فاميل بزرگ مرعشي و نوه حضرت آيت ا... سيد کاظم طباطبائي يزدي صاحب کتاب عروة الوثقي که جايگاه معتبري در همه حوزه‌ها دارد. ثمره اين ازدواج پنج فرزند به ترتيب: (فاطمه، محسن، فائزه، مهدي، ياسر) هستند. دخترانم با پسران آقاي لاهوتي که يکي پزشک و ديگري دندانپزشک است، ازدواج کردند که قرار اين ازدواج در آخرين زندان – زندان اوين که در آنجا هم زندان بوديم – گذاشته شد.

خانواده من وارد سياست نشدند. دخترانم يکي وارد کار ورزش و ديگري وارد بنياد بيماران خاص شدند. پسرانم، محسن که در اروپا جزو انجمن اسلامي بود که زمينه سياسي داشت. به ايران آمد، مشغول کار در موشک‌سازي شد. رشته‌اش مربوط به بدنه موشک‌سازي بود و به همين خاطر تحصيلش را نيمه‌کاره رها کرد و آمد. چون به او نياز داشتيم. کارش مخفي بود و بعد به بازرسي رئيس جمهوري آمد که آنهم کاري مخفي بود. کسي را مي‌خواستيم که از اطلاعات سوء استفاده نکند. بعد به مترو رفت که الان هم هست. مهدي به صنعت علاقه داشت و فهميد که وضع ما در دريا ضعيف است. صنايع دريايي ما خيلي ضعيف بود. او دنبال سکوسازي و لوله‌هاي کف آب و حفاري در دريا رفت که وابسته بوديم. آخرش به پارس جنوبي و عسلويه رسيد و الان به CNG رفت که براي صرفه‌جويي و محيط‌زيست خوب است. ياسر هم با آقاي فروزش وزير سابق جهاد سازندگي درباره خود کفايي پنير کار مي‌کرد. آن موقع مشکل ما در کشور اين بود که کسي دنبال صنايع تبديلي نمي‌رفت. دامداران مشکل داشتند و پنير هم وارداتي بود. مشاور وزير بود، ولي اين سمت براي راه‌اندازي کارش بود. الان هم در دفتر من در مرکز تحقيقات است. پس بچه‌هاي ما در کار سياست نيامدند. اما حُسن يا اشکالي وجود دارد که خيلي بي‌رودربايستي برخورد مي‌کنند. مخفي‌کاري و رياکاري نمي‌کنند و هر چه هستند، نشان مي‌دهند. در کارهايي که به آنها مربوط نيست دخالت مي‌کنند. اين روش در جامعه ما باب نيست. به معناي مصطلح وارد سياست نشدند، ولي وارد ميدان شدند. البته يک بحث اساسي دارم که مي‌توانستم جلويشان را بگيرم که معلم شويد و يا درس بخوانيد و اينکه پسر رئيس‌جمهور هستيد، برايتان بس است. اگر اين تفکر عام شود، بچه‌هاي شخصيت‌ها نمي‌توانند کار کنند که نوعاً دلسوز هستند. فرهنگ درستي نيست. البته شايد بعضي‌ها سوء استفاده کنند. شايد بعضي‌ها راضي باشند که بچه‌هايشان هيچ کاري نکنند و ناني بخورند و بگردند. چرا بايد اين گونه باشند؟ حداقل بايد مثل مردم عادي کار کنند. جرمشان اين است که پدرشان مسئوليت بالايي دارد. هر مديري در سطح خود مي‌تواند اين مشکل را داشته باشد. آن طرفش هم سخت است. دستشان به خاطر قدرت باز باشد و سوء استفاده کنند، که نقطه فسادانگيزي است. خودم مواظبت مي‌کردم که آلوده نشوند. ضمن اينکه نمي‌خواستم جلويشان را بگيرم که براي مملکت کار نکنند. دلم براي مملکت مي‌سوزد و هر کسي که کار مي‌کند، خوشم مي‌آيد. مثلاً در ورزش بانوان شايد کسي جز فائزه من نمي‌توانست اين طلسم را بشکند. همين بنياد بيماري‌هاي خاص ده پانزده سال است دارد کار مي‌کند، ولي هنوز در کشور فاجعه است. بيماري‌هاي بد هموفيلي، تالاسمي، سرطان و کليوي متولي مشخص نداشتند.

در خانواده ما هيچ چيز تحميلي نيست. در مورد خود من هم نبود. هميشه با انتخاب و آزادي کار کرديم. گاهي پدرم سخت‌گيري‌هايي مي‌کرد. ما سخت‌گيري نمي‌کنيم که بچه‌ها چه شغلي انتخاب مي‌کنند. البته تا حدي که کار بدي نکنند و مباح و عادي باشد. از دور مواظبم که مسايل ديني و عقايد و اعمال عبادي را رها نکنند. مثلاً به گونه‌اي ترتيب مي‌دهم که صبح‌ها براي نماز بيدار شوند. اما سعي مي‌کنم خودشان انتخاب کنند. احتياجي به اوقات‌تلخي نداريم که فضاي عاطفي خانواده را بهم بزنيم. مي‌دانند که اگر خلافي از آنها ببينم، نمي‌گذرم. اينکه چگونه جبران کنند، بستگي به شرايط من دارد. لذا مجموعه‌اي داريم که هم مواظبت مرئي و غيرمرئي در آن هست و هم آزاد مي‌شوند و هر کاري که مي‌خواهند – ولو با سليقه من نسازد – دنبال مي‌کنند. مثلاً دلم مي‌خواست يکي از بچه‌هايم طلبه شود. اما آنها انتخاب نکردند و من هم نگفتم حتماً برويد طلبه شويد‌. معمولاً روحانيون معروف يکي از بچه‌هايشان را طلبه مي‌کنند تا وارث آنها در آن بخش باشند. من به خودشان واگذار کردم .

+ نوشته شده توسط عبداله سالکی دولابی در شنبه بیست و دوم دی 1386 و ساعت 23:8 |

 

وظايف  مدير آموزشي

 

هدف اصلي   مديريت آموزشي تسهيل  وپيشبرد  امر آموزش  ويادگيري است كه براي رسيدن  به اين هدف  مديران  آموزشي بايد  وظايف  زير را انجام دهند(1)

 

الف -  وظايف عمومي

 

برنامه ريزي  عبارت است از تعيين  اهداف  وتدارك  فعاليتها ، امكانات  ووسايل  براي تحقق  اهداف لذا داشتن  طرح وبرنامه كار  هفتگي  ، ماهانه وسالانه از وظايف مهم يك مدير موفق آموزشي است

 

سازماندهي  :  فرا گرد سازماندهي يعني جريان نظم وترتيب دادن به كار وفعاليت ، تقسيم وتكليف آن به افراد به منظور انجام دادن كار  وتحقق هدفهاي معيني مي باشد  . مدير آموزشي  بدين  منظور  بايد هماهنگي  هاي لازم  را بين افراد  وواحدهاي مختلف بوجود آورد .

 

هدايت  ورهبري :  رهبري در مديريت ، فراگرد اثر گذاري ونفوذ  در رفتاراعضاي  سازمان براي  ياري وهدايت  آنها در ايفاي وظايفشان است .لذا  يك مدير  مدرسه  بايد قبل ازهرچيز  يك رهبر  آموزشي باشد چرا كه رهبر  آموزشي  با برقراري   ارتباط  متقابل  با كاركنان  انگيزه كار وفعاليت را در آنها بوجودمي آورد  وهمواره  مشكلات  وكشمكش هاي آنها را حل مي نمايد .

 

  

نظارت وكنترل  : نظارت  وكنترل  فراگرد  ارزشيابي  عملكرد  فردي وسازماني  است براي آن كه معلوم شود آيا هدفهاي  سازمان تحقق پيدا كرده يا نه . يك  مدير خوب ابتدا ملاكها   وروشهاي  سنجش  عملكرد را تعيين مي كند وآنگاه  برعملكردها نظارت وآنهارا  اندازه گيري مي كند ودر ادامه  نتايج حاصله  را مقايسه  ودر پايان  براي تصحيح  عملكرد ها اقدام  مي نمايد .

 

- يكي ديگر از وظايف  عمومي  مدير آموزشي  برقراري   ارتباط مناسب   با افراد سازمان  است  كه مي بايست  ضمن  روشن  نمودن هدف  ومنظور  پيام پيامهارا بدون ابهام  ارسال نمايد  وهمواره  قابليت  پذيرش  وميزان اثرگذاري آن  را از سوي مخاطبان   مورد بررسي  قرار دهد .

 

 

 

 

 

 

2- وظايف خاص

 

برنامه آموزشي وتدريس :  مهمترين  وظيفه مديران  آموزشي هدايت جريان  آموزش ويادگيري به ويژه  تسهيل  جريان رشد  وپرورش دانش آموزان است مديران مدارس اگر  برنامه هايشان  را باروشن  بيني  اجرا نمايند  وهدفهاي  خود را بصورت  قابل فهم  وعملي طرح  نمايند مي توانند  بازده آموزشي  مدارس را بهبود  بخشند لذا  تعريف دقيق هدفهاي  كلي نظام آموزشي  بصورت  معني دار ، تقسيم هدفهاي  كلي به  هدفهاي  فرعي ، تبدلي هدفها  به هدفهاي  عملي در كلاس  به كمك معلمان  ، بالا بردن روحيه كاركنان و...  مي تواند تغييرات چشمگيري را در بازده  كارمعلمان  و دانش آموزان ايجاد  كند علاوه  براين  مدير آموزشي  مي بايست  با ارزشيابي مستمر  تدريس وفعاليتهاي  آموزشي مدرسه  ميزان اثر بخشي  وكارايي معلمان وميزان   تحقق  هدفهاي  آموزشي را  مشخص  ودر زمانهاي  معيني  از تغيير  وتجديد نظر  در برنامه  آموزشي  مدرسه استفاده كند .

 

... يكي ديگر از  وظايف  مديران آموزشي توجه به امور دانش آموزان است مدير مدرسه هم وظيفه  ارائه خدمات  اداري  وسرپرستي امور دانش آموزان را بعهده  دارد  وهم وظيفه شناسايي  توانايي ها ، علايق  ونيازها  وپرورش  آنها را عهده دار مي باشد .

 

امور كاركنان :  مديران آموزشي با بهره گيري از شايستگي هاي  فردي  و تخصصي   معلمان وراهنمايان تعليماتي   مي توانند به پيشرفت  فعاليتهاي  آموزشي  وبررسي وافزايش  بازده مدارس كمك كنند .

 

يكي ديگر  از وظايف  مديران  برقراري  ارتباط  موثر ميان مدرسه واجتماع است  هدف از ايجاد اين  رابطه  ، ايجاد اعتماد متقابل ازطريق اطلاع رساني به مردم  درباره ي  وضعيت  كار مدارس  است تا بدين  وسيله حمايت  آنان  را براي  حل  وفصل  مشكلات  گوناگون  مدارس جلب  نمايند مردم   باكسب آگاهي بيشتر  از اهميت  آموزش وپرورش  به مشاركت  در سرنوشت آموزشي  وتربيتي  فرزندان  خود تشويق مي شوند  مدرسه  هم  متقابلا"  از نظرات ونيازهاي  مردم واجتماع  مطلع مي شود  لذا  تشكيل  انجمن هاي اوليا  ومربيان  ، تشكيل   شوراهاي  آموزشي محلي ، برقراري  ارتباط  با موسسات فرهنگي  ديني ، اجتماعي و... ازاهميت   بسزايي  برخوردار است .

 

يكي ديگر از وظايف   مديران آموزشي تهيه وتدارك  امكانات   ، تسهيلات  وتجهيزات   ويژه است  دراين  زمينه مي توان به ساختمان  وتاسيسات   مدرسه ،  زمين  بازي و ورزش  ، آزمايشگاه ،  كتابخانه  و وسايل وابزار كمك آموزشي ، ميز  ونيمكت  - وسايل آموزشي  - بهداشتي وورزشي ، تعمير  ونگهداري ساختمان  و  تاسيسات  حرارتي  وتهويه  وتامين  امكانات  آب ، برق  ، گاز ، تلفن  و.... اشاره  كرد .

 

امور مالي  واداري  : ارائه خدمات آموزشي  وفعاليتهاي  مدرسه منوط   به اداره  موثر امور  وتامين منابع مالي وبودجه است  بنابراين  اداره موثر  امور گوناگون  مدرسه ، ثبت نام  ، تقسيم  كار باتوجه به  شرح وظايف  كاركنان   ابلاغ  آيين  نامه ها ، بخشنامه  ها ودستورالعمل  ها ، نظارت بردفاتر ومدارك  مدرسه ونگهداري از آنها  ، تامين منابع مالي مدرسه چه از طريق  دولتي يا  مردمي نيز  از وظايف  مديران به شمار مي رود ( علاقه بند ، 1374)

 

 

+ پيشنهادات راهبردي براي افزايش كيفيت مديريت مدرسه

پيشنهادات  راهبردي

 

1-   در آموزشگاه كميته ي  مديريت  كيفيت را تشكيل  دهيد وسعي نماييد مدير مدرسه  خودشخصا"  مديريت و رهبري  اين  كميته را بعهده  گيرد وضمن استفاده  از همه ي  معلمان  ودانش آموزان  در برنامه ريزي  ، فرايند نتايج را مرتبا"  ارزيابي  نمايد .

 

2-   مدير مدرسه  ضمن توجه جدي به مديريت  روابط انساني  در اداره ي  مدرسه ، سبك مديريتي خود را برپايه ي مشاركت  قرار دهد تا از اين طريق  در قلب وروح كاركنان  ودانش آموزان نفوذ نمايد .

 

3-   مديرمدرسه  مي بايست  با مشاهده  وبازديد  از كارها وتجارب موفق  ساير مديران برتجارب خود بيفزايند  وطرح ها والگوهاي مناسب  مديران موفق  را شناسايي  وپس از مطالعه  وارزيابي  باتوجه به شرايط مدرسه خود بعداز تغييرات  لازم  اجرا نمايد .

 

4-   كيفيت  بخشي  مدرسه ، مستلزم تنظيم  اهدافي  مشخص است  كه بايد در راستاي اهداف  وزارت آموزش وپرورش (مصوب شوراي عالي آموزش وپرورش )  باشد لذا  اهداف  وزارت  آموزش وپرورش  بسيار كلي است ومديران  بايد برحسب  دوره تحصيلي  وبانگاه  به اهداف  كلي ، اهداف اختصاصي  وتفصيلي وقابل  دست يابي  را تدوين كنند .

 

5-   براي  آموزش كاركنان  مدرسه وآشنايي آنها  با مديريت  كيفيت دوره هاي آموزشي لازم برگزار شود وبراي  كساني كه در اين زمينه  پيشقدم هستند  وتلاش  مي كنند  جوايزي  در نظر گرفته شود .

 

6-   بايد  كارها وفعاليت هاي خوب  وطرح هاي ارزنده مدرسه درجلسه اي به افراد وگروههاي  ذيربط ارائه  گردد تا از اين  طريق ديگران  با تجارب وانديشه هاي ديگران آشنا شوند .

 

7-   براي ارائه تجارب وانديشه هاي نو وپيشنهادهاي مفيد  مي توان  از وسايلي نظير  اسلايد ،  فيلم ، گراف  ،  ويدئو ، پروژكتور  و .... استفاده نمود .

 

8-   كارگروهي را به  معلمان آموزش دهيد برخوردي  باز داشته باشيد و جلسات بحث هاي نظري  تشكيل  دهيد سعي كنيد تا از مزاياي كارگروهي  بهره مند شويد وبه جاي پاداش  دادن به عملكردهاي فردي  به عملكرد  هاي گروهي پاداش دهيد .

 

9-   شوراهاي  مدرسه وتشكلات  دانش آموزي  را تشكيل  دهيد  و با واگذاري  مسووليت  هاي مختلف  حتي اداره مدرسه  وكلاس به دانش آموزان زمينه پرورش  حرفه اي آنها را فراهم  كنيد .

 

10-           مدير مدرسه مي بايست  به معلمان وكاركنان  مدرسه براي رفتار درست آنها  پاداش  دهد  اين كار باعث مي شود تا نتايج  مثبت بيشتر شود همچنين  بايد به كارهاي برجسته به خلاقيت هاي كاربردي  ، به ساده كردن  كار ، به كيفيت  كار ، به كارهاي  تيمي ونهايتا"  به كساني  كه رفتار موثر دارند پاداش داد اين پاداش  مي تواند  هم مادي  وهم معنوي  باشد .

 

11-           معلمان  مي بايست  در بهبود فرايند  ياددهي يادگيري فعاليت هاي آموزشي  مدرسه وارتقاي شايستگي هاي حرفه اي معلمان از پژوهش مشاركتي  كه يكي از اثر بخش ترين  نوع پژوهش در حين عمل مي باشد استفاده نمايند براي اينكار لازم است آموزش هاي لازم را به معلمان ارائه داد.

 

12-            مدير  مدرسه بايد  به همان  اندازه كه به زيردستان ( معلمان وكاركنان مدرسه) آزادي عمل مي دهد به همان اندازه هم اقتدار خود را بكار گيرد ونظارت لازم را بركارآنها داشته باشد.

 

13-           مدير مدرسه  به كاركنان ومعلمان اجازه مي دهد تا درحوزه محدوديت هاي تعيين شده  توسط  او تصميم گيري وانجام وظيفه نمايند .

 

14-           مديران  بايد بجاي سخت كار كردن  ، كاغذ بازي و بوروكراسي اداره به زيبا كردن ،  وهمچنين  درست ونرم وروان كاركردن  بپردازند .

 

15-           مديران بايد از پيشداوري در مورد معلمان ، كاركنان ودانش آموزان اجتناب نموده وبه كسي برچسب نزنند ، وطوري  رفتار كنند تا همه  افراد در كارها وحل مشكلات  همديگر را ياري كنند .

 

16-           در مدارس كيفيت جامع مدير بايد  تلاش كند خود رهبر  آموزشي باشد  وهم مهارتهاي رهبري  را به معلمان  خود بياموزد .

 


»» + ويژگي هاي مدير مدرسه كيفي جامع

ويژگي هاي مدير  مدرسه  كيفي  جامع

 

پس از  مشخص  كردن  هدفهاي  مياني وسالانه  مدرسه نوبت  به سازماندهي  مي رسد براي اينكار كميته اي  تحت عنوان  كميته مديريت  كيفيت جامع  در مدرسه تشكيل  مي شود كه  وظيفه ي  آن هدايت و اشاعه  ي مديريت كيفيت جامع است  مدير مدرسه  بعنوان متولي  اصلي  فرايند بهبود  در مدرسه  مي بايست  بعنوان   رييس  اين كميته  شخصا"  فعاليت را در دست گيرد  مدير مدرسه  بايد داراي  ويژگيهاي زير باشد  (1)

 

1-      تلاش  ، فداكاري  ووقت گذاري  براي كار

 

2-     تلاش مستمر   در جهت افزايش   هوش وذكاوت خود داشتن

 

3-    بخشندگي  نسبت به ديگران  وسخت گيري  نسبت به خود داشتن

 

4-    باغلبه  برنفس  خود ، فاتح ديگران شدن

 

5-    نمونه بودن  درفضيلت  و عادت هاي پسنديده  داشتن

 

6-    روحيه ي  مشاركت داشتن

 

7-    براي  انديشه ديگران  ارزش  قائل شدن

 

8-    دادن  آزادي  خطر پذيري به نيروهاي  كارانديشگر وانديشمند

 

9-     نظارت هوشمندانه داشتن

 

10-   احساس  فداكاري شديد داشتن

 

-11-حضور بيشتر در كنار  كاركنان داشتن

 

12-  شخصيت  دادن به كاركنان

 

13-  كمك  به ديگران  تاخودشان  كار را انجام دهند

 

14-  تشويق  همكاران به استفاده  از فكر  خودشان

 

15-توانايي  سرمايه گذاري  در انتقال  فن آوري اطلاعات

 

16- روحيه نوآوري  داشتن وتغييرات  منطقي  را پذيرفتن

 

17-انديشه هاي كاركنان را بارورساختن  ومشاركت  دادن آنها  در برنامه ريزي

 

18- به ارتقاي  مستمر كيفيت انديشيدن

 

19- بينشي مبتني برجامعيت  كارداشتن



+ نوشته شده توسط عبداله سالکی دولابی در جمعه بیست و یکم دی 1386 و ساعت 0:57 |

روانشناسی علم و هنر کشف الگوهای رفتار انسانی است   

پنجمین گردهمایی انجمن روابط عمومی ایران روز چهارشنبه دوم شهریور ماه 84 با حضور اساتید، کارشناسان و مدیران روابط عمومی در مجتمع فرهنگی شقایق برگزار شد.

در این نشست دکتر محمدرضا سرگلزایی روانپزشک و عضو هیات علمی دانشگاه علو پزشکی مشهد پیرامون نقش روانشناسی در ارتقای بهره وری سخنرانی کرد.

دکتر سرگلزایی اظهار داشت دانایی توانایی است و اگر بتوان قوانین موجود بین پدیده ها را کشف کرد توانایی انسان دوچندان میشود. وی روانشناسی را علم و هنری تعریف میکند که به کشف قوانین رفتارهای انسان می پردازد تا بتوان پیش بینی کرد که انسانها در شرایط مختلف چگونه رفتار میکنند. روانشناسی در جستجوی اینست که کشف کند که چه چیزی باعث می شود که انسانها به گونه ای خاص رفتار نمایند.

انسانها نیازهایی غیر از نیازهای مادی دارند که میتواند به آنها کمک کند که بیشتر و بهتر کار کنند درک این نیازها  و اینکه چه چیزی باعث میشود که انسانها بهتر کار کنند در ارتقای بهره وری نقش داشته باشد.

شخصیت انسانها یعنی الگوی رفتار، هیجان و طرز فکر انسانها اگر آنچه در محیط انسانها اتفاق می افتد با نیازهای الگوی درونی افراد هماهنگ باشد افراد آن محیط را دوست خواهند داشت و در راستای محیط ، کار می کنند. انسانها وقتی کار می کنند که نتیجه آن کار ، آنها را به چیزی برساند که به آن نیاز دارند.

دکتر سرگلزایی مدیریت یک مجموعه انسانی رابه بازی شطرنج تشبیه کردند که شانس در آن هیچ نقشی ندارد و انسانها نیز مانند مهره های شطرنج با یکدیگر متفاوتند شخصیتی خاص خود دارند و اگر هر کدام از انسانها در جای مناسب قرار نگیرد، نتیجه دلخواه کسب نمی شود. روانشناسی به جای اینکه بگوید کدام یک از لنسانها خوبند یا بد به تبیین این مساله می پردازد که آیا انسانها درجای مناسب خود قرار گرفته اند یا خیر.

یکی از اجزای شخصیت انسان میزان درونگرایی یا برونگرایی افراد است که برای بعضی مشاغل بویژه روابط عمومی ها قطعا باید از افراد برونگرا استفاده کرد. عده ای از افراد به شدت هیجانی هستند که این دسته به مشاغل پرتحرک نیاز دارند و عده ای نیز به دلیل شخصیت های خاص خود نیاز به ایستایی دارند که اگر هرکدام از این افراد در جای مناسب قرار نگیرد در راستای کاهش بهره وری گام برمیدارد.

دکتر سرگلزایی می افزاید ایجاد یک محیط پرنشاط در سازمان در ارتقای بهره وری نقش مهمی ایفا میکند که منظور از نشاط، رضایت خاطر عمیق درونی است و زمانی حاصل میشود که نیازهای درونی افراد با محیط هماهنگ باشد. وی ضمن اظهار تاسف از نگاه سطحی به روانشناسی خاطر نشان کرد که اکر با دید علمی و پژوهشی به روانشناسی بنگریم ازمهمترین ایزارارتقای بهره وری استفاده می کنیم.

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط عبداله سالکی دولابی در یکشنبه شانزدهم دی 1386 و ساعت 14:45 |

                مردان موفق به حساسیتهای همسرشان توجه دارند

بسیاری ا زموارد،زنان ومردان دارای نقاط مشترکی هستندامابه جرات می توان گفت که زنان حساس ترازمردان هستندوهمسرس موفق تراست که به این حساسیت هاتوجه کامل داشته باشد.

1-وحشتناک ترین سوالی که می توان ازیک زن پرسید،سن اوست .بنابراین توصیه می شودهیچ گاه ازخانمهادرموردسنشان سوال نکنیدودرضمن حواستان باشدهیچ گاه سن همسرخودرافاش نسازید.

2-خانمها برروی  جهزیه شان حساسیت فوق العاده ای دارندوآن راجزوی ازوجودشان می دانند .تحقیریاتمسخر

جهزیه ی همسرتان درحقیقت تحقیریاتمسخرخوداوست.

3-درحضورهمسرتان ازهیچ زنی تعریف نکنید .حتی آن زن هشتادساله باشد.

4-برای یک مردموفق ،دستپخت همسرش بهترین است ،حتی اگراین چنین نباشد .اگریک روز غذاطعم خوبی نداشت ،درحین صرف غذامثل همیشه آن رابامیل بخوریدودریک فرصت مناسب ،عیب آن یک وعده رابابیانب خوش بازگوکنید .هرچه باشدیک روزکه هزارروز نمی شود،می شود.

5-همسرشمابرای شمامدل یارنگ موهایش راعوض می کند.چنانچه رنگ یامدل موی اوموردپسندتان نبود ،یکباره مساله راعنوان نکنیدبلکه درهمان لحظه ازمدل یارنگ جدیدتعریف وتمجید کنیدودریک فرصت مناسب

باچنین جملاتی ،نظرواقعی تان رابگویید:راستی عزیزم فکرنمی کنی مدل موی قبلیت بیشتربه تومی آمدوجوانتر نشانت می دادویارنگ موی قبلیت زیباییت راچندبرابرمی کرد.

6-باهمسرخودمشورت کنید.این کاردربسیاری ازموارد،راه گشاست وحتی اگرسودی هم نداشته باشد،بااین کاربه همسرتان احساس موجودیت می بخشید.

7-برای همسران مهم است که احترام خانواده های یکدیگررانگاه دارند،اما قبول کنید که خانمهاروی این قضیه به خصوص برروی مادرشان حساسیت فوق العاده ای دارند.مردزرنگ وموفق سعی میکندبیش ازهمسرش

به مادراونزدیک شود.

8-هیچ گاه به اعتقادات همسرتان توهین نکنید،اگرچه آن عقایدمسخره وخرافی باشند نه اینکه براین عقایدغلط،صحه بگذاریداماازراه صحیح واردشوید.

9-هیچ گاه دربرابرهمسرتان ابرازعجزوناتوانی نکنیداگرازدواج راخانه ای فرض بکنید،مردستون آن خانه راتشکیل می دهدکه اگرخللی درآن به وجودآید،خانه یکباره فرومی ریزد.همیشه سعی کنید درمشکلات قوی باشید

واین قدرت رابه همسرتان نیز انتقال دهیدودلگرمش سازید.

10-هیچ گاه باهمسرتان لجبازی نکنید چون که ازپیش بازنده هستید.

11-چنانچه همسرتان نقطه ضعفی داردبه رخش نکشید.شما وهمسرتان رفیق هم هستیدنه رقیب.

12-سعی نکنید همسرتان راباکسی مقایسه کنیدمگراینکه هدفتان این باشدکه بین آن دوکینه ودشمنی به وجودآورید.هرکسی خصوصیاتی داردوهیچ کس بادیگری قابل قیاس نیست .

13-هیچ گاه سعی نکنیدجلوی گریه واشک ریختن همسرتان رابگیرید.خانمهابه مراتب بیش ازمردان گریه می کنند وبااین کاربه آرامش می رسند.

14-بیش ازآن که شوهرهمسرتان باشید،دوست اوباشید.

 

 

 

+ نوشته شده توسط عبداله سالکی دولابی در شنبه پانزدهم دی 1386 و ساعت 14:27 |

                     کودک ازنه گفتن چه می داند

کودکان زیرسه سال ،برخلاف نظراکثروالدین ،معنای نه رادرک نمی کنند .درک کامل نه نیز به صورتی ناگهانی پس ازرسیدن به سن سه سالگی دست نمی دهد.این مسئله درواقع رشدی ومرحله ای است.نه مفهومی انتزاعی است که درمسیری مخالف نیاز رشدی کودک خردسال برای کشف دنیای اطراف ونیزتوسعه حس استقلال وی حرکت می کند.کودک شماممکن است (بداند)که شمانمی خواهید اوکاری راانجام دهد.حتی ممکن است بداندکه اگرآن کارراانجام دهد،واکنشی عصبی ازسوی شما دریافت خواهدکرد.امانمی توانددلیل مخالفت شما رادرک کند.پس چراپیش ازاینکه کاری راکه مخالف آن هستید انجام دهد،اول اول به شمانگاه می کند.توجه به مراحل رشدکودک بدین معنانیست که به کودک اجازه دهیم هرکاری می خواهدانجام دهد.بلکه توضیع می دهد

چراروشهای جلب همکاری کودک به جای تنبیه ،بایدمهربانانه ودرعین حال محکم باشد.شخصیت کودک دراین زمان شکل می گیرد.اگرروش انجام کارها رابااحساس گناه ،خجالت وتنبیه به کودک آموزش دهیددرواقع وضعیتی دلسردکننده برای کودک ایجادمی کنیدکه حتی دربزرگسالی نیزتغییرآن برای وی دشوارخواهد بود.برای کمک به کودک نوپادرتوسعه استقلال خودبه جای تردیدوخجالت ونیز برای کمک به کودک دوتاهفت ساله درتوسعه قوه ی ابتکاربه جای احساس گناه ،روشهای زیرراامتهان کنید:

1 - اگرهنگام بروزمشکل یامسئله ای دادمیزنید،جیغ می کشیدیاسخنرانی می کنیدازاین کارهادست بکشید.

همه این روشها نوعی بی احترامی به کودک وتشویق احساس تردید،خجالت وگناه درآینده برای کودک است.

2-به جای اینکه به کودک بگوییدچه بکند،به اوکمک کنیدراه هایی برای رسیدن به احساس قدرت شخصی واستقلال پیداکند.مثلا ازاوبپرسید،خب ،به نظرتوبعدچه کاربایدکرد

3-وقتی ازکودک درخواستی داریدبااحترام رفتارکنید.انتظارنداشته باشیدوقتی ازکودک کاری راخواسته اید

به سرعت کارقبلی خودراکناربگذاردوکارشماراانجام دهدمثلا ازاوبپرسید،می تونی این کارراپنج دقیقه یاده دقیقه دیگه برای من انجام دهی.حتی اگرمطمئن نیستیدکودک منظورشمارابه طور کامل درک کند،به خودتان آموزش

دهیدباایجادحق انتخاب برای کودک به جای دستوردادن به وی احترام بگذارید.

4-دربرخوردباکودک خردسالی که هنوزنمی تواندحرف بزندلازم است به جای اینکه به اوبگوییم چکارنبایدبکند

به اونشان دهیم چه چه کارهایی می تواندبکند.مثلا دست اورابگیریم وبه محلی که می توانددرآن بازی کندببریم ،یابه اونشان دهیم با چه چیزهایی می تواندسرکرم شود.

5-ازحس شوخ طبعی خوداستفاده کنید(حالاآقاغوله داره می یاداین پسرکوچولوی گوش نکن روبگیره وایساکه اومدم)

6-وقتی کودک بخاطرناتوانی درکاری گریه می کندبااوهمدلی کنید.نه اینکه به اواجازه دهیدآن کارراانجام دهد،

یعنی اورادرک کنید.بچه رابغل کنیداوراببوسیدومثلا بگویید:توالان واقعا ناراحت هستی .میدونم دلت می خواد تادیروقتبیداربمونی ،امابایدبری بخوابی بعدبگذاریدکودکگریه کندوپیش ازآنکه اقدام دیگری انجام دهید،احساسات خودرانشان دهد.

7-بچه هامعمولا می فهمندچه وقت جدی هستیدوچه وقت نیستید.حرفی رانزنیدمگراینکه واقعادرآن جدی باشید،

وآن رابااحترام بگویید.

8-برای کارهایی که روزانه تکرارمیشوند،نظمی قراردهیدمثل ساعت بیدارشدن ازخواب ،ساعت رفتن به رختخواب ،وقت شام ،وقت خرید وغیره.ازکودک بپرسید.(خب حالا وقت چیه)

9-بدانیدکه گاه لازم است پیش ازآنکه کودک ازنظررشدی ،آمادگی درک چیزی راداشته باشد،آن رابارهاوبارها

به کودک یاددهیدیابرای اوتوضیع دهید.صبورباشید.حرف رابه حداقل برسانیدوعمل رابه حداکثر.رفتارکودک رابه خودنگیرید.فکرنکنیداومی خواهدشماراعصبانی کندیاازکوره درببرد.دراین موقعیت بزرگسال وعاقل باقی بمانید،وکاری راکه انجام شودبدون تولیداحساس گناه یاخجالت درکودک انجام دهید.

10 بدانید که دیدگاه شماتعیین می کندکه آیامیدان جنگ ایجادمی کنیدیافضایی مهربان ومطمئن که درمحدوده ی

مرزهای آن کودک می تواندبه کشف وتجربه بپردازد.

وظیفه شمااین است که خودرادرمقام مربی ببینیدوبه کودک کمک کنیدیادبگیریدکارهاراچگونه انجام دهدوموفق

شود.شماهمچنین مشاهده کننده ای هستیدکه می خواهیدبدانیدکودکتان به عنوان یک انسان منحصربه فردکیست .

هرگز توانایی های کودک خودرادست کم نگیرید .ازسوی دیگر،هنگامی که فرصت هاوفعالیت های تازه ای رابرای کودک خودبه وجودمی آوریدبه دقت اورازیرنظربگیرید وببینیدبه چه چیزهایی علاقه مند است ،چه کارهایی می تواندانجام دهد،ودرانجام چه کارهایی به کمک شما نیاز دارد.

                     

 

 

 

+ نوشته شده توسط عبداله سالکی دولابی در جمعه چهاردهم دی 1386 و ساعت 11:25 |

                    9 قانون طلایی برای موفقیت درزندگی زناشویی

اول-خودرابشناسیدیعنی درباره نحوه کارجسم وعقل انسان وطبیعت بشری مطالعه کامل بکنید.هرچه بیشترخودرابشناسیدهمسرخودراهم بهترخواهیدشناخت .چنین معلوماتی منجربه فهم واطلاع،بردباری ودقت شده که همگی برای سعادت زناشویی لازمند.

دوم-همسرخودراگرامی بدارید.هنگامی که ازدواج می کنید قول می دهیدکه درمشقت وراحتی ،فقروغناوسلامتی وبیماری همسرخودرادوست وگرامی بدارید.عشق شمابه یکدیگربرپایه زناشویی استوارمی باشد.لذت عاشق سروروخوشحالی معشوق می باشد.

سوم-وقتی ازدواج می کنیدباهمسرخودچون یک روح دردوجسم باشیدپس ازازدواج به والدین خودمتکی نباشیدبلکه باهمسرخودواحدجدیدی رابه وجودآورید.پدرومادرخودرااحترام بگذارید.خانواده ای جدابسازیدوشانس موفقیت زیادی درزندگی به وجودآورید.

چهارم-خودرابرای والدین شدن آماده کنید.سلامتی روحی وجسمی اطفال شمابستگی به دقتهای اولیه شمادارد.

هرچه توجه ودقت بیشترباشدسلامتی آنهابهترتامین می شود.برای آنهازمینه مستعدی تهیه نموده ومقدمه خوبی برای زندگی آنهابه وجودآورید.محیط خانواده بهترین مکان برای تربیت طفل می باشد.اطفالی که ازخانواده های مهربان وفداکارهستندبهترآماده ازدواج مقرون به سعادتی هستندبهترین آمادگی جهت والدین شدن ازدواج حقیقی است.

پنجم-تعداداطفال خودراعاقلانه تنظیم کنید.قبل ازتصمیم درباره اولین طفل خودهماهنگی روحی داشته باشید.درباره وسایل جلوگیری ازباروری اطلاعات کسب کنیدوازاضطرابات بی مورددرباره آبستنی های احتمالی بپرهیزید.اطفال بایدموقعی به وجودآیندکه بارداری ازروی اراده ومیل پدرومادرانجام گرفته باشد.

یعنی مطابق میل باشدنه شانس

ششم-درزناشویی بردباروصبورباشید.درازدواج برای ایجادهم آهنگی جسمی وروحی گذشت زمان لازم است .فامیل زن وشوهرهمه نیزبایدصبورباشندوبرای ایجادچنین صبروشکیبایی بازگذشت زمان لازم است وقتی که دختری عاشق پسری می شودنمی تواندالزامامادراورانیزدوست بداردویاپدرش اورادوست بداردپس صبوروشکیباباشید.

هفتم-ریشه ازدواج خودرامحکم سازید.زناشویی رامانند گیاه بایدتوجه نمودوآب دادبه خصوص درزمانی که هنوزنورس است .ریشه آن رابایدبااندیشه مشترک –دقت وتوجه –مهرومحبت وبالاخره حسن تفاهم که به منزله

خورشیدوباران هستندسیراب کرده وتقویت نمود.

 به یکدیگرابرازعلاقه کنیدبه هرنحوی که میتوانید احساسات خودرابه یکدیگربنمایانید.ممکن است عشق ازگفتارعمیق ترباشدولی گاهی بامخبت نمایان می گردد.زناشویی راپرورش داده وآن رابرویانید.برای توجه گیاه باید علفهای هرزه راچید.هر گاه علف های هرزه رشدونموکندگیاه مزبورپرورش نیافته وخشک می شود.چنانچه علف های هرزه راسریعاازبین ببریم گیاه رشدکامل خودرابدست می آورد.درازدواج نیز علف های هرزه رابه محض پیدایش راازبین ببرید .نگذاریدتحریکات مختلف جمع شوند.به محض پیدایش درباره آن هامشورت وصحبت کرده وآنهارابرطرف سازید.بگذارید گیاه ازدواجتان آن طورکه شایسته است رشدونمونامید.

هشتم-درصورت لزوم باافرادمطلع مشورت کنید.مشورت درباره ازدواج امروزه به منزله هنروعلم اجتماعی ظهورکرده است .ممکن است هیچکدام ازشماواقف برمنابع کشمکش های خودنباشیدزیراعلت بعضی ازنارضایتیها واضح وآشکارنمی باشد .ممکن است یک بحث جزئی مربوط ومنوط به حس عدم امنیت-

آرزوی قدرت ومحرومیت جنسی باشد .اگرخودشماقادربه حل موضوع نباشید مشاورشماآن راحل خواهدکرد .ازدیگران طلب راهنمایی کنید وبرشانس موفقیت خودبیفزایید .

نهم-ازقوانین طلایی پیروی کنید .

باهمسرخودهمانطوررفتارکنیدکه میل داریداوباشمارفتارکند.ازاحساسات یکدیگرمطلع بوده وبه احتیاجات دیگری توجه داشته باشید .ببخشیدهمان طورکه دوست داریدبخشیده شوید .ازسیادت –اهانت-بی احترامی وبی وفایی بپرهیز ید همان طور که میل داریدهمسرشماپرهیزکند.مراتبی که گفته شداساس روابط انسانی به شمارمی رود

واگرشماآن هارابه عنوان قوانین اساسی پایه روابط زناشویی خودقراردهیدشانس موفقیت برای شماخیلی زیادخواهدبود.

+ نوشته شده توسط عبداله سالکی دولابی در پنجشنبه سیزدهم دی 1386 و ساعت 13:19 |

                             سابقه انتخابات ریاست جمهوری درایران

نخستین دورانتخابات ریاست جمهوری ایران میان یازده نامزدانتخاباتی درتاریخ 5/11/1358 برگزارشد.

معروفترین آنها عبارت بودندازابوالحسن بنی صدر،سیداحمدمدنی فرمانده ی نیروی دریایی (هردرنفربعدهابه خارج گریختند)،دکترحسن حبیبی (معاون اول ریاست جمهوری دردوران ریاست جمهوری آقای هاشمی وآقای خاتمی)،حجت الاسلام خلخالی رئیس دادگاههای انقلاب ،صادق قطب زاده سرپرست صداوسیما که بعدابه اعدام محکوم شد،آقای جلال الدین فارسی که به دلیل اتهام وابستگی به ملیت افغانی وممنوعیت قانونی برای کاندیداشدن ازانتخابات کنارگذاشته شدومسعودرجوی رئیس فراری گروهک منافقین  که درلحظات

 آخرازنامزدی انتخابات کنارکشید (بنی صدر،احمد مدنی،حبیبی،داریوش فروهر،صادق طباطبایی،کاظم سامی،قطب زاده و...معروفترین کاندیدا بودند).نتایج این انتخابات یک هفته پس ازرای گیری به شرح زیراعلام شد: ابوالحسن بنی صدر10 میلیون و709 هزارو330 رای ازمجموع 14 میلیون و146 هزارو622 رای ،احمد مدنی دومیلیون ودویست هزاررای

وبقیه آرای ماخوذه به سایرنامزدهای ریاست جمهوری تعلق داشت .42/71/کسانی که دارای حق رای بودند ،درانتخابات شرکت کردند.

درانتخابات اولین دوره ی ریاست جمهوری ایران (5/11/1358)ودرحالی که امام خمینی (ره)دربیمارستان قلب تهران بستری بود،بنی صدرازرقبای خودپیشی گرفت .اوکه درآستانه ی پیروزی انقلاب به کشور بازگشته بود،باسخنرانیها وارائه کتابهای خویش ازخودچهره ای مذهبی –انقلابی واقتصاددانی آگاه ارائه می کرد.امام خمینی درمراسم حکم تنفیذ ریاست جمهوری وی فرمودند:

"من یک کلمه به آقای بنی صدر تذکر می دهم .این کلمه ی تذکر برای همه است :"حب الدنیاراسکل خطیئه ".

کیش شخصیت بنی صدر وقدرت طلبی وی مانع ازبه کارگیری این نصیحت شد.اومغرورازآرای به دست آمده،

ازآغازبنارابراختلاف باجناح خط امام ومخالفت باروحانیت گذاشت .اومعتقد به سازش وزدوبندهای سیاسی باکشورهای قدرتمندبود.درسیاست داخلی ،وی حذف نیروهای مذهبی –انقلابی وجایگزین کردن عناصروابسته

وگروهکهای ضدانقلابی راآغازکرده بود.دردوران ریاست جمهوری او،خاک ایران براثرتجاوز نظامی گسترده عراق اشغال شد

.عوامل وابسته به رئیس جمهورکه بقای خویش رادرافزایش مشکلات وایجادبحران برای نظام اسلامی می دیدند،بااستفاده ازموقعیت بنی صدر به عنوان فرمانده ی کل قوا ،درکاردفاع ودفع تجاوز دشمن

کارشکنی کرده وازتجهیزنیروهای مردمی وسپاه پاسداران انقلاب اسلامی جلوگیری می کردند .وحدت ملی بااختلاف افکنیهای بنی صدربه مخاطره افتاده بود.سرانجام امام خمینی (ره)طی حکمی کوتاه دربیست خرداد1360 بنی صدرراازفرماندهی کل قوا عزل ومتعاقب آن مجلس شورای اسلامی رای به بی کفایتی

وی داد.باسقوط بنی صدر ،اعضاءوهواداران سازمان مجاهدین خلق (منافقین)که بعدازپیروزی انقلاب ازضعف دولت موقت وحمایتهای بنی صدرکمال استفاده رابرده وتشکیلات خودراگسترش داده بودند،درسی خرداد1360 دست به اغتشاشی خونین زدند.ساعاتی بعد،مردم تهران آشوبگران راسرکوب وجمعی رادستگیر کردند.ازاین پس،منافقین رسما دست به اقدامات براندازی وفعالیتهای تروریستی زدندوسران واعضای آن درخانه های تیمی مخفی شدند.آیت الله خامنه ای روزششم تیرماه 1360 براثرانفجاربمبی که منافقین درمسجدابوذرتهران کارگذاشته بودند،به هنگام سخنرانی مجروح گردید.فردای آن روز فاجعه ای عظیم به وقوع پیوست.72 تن ازکارآمدترین عناصرنظام اسلامی ویاران امام خمینی (ره)که درمیان آنان رئیس دیوانعالی کشور(دکتربهشتی )،چندتن ازوزرا،تعدادی ازنمایندگان مجلس شورای اسلامی ،جمعی ازمسئوولان قوه ی قضائیه وجمعی ازمتفکران،

نویسندگان ونیروهای انقلابی حضورداشتند،درمقرخزب جمهوری اسلامی براثرانفجار بمبی قوی که عامل نفوذی سازمان منافقین کارگذاشته بود،شهیدشدند.

پس ازعزل بنی صدروپیش ازواقعه ی جانگداز هفتم تیرآیت الله شهیددکتربهشتی،آیت الله خامنه ای ،آقای رفسنجانی ومحمدعلی رجایی-نخست وزیروقت ایران –درحضورمرحوم آقای سیداحمدخمینی جلسه ای تشکیل دادندوتصمیم گرفتندکه انتخابات جدیدریاست جمهوری برگزارشود.

سرانجام درمرداد1360 انتخابات ریاست جمهوری باشرکت شهیدمحمدعلی رجایی،علی اکبرپرورش،حبیب الله عسکراولادی ودکترشیبانی آغازشد.دراین انتخابات که درشرایط جنگ تحمیلی (تقریبا یکسال پس ازشروع جنگ تحمیلی)برگزارشده بود،محمدعلی رجایی با12 میلیون و722 هزاررای ازمجموع 14 میلیون و722 هزاررای

ماخوذه به پیروزی رسید .امامتاسفانه اندکی بعد،درانفجاردفترنخست وزیری به شهادت رسید.انصاری درهمان کتاب ادامه می دهد:درروزهشتم شهریور1360 آقای محمدعلی رجایی چهره ی محبوب مردم ایران که بعدازبنی صدرازسوی مردم به ریاست جمهوری انتخاب شده بود،به همراه حجت الاسلام دکترمحمدجوادباهنر-نخست وزیر-درمحل کارخویش باانفجاربمبی دیگربه شهادت رسیدندتصمیم سریع وقاطع

 حضرت امام درانتخاب و نسب بلا فاصله ی افرادبجای شهیدانی که دراین حوادث ازمدیریت نظام گرفته می شدند،درسامان دادن به امورومایوس کردن دشمن نقشی بس موثرداشت وموجب حیرت محافل خبری وسیاسی جهان بود.

این ایمان وصلابت اعجاب انگیز امام خمینی بودکه تحمل مصیبتهاراآسان ومردم رابرادامه ی راهشان مصمم می ساخت .مردم بعدازشهادت دکتربهشتی فریادمی زدند.(آمریکادرچه فکریه ایران پرازبهشتیه )،این شعاربرگرفته ازسخنان امام بودکه دستهای پنهان دشمن اصلی یعنی آمریکا رادراین ترورهاافشامی کرد.

ازسوی دیگر،امام از آغازنهضت خویش بارهابه مردم آموخته بودکه انقلاب اسلامی وابسته به اشخاص –

هرچندبرجسته وموثر-نیست،حافظ انقلاب ،خداوایمان مردم خداجوست.سرانجام پس ازترورسران انقلابی نظام

جمهوری اسلامی ودرادامه ی روندانتخابات ریاست جمهوری،انتخابات جدیدی درمهرماه 1360 باشرکت چهارشخصیت(آیت الله سید علی خامنه ای،اکبر پرورش،حسن غفوری فرد،سیدرضا زواره ای)  ،برگزارشد.دراین انتخابات،آیت الله خامنه ای با16 میلیون و800 هزارو579 رای به پیروزی رسید

.اواولین رئیس جمهوری بودکه دوره ی چهارساله ی ریاست جمهوری را به طورکامل درتابستان 1364 به اتمام رساند.(بالاترین درصدکسب آراء ریاست جمهوری ازاولین دوره تابحال نزدیک به80درصدایشان داشته اند)

دوره ی دوم چهار ساله ی ریاست جمهوری آیت الله خامنه ای نیزدرانتخابات موفقیت آمیزبه 12 میلیون و

203 هزارو780 رای ازمجموع 14 میلیون و244 هزارو630 رای به اتمام رسید.کاندیدای دوره چهارم ریاست جمهوری (آیت الله سیدعلی خامنه ای، سید محمودمصطفوی،حبیب الله عسکر اولادی ) بود.

بالا خره دوره ی پنجم ریاست جمهوری فرارسید.

این دوره درمنتهای ویژگی واهمیت ،همراه باحوادثی بنیادین به شرح زیربود:

1-پذیرش قطعنامه ی 598 ازطرف ایران درخصوص آتش بس باعراق،

2-رحلت جانگدازحضرت امام خمینی (قدس سره الشریف )،

3-انتقال مقام رهبری به آیت الله خامنه ای وزعامت وی به عنوان رهبرجدیدانقلاب اسلامی ایران،

4-تعدیل وتغییر قانون اساسی ،حذف منصب نخست وزیری وافزایش گسترده ی حوزه ی اختیارات رئیس جمهوری به عنوان شخص دوم هرم نظام واقتدارکشور،

5-آغازبرنامه ی پنجساله ی اول اصلاح ساختاراقتصادی ،

انتخابات این دوره درخرداد1368 برگزارگردید.برجسته ترین نامزداین دوره آقای اکبرهاشمی رفسنجانی وتنهارقیب اودکترعباس شیبانی نماینده ی وقت مجلس شورای اسلامی بود.آقای هاشمی دراین دوره ازانتخابات

15 میلیون و537 هزارو394 رای رابه خوداختصاص داد.پس ازپایان دوره ی اول ریاست جمهوری آقای رفسنجانی انتخابات دوره ی ششم درتیرماه 1372 برگزارشدوبه پیروزی مجددایشان انجامید.

آقای هاشمی دراین دوره موفق شد 10 میلیون و555 هزارو912 رای ازمجموع 16 میلیون و789 هزارو666

رای راکسب کند،ولی رقیب اوازجناح راست محافظه کاریعنی آقای سیداحمدتوکلی 3 میلیون و103 رای رابه دست آورد.

کاندیدای این دوره(حجه الاسلام هاشمی رفسنجانی،احمد توکلی، علی جاسبی،رجبعلی طاهری)

                                                                                                                                                                                      

دردوره ی هفتم انتخابات ریاست جمهوری چهار کاندیدا(سیدمحمد خاتمی،علی اکبر ناطق نوری،

سیدرضازواره ای ومحمدمحمدی ری شهری)بودند.که ازمجموع 29میلیون145هزارو745رای حجه الاسلام سید محمد خاتمی 20میلیون 138هزارو784رای کسب نمودورقیب اوآقای ناطق نوری باکسب7248317رای دوم شد.

دوره هشتم انتخابات ریاست جمهوری بازهم سید محمد خاتمی با67درصد رای بعنوان رئیس جمهور انتخاب شدند.کل آرا28155969 بود که آقای خاتمی 21میلیون و659هزارو53رای بدست آورد دراین دوره ده نفرکاندیدا بودند(سیدمحمدخاتمی،احمدتوکلی،علی شمخانی،علی جاسبی،محمود کاشانی،حسن غفوری فرد

منصوررضوی،شهاب الدین صدر،مصطفی هاشمی طبا،علی فلاحیان)

 

دوره نهم انتخابات ریاست جمهوری رقابت بین شخصیتها تنگاتنگ بودوجناحهای سیاسی ازطیفهای گوناگون

جهت کسب آراباتبلیغات وسیع وگوناگون تلاش نمودند .که رقابت شدید بین آقای دکتر احمدی نژادوآقای هاشمی رفسنجانی بودودرطی دومرحله برگزاری دکتر احمدی نژادباکسب 17میلیون و248هزارو 700رای

موفق به بیشترین آراشد. وبعنوان رئیس جمهورششم ایران گردید.کاندیدای این دوره(دکتراحمدی نژاد،دکترمصطفی معین،حجه الاسلام کروبی،آیت الله هاشمی رفسنجانی،علی اردشیرلاریجانی،

مهر علیزاده،سردار قالیباف،محسن رضایی که انصراف دادند)

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط عبداله سالکی دولابی در پنجشنبه سیزدهم دی 1386 و ساعت 12:49 |

 

                                          بسم الله الرحمن الرحیم

نقدوبررسی آیین نامه جدید امتحانات دوره راهنمایی تحصیلی وارائه راهکارها درشیوه ساعات وارزشیابی این دوره که مختصرا ارائه می گردد:

 

1-      برای درس آمادگی دفاعی پایه سوم راهنمایی 5 نمره به فعالیتهای عملی اختصاص داده شود مطلوبتر است چرا که محتوا وکارایی این درس جنبه عملی دارد که لازم است بخشی از ارزشیابی آن به نمره عملی در نظر گرفته شود در ماده 32 این آیین نامه آمده است که داوطلبان آزاد از ارزشیابی عملی آن معاف می باشند در جدول  این آیین نامه آمده که ارزشیابی درس آمادگی دفاعی سوم راهنمایی 20 نمره کتبی میباشد که تناقص درماده وتبصره ی آن می باشد.

2-      اگر نمره انضباط در معدل کل تاثیر داده شود دانش آموزان نسبت به آن حساس تر وجهت انجام رفتارهای مطلوب تلاش بیشتر می نمایند واگر نه چه کمی باشد وچه کیفی تاثیری در نتیجه وتغییر رفتاریابهبودمشکلات انضباطی نمی شود اینکه کیفی شده خوب است چرا که مارفتار رابا معیاری کیفی مانند پسر عالی ، پسر خوب و....... میدانیم.

3-      آیین نامه جدید اختیارات بیشتری به آموزش وپرورش منطقه (کمیسیون خاص آن )داده است وتا حدودی سعی درراحتی ارزشیابی دوره راهنمایی وجلو گیری از افت تحصیلی تنظیم شده است.

4-      درماده 37 آیین نامه درخصوص امحا ء اوراق امتحانات پس از 6 ماه برابر مقررات امحاء گرددمقررات مشخص نشده است لازم بود در تبصره ای مشخص می گردید مثلا قید می شد که شورای مدرسه صورتجلسه ای از تعداد اوراق ،نام درس وپایه تحصیلی تنظیم وبا کسب مجوز کتبی از اداره متبوع اقدام نماید ضمنا برای اوراق امتحانات پایه سوم راهنمایی نیز مدت امحاء اوراق نیز مشخص نگردیده است.

5-      در ماده 30 آیین نامه امتحانت آمده است ،دانش آموزی که در خرداد ماه با معدل 14 قبول گردد وسن وی بالاتراز سن متعارف (پایه دوره راهنمایی تحصیلی ) باشددرشهریور ماه حق امتحان پایه بالاتر دارد ودرصورت احراز قبولی به پایه تحصیلی بالاتر دوره راهنمایی ارتقاء پیدا کند اگر تبصره ای می گذاشتند که علاوه بر این شرایط نمرات دروس دانش آموز نیز درهیچ یک از درسهایی که امتحان داده کمتر از 14 یا 13 نباشد واز تک ماده (تبصره 18 )استفاده نکرده باشد خیلی بهتر بود و دانش آموز با آمادگی وانگیزه ی بیشتر امتحان می داد وهزینه ی زیادی هم در بر

       نمی گرفت .

6-      ماده 31  دانش آموزانی  که تاپایان شهریورماه در پایه سوم راهنمایی شرایط قبولی احرازنمی کنند  اجازه مجدد امتحان در دی ماه می دهد این ماده معایبی دارد که می بایستی اصلاح شود:  الف)بجای امتحان در دی ماه در هفته ی آخر مهر ماه می گذاشتندودانش آموزی که قبول می شد با مجوز کتبی اداره متبوع اجازه تحصیل در مدارس متوسطه روزانه میدادند.    ب)به دانش آموزی اجازه امتحان مجدد دهند که در شهریور ماه از 4 درس به کمتر تجدیدی داشته باشد.

7-      تبصره قبولی برای دروس (ریاضیات،عربی،انگلیسی،ادبیات فارسی)که پایه ای هستند ومرتبط با سال قبل وبعد تحصیلی دانش آموز می باشند حداقل نمره 5 به بالا بگذارند زیرا دانش آموزی که از صفر تک ماده 18 (تبصره قبولی)استفاده کند مسلما در سال بعد قادر به یاد گیری وگرفتن نمره مطلوب نخواهد بود.

 

 

8- یک یا دو درس در پایه های اول ودوم راهنمایی بصورت هماهنگ منطقه ای در سطح

 آموزش وپرورش برگزارو با ارسا ل سوالات استاندارد (علاوه بر هماهنگ استانی )انجام گیرد.ازمهمترین محاسن آن توجه به سوالات استاندارد،نتیجه گیری ومقایسه سطح کیفی وکمی

سنجش وحس رقابت می باشد.

9-دانش آموزان در امتحانات نوبت اول  از%50 کتب درسی ارزشیابی می شوند ودرامتحانات پایانی از کل کتب ،که از 50درصد اول کتب درسی دردونوبت امتحانات دانش آموزان دوبار مطالعه می کنندکه اگردربارم بندی ارزشیابی درامتحانات پایانی به قسمت اول (50درصد اول)

کتابها 2تا3 نمره درنظر بگیرند یااصلانمره ای در ارزشیابی نوبت دوم سوال ندهند.

10-باتوجه به اینکه محتواوحجم کتب درسی  دراین چندین سال تغییراتی کرده است اما به لحاظ ساعات تدریس دروس تغییری نکرده است که نیازاست دربرخی دروس اقدامات کارشناسی برای کسر یا اضافه نمودن آنها صورت گیردبطورمثال درس حرفه وفن از3ساعت به 2ساعت تغییرکندیادرس زبان انگلیسی در پایه اول  تدریس درهفته از2ساعت بیشتر شود.خیلی از دروس دیگرهم نیاز به تغییرات ساعاتی دارد درسهایی مانند:جغرافیا،ادبیات فارسی،تعلیمات دینی،

ریاضیات اول وهنرو....

11-زنگ کلاسی از90دقیقه به 70دقیقه تغییرپیداکند.الف)درمقطع ابتدایی 50دقیقه زنگ کلاسی است که دانش آموزراهنمایی( با ارتقاءیک مقطع) زنگ کلاسی اش دوبرابر می شود.

ب)دانش آموزان راهنمایی نیزبه مانند فراگیران دوره متوسطه وبالاترازآن زنگ کلاسی 90دقیقه دارندکه مسلما تحمل وطاقت آنها درساعات کلاسی باتوجه به شرایط سنی آنها یکسان نیست.

12-دریکی ازماده های آیین نامه آمده است که نمره پایانی میشود جای مستمر نیزگذاشت

بهتر بود که نمره مستمر جای پایانی گذاشته شود(درصورتی که دانش آموزنمره نداشته باشد)

چگونه می توان درارزشیابی یک ساعتی پایانی نسبت به سه ماه ارزشیابی مستمر دانش آموز ارزیابی ومقایسه کرد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط عبداله سالکی دولابی در سه شنبه یازدهم دی 1386 و ساعت 15:43 |

                                         

                                                        زندگینامه حجت الاسلام سیدمحمدخاتمی          

سیدمحمدخاتمی درسال 1322 درخانواده ای روحانی دراردکان یزدمتولدشد.

پدروی مرحوم آیت الله سیدروح الله خاتمی،ازروحانیان نیکنام وبلندآوازه ی آن دیاروعالمی فرزانه ،فقیهی روشن بین وعارفی مبارزومردمگرا بود.آن مرحوم به تعبیرحضرت امام خمینی (قدس الله سره الشریف)،"ازفروغترین چهره های تعهد،اخلاص،ایمان وچهره ی تابناک مبارزات خستگی ناپذیرروحانیت روشن ضمیردردهه های اخیراین مرزوبوم بود."بهره مندی ازمحضرپرفیض پدر،اولین توفیقی بودکه نسیب آقای محمدخاتمی شد.دوران ابتدایی ومتوسطه رادرزادگاه خویش وتحت عنایت وتربیت آن مرحوم سپری کرد.بهره گیری علمی وتربیتی ازحضورکسی که حضرت امام اورا"روشنفکری متدین،مجتهدی بزرگواری "وازخوبان امین"و"کم نظیر"

عصرخواند،درشکل گیری اندیشه ومنش آقای خاتمی تاثیربسزایی داشت.

آقای خاتمی درسال 1340 پیش ازاخذدیپلم ،به شوق تحصیل درعلوم ومعارف دینی –درحالی که بخشی ازمقدمات رادراردکان فراگرفته بود-رهسپارقم شد.چندسال بعددراصفهان ،همزمان رشته ی فلسفه رادردانشگاه وسطوح عالیه رادرحوزه ی علمیه ی آن شهر طی کرد.ازسال 1349 دردوره ی کارشناسی ارشدعلوم تربیتی دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت وپس ازآن ،درحالی که امکان استفاده ازبورس تحصیلی دوره ی دکترادرخارج ازکشور،ازسوی دانشگاه تهران برایش فراهم شده بود،به قم بازگشت وطی هفت سال باکوشش ،تمام مراحل دروس اجتهادی راگذراند.اودردروس خارج فقه ،وفلسفه،ازمحضراستادان فرهیخته وآیات عظام

مرتضی حائری یزدی(قده)درفقه ،وحیدخراسانی دراصول،سیدموسی شبیری زنجانی دررجال ودرایه،شهیدمرتضی مطهری (قده)وعبدالله جوادی آملی درفلسفه وتنی چندازعالمان وفقیهان بزرگ دیگربهره بردودراین میان ،دردروس خصوصی شهیدمطهری پیرامون فلسفه ی "هگل "و"مارکسیسم"شرکت ودردرسهای آن شهید بزرگوارراتقریرکرد.

آقای خاتمی درسال 1353 ازدواج کردکه حاصل این ازدواج ،دوفرزنددختربه نامهای لیلا ونرجس ویک پسربه نام عمادالدین است.

+ نوشته شده توسط عبداله سالکی دولابی در سه شنبه یازدهم دی 1386 و ساعت 15:0 |
آیت ا.... سیدعلی خامنه ای درسال 1318 هجری شمسی درشهرمشهدودریک خانواده روحانی چشم به جهان گشودودوران کودکی وتحصیلات مقدماتی خودرادرهمان دیارگذراند.وی تاسال 1343 درحوزه علمیه قم وسپس از1347 درسن 29 سالگی درحوزه علمیه مشهدتحصیل کرد.درحوزه حکومت پهلوی ازشاگردان نزدیک امام خمینی وازسرشناسترین بنیان گذاران مبارزات مسلمانان ایران بوده اند.این مبارزات از1342 بارهبری امام خمینی شکل جدیدی به خودگرفت . آیت ا....خامنه ای از1343 تا1357 جمعاسه سال ازعمرخودرادرزندان وبعدحدودیک سال رادرسخت ترین شرایط آب وهوادریکی ازنقاط کشوردرتبعیدبود.وی درسال 1357 ازتبعیدبازگشت ودراوج مبارزات مردم ایران،به همراه چندتن ازدوستان رهبری مبارزات مردم خراسان رابه عهده گرفت ایشان درهنگام عزیمت امام خمینی به پاریس به عضویت شورای انقلاب منصوب شوندوپس ازتشکیل دولت جمهوری اسلامی نمایندگی شورای انقلاب درارتش ومعاونت امورانقلاب ووزارت دفاع ملی رابه عهده گرفت سپس به فرماندهی سپاه پاسداران منصوب گشت.درست درهمین زمان ازجانب حضرت امام به امام جمعه تهران منصوب شد.وی درسال 1359 به نمایندگی مجلس شورای اسلامی انتخاب شد .درهمین سال پس ازتشکیل شورای عالی دفاع به سمت نمایندگی امام دراین شورامنصوب شد. د .ایشان در6تیر1360 پس ازیک نطق مهم درمجلس شورای اسلام که به گفته برخی ناظران به عزل بنی صدرازریاست جمهوری منجر گردید دریک محله فقرنشین تهران درحالی که پس ازنمازجماعت برای مردم سخنرانی می کردموردسوءقصدگروهک مجاهدین خلق قرارگرفت که ازناحیه دست وسینه به شدت مجروح شد. درهمین سال وپس ازشهادت دومین رئیس جمهوری ایران نامزد پست ریاست جمهوری ودرمهرماه همین سال با95 درصدکل آراءبه عنوان رئیس جمهورمنتخب مردم برگزیده شدودرسال 1364 مجددابه همین سمت منصوب شد.باشروع جنگ وی درجبهه های جنگ حضوری فعال داشت وآنطورکه گفته اندبه عنوان رئیس شورای عالی دفاع درکنارسایررزمندگان به نبردبادشمن پرداخته ایت آیت ا....خامنه ای درزمینه ترجمه کتاب نیز آثاری ازخودبرجای گذاشته واز جمله کارهای وی دراین زمینه می توان آینده درقلمرو اسلام (ادعا نامه علیه تمدن غرب)و(صلح امام حسن)رانام برد وازتالیفات وی نقش مسلملنان درآزادی هند،طرح کلی اندیشه اسلامی درقرآن،(صبر)،(ازژرفای نماز)(درست فهمیدن اسلام)(زندگی امام صادق)ومجموعه سخنرانی درباب امامت اشاره کرد.همچنین کتاب (مواضع ما)راباهمکاری شهیدبهشتی ،محمدجوادباهنروعلی اکبرهاشمینگاشته است. آیت ا....خامنه ای دردوران ریاست جمهوری به کشورهای بسیاری سفرکرده اندکه ازآن جمله می توان هند،لیبی،پاکستان،سوریه،الجزایر،موزامبیک،انگولا،تانزانیا،زیمباوه،یوگسلاوی،رومانی-کره شمالی،چین وهمچنین سخنرانی درجمع عمومی سازمان ملل درسال 1366 رانام برد. آیت الله خامنه ای به زبانهای عربی وترکی تسلط داردوگفته می شودکه ازصاحبنظران شعروادب نیزهست وی درسال 1368 وساعاتی پس ازرحلت امام ازسوی مجلس خبرگان به عنوان جانشین امام خمینی منصوب گردید.ثمره ازدواج ایشان 6 فرزنداست. آیت الله خامنه ای به زبانهای عربی وترکی تسلط داردوگفته می شودکه ازصاحبنظران شعروادب نیزهست وی درسال 1368 وساعاتی پس ازرحلت امام ازسوی مجلس خبرگان به عنوان جانشین امام خمینی منصوب گردید.ثمره ازدواج ایشان 6 فرزنداست.
+ نوشته شده توسط عبداله سالکی دولابی در سه شنبه یازدهم دی 1386 و ساعت 14:56 |

 

صد و شصت  نکته در مدیریت

توصیه هایی  برای مدیران، سرپرستان

1- در انجام کارها روی شیوه ای خاص تاکید نکنید. شاید کسی بتواند از مسیر کوتاه تر و بهتری شما را به مقصد برساند.

2- توجه داشته باشید دانش و تجربه، هیچ کدام به تنهایی رهگشا نیستند، مثل اکسیژن و هیدروژن که از ترکیب معینی از آنها هوای تنفس ما تامین میشود، میتوان با آمیختن دانش و تجربه ، راهکارهای حیاتی و استثنائی خلق کرد.

3- از هرفرصتی برای استخدام و به کارگیری افراد برجسته استفاده کنید.

4- به خاطر داشته باشید رعایت استانداردهای محیط کار در کارایی کارمندان موثر است.

5- با فرق گذاشتن بیهوده بین افراد گروه ، انگیزه کاری آنها را از بین نبرید.

6- از مشورت و نظرخواهی با نیروی جوان ابایی نداشته باشید.

7- با رفتارهای ضد و نقیض، اعتماد زیردستان را از خود سلب نکنید.

8- در به وجود آوردن فضای رقابتی سالم ، کوشا باشید.

9- برای ارتقای سطح دانش کارمندان و افزایش بهره وری آنان ، کلاسهای آموزشی ترتیب دهید و از لوازم کمک آموزشی بهره گیرید.

10- دقت کنید که توبیخ کارمند خطاکار ، باید متناسب با اشتباهاتش تعیین شود.

11- مطمئن شوید مامور خریدی که برای سازمان درنظر گرفته اید، علاوه برکاردانی و رعایت اصول درست بازاریابی ، مورد اعتماد ، زرنگ و خوش سلیقه نیز هست و همان گونه که برقیمت کالاها توجه دارد، بر زیبایی و کیفیت آنها نیز اهمیت می دهد.

12- درصورت لزوم با قاطعیت نه بگویید.

13- سعی کنید با اصول ساده روانشناسی آشنا شوید.

14- طوری رفتار کنید که دیگران شما را بعنوان الگو انتخاب کنند و آینده کاری دلخواه خود را در قالب شخصیت شما مجسم کنند.

15- هرگز درحضور کارمندان با دیگر معاشرین خود ، پشت سرافراد بدگویی نکنید.

16- رعایت سلسله مراتب کاری را به مسئولین و سرپرستان گوشزد کنید.

17- برای آزمودن کارمندانتان با آزمایشهای فاقد ارزش و بی اساس، شخصت آنان را زیر سئوال نبرید.

18- با شروع به موقع جلسات ، وقت شناسی را عملا" به حاضرین بیاموزید.

19- برای گیراتر شدن سخنان خود، همیشه چند عبارت کلیدی از بزرگان و افراد برجسته در ذهن داشته باشید و در موقع لزوم آنها را بکار ببرید.

20- در انجام کارها به سه نکته بیش از بقیه نکات توجه کنید : اعتماد به نفس ، اعتماد به نفس ، اعتماد به نفس .

21- انتقاد پذیر باشید.

22- با بی توجهی ، تلاش و زحمات زیر دستان را بی ارزش نکنید.

23- با وسواس بیهوده در انتخاب ، زمان را هدر ندهید و به خاطر داشته باشید زمان برای شما متوقف نمی شود.

24- برای حل مشکلات احتمالی ، دوراندیش باشید و مطمئن باشید با درنظر داشتن چند راهکار تخصصی ، هرگز در موارد اضطراری غافلگیر نخواهید شد.

25- نقش تبلیغات را در سودآوری سازمان نادیده نگیرید.

26- خواسته های خود را واضح و روشن بیان کنید و اطمینان حاصل کنید که کارمندان به خوبی از جزییات وظیفه ای که به عهده آنان است ، مطلع هستند.

27- از هرکس ، مطابق دانش و تجربه اش توقع داشته باشید تا بهترین نتیجه را بدست آورید.

28- وظایف کارمندان را متناسب با توانایی های فیزیکی و حرفه ای آنان تعیین کنید.

29- اگر از موضوعی علمی اطلاعی ندارید، یا احتیاج به توضیحات بیشتری دارید، بدون هیچ تردیدی سئوال کنید.

30- درموارد بحرانی ، خونسردی خود را حفظ کنید و چند استراتژی بحران زدایی مناسب با فعالیت سازمانی خود را پیش بینی و طراحی کنید تا در موارد لزوم از آنها استفاده کنید.

31- از رفتارهایی که شما را در سازمان عصبی معرفی می کند ، پرهیز کنید.

32- انتقامجو نباشید.

33- زمان پیاده سازی تصمیم گیریها ، به اندازه اخذ تصمیمات ، مهم است. چون ممکن است اجرای یک نقشه خوب تجاری در زمان نامناسب با شکست روبه رو شود.

34- در مورد چیزی که نمی دانید ، به کسی اطلاعات اشتباه ندهید و از گفتن نمی دانم ، هراسی نداشته باشید.

35- با محول کردن مسئولیت به کارمندان مستعد و خلاق ، زمینه رشد و خلاقیت آنان را فراهم کنید.

36- بدون تفکر و درنگ پاسخ ندهید.

37- نحوه چیدمان میز کارمندان و محل استقرار آنها را طوری انتخاب کنید که افراد فراموش نکنند در محل کارشان هستند و نباید بیش از حد مجاز باز هم به گفت و گو بپردازید.

38- حرفه ای ترین و بهترین حسابدار و مشاور حقوقی را استخدام کنید.

39- به مشکلات مالی افراد توجه کنید و درخواستهای موجه اخذ وام آنان را به تعویق نیندازید.

40- همیشه به خاطر داشته باشید تواضع و متانت برشکوه شما می افزاید.

41- اگر قاطعیت مدیر با مهربانی توام باشد ، تاثیر شگفت انگیزی بر اطرافیان خود خواهد داشت و فرمانبری با ترس جای خود را به انجام وظیفه با حس مسئولیت پذیری می دهد.

42- سامانه ای را جهت اخذ پیشنهاد اختصاص دهید و به کارمندان اطمینان دهید که درکمال رازداری به پیشنهادهای مطرح شده رسیدگی می کنید.

43- مطمئن شوید حق و حقوق دیگران توسط مسئولین و سرپرستان سازمان رعایت می شود.

44- چند ساعت از یک روز مشخص در ماه را به بازدید از سطوح مختلف سازمان و گفت و گوی رو در رو با کارمندان اختصاص دهید.

45- در سمینارهای مرتبط با فعالیت خود شرکت کنید.

46- درکمک رسانی های مراسم خیریه پیشقدم باشید.

47- با درایت و زیرکی همیشه درکمین شکار فرصتهای طلایی باشید.

48- صبرو حوصله را از مهمترین ارکان موفقیت تلقی کنید.

49- مسئولیت پذیر باشید.

50- به منظور اطلاع حاصل کردن از مطالب جدید علمی ، در چند سایت اینترنتی مرتبط عضو شوید.

51- چند تکه کلام اختصاصی و جالب برای خود انتخاب کنید.

52- تفکر و تعمق قبل از پاسخگویی راحت تر از پیدا کردن چاره ای برای تغییر آنچه عنوان شده می باشد.

53- وقتی می خواهید کاری را به کسی محول کنید ، روشی را برای عنوان کردنش انتخاب کنید تا حس مسئولیت افراد برانگیخته شود.

54- علت شکستهای سازمانی را تجزیه و تحلیل کنید تا ضمن تشخیص مسیرنادرست ، از تکرار آن جلوگیری کنید.

55- با بی اهمیت جلوه دادن کارهای کارمندان ، زحمات آنان را بی ارزش نکنید.

56- با انجام ورزشهای فکری ، قابلیت های ذهنی خود را تقویت کنید.

57- به هرکس فراخور فعالیت و بازده کاری اش پاداش دهید و با در نظر گرفتن پاداشهای مساوی ، حرکت افراد شایسته گروه را کند نکنید.

58- با به کارگیری مشاورین کارآزموده و متعهد، موقعیت بازارکار را تحلیل کنید و استراتژی بکار بگیرید که همیشه یک گام از رقبا جلوتر باشید.

59- اجازه ندهید بار مسئولیت کارمندان بی کفایت و کند ، بر دوش کارمندان خبره و ساعی تحمیل شود زیرا افراد با درک این بی عدالتی انگیزه خود را از دست می دهند.

60- دانش حرفه ای  خود را تا حدی بالا ببرید که در موارد لزوم در مقابل کلیه سئوالات حرفه ای حاضر جواب باشید.

61- زمان استخدام  افراد ،علاوه بر تست های مقرر شده ، تست هایی انجام دهید که مطمئن شوید کسی را که بکار می گمارید ، تنبل نیست ! زیرا افراد تنبل فشارکاری دیگران را بیشتر می کنند.

62- هنگام دست دادن ، دست افراد را محکم و صمیمانه بفشارید.

63- وقتی عصبانی هستید، در باره دیگران تصمیم گیری نکنید.

64- همیشه وقت شناس باشید. برای حضور به موقع ، می توانید از ترفند قدیمی 5 دقیقه جلو کشیدن ساعت استفاده کنید.

65- هرگز امید ارتقا را از زیردستان نگیرید ، زیرا به طور یقین ، انگیزه آنها برای تلاش از بین می رود.

66- سعی کنید در صورت لزوم در دسترس باشید و شانس حرف زدن را به همه سطوح سازمان بدهید. در این صورت شاید با ایده های درخشانی روبه رو شوید.

67- به کارمندان ساعی و متعهد بگویید که چقدر برای سازمان مفید هستید و شما به آنها علاقه و اعتماد دارید.

68- هیچگاه اجازه ندهید کسی حالت افسردگی و ناامیدی شما را ببیند.

69- به شایعات بی اساس بی توجه باشید و در مورد زیردستان از روی دهن بینی قضاوت نکنید.

70- خشکی جلسات طولانی را با شوخ طبعی قابل تحمل کنید.

71- از سرزنش کردن دیگران در جمع خودداری کنید.

72- برای همه سطوح سازمان حتی خدمه و نامه رسانها احترام قائل شوید.

73- از منشی خود بخواهید روز تولد کارمندان ، کارت تبریکی را که توسط شما امضاء شده است ، برایشان ارسال کند.

74- در موقع امضاء کردن نامه ها و مکتوبات آنها را به دقت مطالعه کنید و از امضاء کردن آنها، زمانی که حوصله و تمرکز ندارید پرهیز کنید.

75- خوش ژست و خوش بیان باشید و درجمع با انرژی و اشتیاق حاضر شوید.

76-با قدردانی به موقع از کارمندان ، انرژی کاری آنان را افزایش دهید وحسن خلاقیت را در آنان تقویت کنید.

77- موقع حرف زدن با اعتماد به نفس به چشمان افراد نگاه کنید و همیشه متبسم باشید.

78- هرگز برای پیشبرد اهداف کاری خود ، دیگران را با وعده های بی اساس فریب ندهید.

79- سعی کنید اسامی کارمندان را به خاطر بسپارید و درحین صحبت کردن با آنان ، اسمشان را به زبان بیاورید.

80- همواره به خاطر داشته باشید به کار بردن الفاظ مؤدبانه از اقتدار شما نمی کاهد.

81- اشتباهات زیردستان را بیش ازحد لازم به آنها گوشزد نکنید.

82- امین و رازدار افراد باشید.

83- روی اشتباهات خودپافشاری نکنید و بی تعصب خطاهای خود را بپذیرید.

84- با عبارات کنایه آمیز و نیشدار به دیگران درس عبرت ندهید.

85- با آرامش و خونسردی به حرفهای دیگران گوش کنید و برای صرفه جویی در زمان مرتبا" حرف آنان را قطع نکنید.

86-روش محاسبات مالی را تاحدی یاد بگیرید تا قادر به تجزیه و تحلیل های گزارشات مالی سازمان باشید.

87- درجلسات دائما" به ساعت خود نگاه نکنید.

88- به نحوه پوشش و ظاهر خود توجه کنید.

89- تا صحت و سقم مساله ای روشن نشده ، کسی را مواخذه نکنید.

90- معاشرین چاپلوس خود را جدی نگیرید.

91- نکات جالب و پندآموز کتابهایی را که می خوانید ، در دفتری یادداشت کنید و در موارد مناسب آنها را بکار ببرید.

92- انعطاف پذیر باشید.

93- بدون توهین به عقاید دیگران ، با آنها مخالفت کنید.

94- نسبت به قول خود پایبند باشید.

95- درموقعیت های بحرانی برخود مسلط باشید و نگذارید زیردستان از اضطراب شما آگاه شوند.

96- برای حرف زدن زیباترین و خوش آهنگ ترین الفاظ را انتخاب کنید.

97- ریسک پذیر باشید.

98- نحوه استفاده از نرم افزارهای مرتبط با کار خود را بیاموزید.

99-برای ثبت ایده های درخشانی که ناگهان به ذهن می رسند، همیشه یک قلم و کاغذ به همراه داشته باشید.

100- کتابخانه سازمان را به روز کنید و اسامی کتابهایی را که اضافه می شود بصورت لیست منتشر شده در اختیار کارمندان قرار دهید.

101- مطمئن شوید ابراز رضایت شغلی افراد به سبب ترس ازتوبیخ مسئولین و سرپرستان نیست.

102- به واسطه مدیر بودن خود ، از دیگران توقع بیجا نداشته باشید.

103- در اولین قرصت درخاتمه دادن به مشاجرات و کدورتهایی که بین کارمندان پیش می آید، حکمیت کنید و برقرار کننده صلح و آشتی باشید.

104-درمصاحبه استخدامی افراد به سوابق کاری آنان توجه کنید و به خاطر داشته باشید کارمند موفق کارنامه ای پربار به همراه دارد.

105- از انحصاری کردن خدمات رفاهی سازمان پرهیز کنید و اجازه دهید همه سطوح از این خدمات بهره مند شوند.

106- زمان دقیق پیاده سازی تصمیمات اخذ شده را پیدا کنید ، چون ممکن است اجرای یک نقشه خوب ، در زمان نامناسب با شکست روبه رو شود.

107- برای حفظ اطلاعات سازمانی ، از بهترین و پیشرفته ترین سیستم حفاظتی استفاده کنید.

108- زبده ترین کادر بازاریابی را گردآوری کنید و حتی زمانی که سوددهی سازمان در وضع مناسبی قرار دارد، از آنان بخواهید ریتم فعالیت های خود را کند نکرده و همچنان به صورت جدی ادامه دهند.

109- به مظنور جلوگیری از تک روی ورقابت های ناسالم، روحیه انجام کار گروهی در سازمان را تقویت کنید.

110- از عنوان کردن فرامین غیرقابل اجرا و غیرمنطقی احتراز جویید، زیرا جز خدشه دار کردن شخصیت حرفه ای شما پیامدی ندارد.

111- عملکرد افراد را در زمان اضافه کاری کنترل کنید تا بدینوسیله از سوء استفاده افراد ناشایست که بعنوان اضافه کاری در سازمان به انجام کارهای شخصی یا اتلاف وقت می پردازند ، جلوگیری شود.

112- از نگارش واژه ای که از صحت املای آن اطمینان ندارید، پرهیز کنید و برای حصول اطمینان از نگارش صحیح لغاتی که فراموش کرده اید، همیشه یک فرهنگ لغت در دسترس داشته باشید.

113- وقتی در مورد موضوعی محرمانه صحبت می کنید، مراقب استراق سمع دیگران باشید.

114- اموال مهم سازمان را بیمه کنید.

115- در سلام کردن و ایجاد ارتباط دوستانه پیشقدم باشید.

116- مراقب سلامتی خود باشید و هرگز از یاد مبرید عقل سالم در بدن سالم است.

117- مطمئن شوید کادر مالی شما به موقع در پرداخت صورت حسابها اقدام می کنند و پرداختها بنا به دلایل غیرموجه ، به تعویق نمی افتد . چون تاخیر در پرداخت ها به اعتبار مالی شما لطمه جبران ناپذیری وارد می کند.

118- عیب جو و بهانه گیر نباشید و اجازه ندهید این دو خصلت د رشما به عادت مبدل شود.

119- هرگز از خاطر نبرید انسان ، اشرف مخلوقات است و با درایت و پشتکار میتواند برای هرمشکلی ، راه حال مناسبی پیدا کند.

120- برخی از بازنشستگان پس از بازنشستگی تمایل به ادامه کار دارند ، اگر می خواهید این افراد را به کار بگیرید توجه داشته باشید توانایی و انرژی و یا انگیزه کافی جهت نیل به اهداف سازمانی در این افراد وجود داشته باشد و درخواست کار آنها صرفا" به دلیل رفع نیاز مالی نباشد.

121- همواره هوشیار باشید کسی در سازمان جهت حفظ عنوان شغلی و موقعیت خود به عنوان ترمز برای نیروهای فعال و پرانرژی عمل نکند.

122- از اشتباهات خود درس بگیرید و آن را به دیگران نیز درس بدهید.

123- حتی وقتی موردی پیش آمده که به شدت ترسیده اید ، اجازه ندهید اطرافیان از این حس شما مطلع شوند.

124- افراد متخصص سازمان را برای اخذ نشریه های تخصصی آبونه کنید.

125- هیچکس را دست کم نگیرید.

126- حامی ضعیفان  باشید واجازه ندهید حق کسی ضایع شود.

127- اگر درجمعی هستید که موضوع مورد بحث را نمی دانید و روشن شدن این امر به اعتبار علمی شما لطمه خواهد زد ، لازم نیست با اظهار نظر در مورد آن ، عدم آگاهی خود را عیان سازید. می توانید سکوت کنید تا در اولین فرصت به تکمیل اطلاعات خود بپردازید.

128-آرام و شمرده صحبت کنید.

129- زمانی که از کسی اشتباهی سر می زند ، با رفتار صحیح و منطقی او را شرمنده کنید ، نه با توهین و ناسزا .

130- به اندازه کافی استراحت کنید و اجازه ندهید خستگی و استرس به سلامت روحی شما لطمه وارد کند.

131- هر از چند گاهی جلسه ای به منظور پرسش و پاسخ با حضور سرپرستان و مسئولین ترتیب دهید تا از صحت عملکرد و برنامه های آنان مطمئن شوید.

132- سرپرستان و مسئولین ، پل ارتباطی مدیریت و کارمندان هستند ، تا از استحکام این پل مطمئن نشده اید بی محابا گام برندارید، چون در غیر این صورت ممکن است سقوط کنید.

133- کارمندان را تشویق کنید تا با ابتکار در انجام کارهایشان راههایی برای صرفه جویی و پایین آوردن هزینه ها پیدا کنند.

134- کتاب قانون تجارت را در دسترس داشته باشید.

135-با توجه بیش از حد به افراد خاص ، حسادت دیگران را برانگیخته نکیند.

136-به دیگران فرصت جبران اشتباهاتشان را بدهید.

137- نقاط ضعف و قوت خود را کشف کنید.

138- مطمئن شوید هیچ منبع انرژی ، بیهوده به هدر نمی رود . برای مثال کسی را موظف کنید تا از خاموش بودن چراغها و بسته بودن شیرهای آب پس از اتمام ساعات اداری و خروج نیروها اطمینان حاصل کند.

139-با اولین برخورد ، در مورد کسی قضاوت نکنید.

140- حس ششم خود را نادیده نگیرید.

141- هرکسی را فقط با خودش مقایسه کنید ، نه با دیگران .

142-برای هربخش ، یک جعبه کمک های اولیه تهیه کنید.

143-اعجاز عبارات تاکیدی و مثبت را نادیده نگیرید.

144- راحت ترین مبلمان و چشم نوازترین وسایل را برای اتاق خود تهیه کنید و برای استفاده بهینه از فضا و زیبایی محیط از طراحان داخلی کمک بگیرید.

145- پنچره ها را مسدود نکنید، اجازه دهید همگان از نور وهوای تازه که ارزانترین موهبتهای الهی هستند ، بهره مند شوند. گاهی وزش یک نسیم می تواند آرامش چشمگیری برای محیط به ارمغان بیاورد.

146- ازانجام هر جابه جایی برای نیروی انسانی در محیط کار ، نمی توان نتیجه مطلوب گردش شغلی را حاصل نمود. اگر جابه جایی کارمندان اصولی و حساب شده نباشد ، باعث افت راندمان کاری و دلزدگی آنان از کارشان می شود.

147- مراقب باشید و اجازه ندهید سرپرستان و مسئولان برای پیاده سازی نظرات شخصی و اجرای فرامین خود ، خودسرانه دستوری را به اسم شما اعلام کنند ، زیرا در این صورت اگر این دستورات صحیح و قابل اجرا نباشد، از حسن شهرت و محبوبیت شما کاسته خواهد شد.

148- سرمایه های مالی ، وقت و انرژی نیروی انسانی را با آموزشهای غیرضروری به هدر ندهید. برای هرکس آموزشی را تدارک ببینید تا بتواند از آن در بهبود بخشیدن کارهایش استفاده کند. درغیر این صورت وقتی فرصتی برای استفاده از این آموخته ها دست ندهد، خیلی زود به ورطه فراموشی سپرده میشود و هرگز تبدیل به یک مهارت نمیشود.

149- بی طرفانه راجع به مسائل تصمیم گیری کنید تا زاویه دید شما وسعت پیدا کند.

150-با هرنوع بی انضباطی مبارزه کنید.

151- روز خود را با خوردن صبحانه ای مقوی آغاز کنید.

152- از ایمن بودن آسانسورها و سایر وسایل مهم اطمینان حاصل کنید و اگر احتیاج به تعمیر یا تغییر دارند ، بدون فوت وقت اقدام کنید.

153-حتی اگر سن شما از کارمندان کمتر است ، آنچنان دلسوزانه با مسائلشان برخورد کنید تا لقب { پدر سازمان } را کسب کنید.

154- جهت حفظ سلامتی و چالاکی هر روز حداقل 15 دقیقه نرمش کنید.

155- در برخی از برنامه ریزی ها و اخذ تصمیمات از کارکنان نیز نظرخواهی کنید تا با این مشارکت صمیمیت بیشتری بین مدیریت و کارکنان برقرار گردد و حس مسئولیت پذیری افراد افزایش یابد.

156- از کارکنان بخواهید اگر با مشکلی روبه رو می شوند ضمن اعلام آن مشکل ، چند راه حل مناسب نیز ارائه دهند.

157- گاهی اوقات بدون اطلاع قبلی وارد اتاق کارکنان شوید وشخصا" با آنان به گفت و گو بپردازید.

158- با برقراری امنیت شغلی در محیط ،روحیه کاری افراد را بهبود ببخشید.

159- اگر به افراد شخصیت بدهید و با برخوردهای نادرست عزت نفس آنان را پایمال نکنید آنان به مثابه اهرم عمل می کنند و قادر خواهند بود مسئولیت هایی که به عهده آنان است بدون استرس و فشار روحی و با کیفیت بهتری به انجام برسانند.

160- مشوق و ترویج دهنده کار تیمی باشید تا هماهنگی و همسویی کارکنان جایگزین رقابت های ناسالم شود.

 

+ نوشته شده توسط عبداله سالکی دولابی در سه شنبه یازدهم دی 1386 و ساعت 14:52 |

سرزنش نكنيد

 

.

به او بياموزيم كه براي ابراز احساساتش روش منطقي به كار ببرد. كودكي كه عزت نفس اندك دارد دائم نگران است ،زيرا فكر مي كند اگر در كاري شكست بخورد بدون شك تنبيه و يا تحقير مي شود، بنابراين علاقه اي به آزمودن موضوعات جديد ندارد و فقط در موقعيت هاي امتحان شده و آشنا احساس آسودگي خيال مي كند. براي اين كه بتواند احساس عدم اعتماد به نفس را در خود از بين ببرد، پيرو برنامه اي خشك و انعطاف  ناپذير و تشريفاتي مي شود تا به خود قيافه كنترل و نظم داشتن بدهد زيرا نسبت به توانايي هايش اعتمادي ندارد. هرگاه مرتكب اشتباهي شود خودش را مرتب سرزنش مي  كند در نتيجه بيشتر احساس بي لياقتي كرده و ديگر لزومي نمي بيند تلاش كند و انگيزه اش را هم از دست مي دهد و پس از زماني كه انگيزه در او از بين رفت چيزي وجود نخواهد داشت كه او را خشنود سازد. بيشتر اوقات تكاليف مدرسه، كودك را دچار تشويش مي كند و اين نگراني اعتماد به نفس او را از بين مي برد. براي اين كه كودكان مان هنگام انجام دادن تكاليف مدرسه شان دچار اضطراب و نگراني نشوند، بايد:

*تكاليف خود را در اتاقي آرام و بي سروصدا كه حواسشان پرت نشود انجام دهند، چرا كه آشفتگي ذهني باعث تشويش و اضطراب شده و ترسي غالب بر آنها مستولي مي شود كه تمركز حواس را از آنها مي گيرد.
*
وقتي والدين قصد دارند در يادگيري دروس به كودكان كمك كنند بايد كنارشان آرام بنشينند و با صداي ملايم صحبت كنند؛ بدين ترتيب آنها مجبور نمي شوند تا بر ترس ديگري كه همان عصبانيت والدين هنگام اشتباه كردن است غلبه كنند.

*راه ديگر آموزش به كودكان مضطرب اين است كه به آنها كمك كنيم تا ترسهاي فلج كننده شان كه معمولاً  از خطاهاي هنگام يادگيري ناشي مي شود را فراموش كنند. اين خطاها مثلاً  در زمان انجام دادن تكاليف مدرسه و يا در بازي هاي گروهي ممكن است به وجود آيند و بايد از آنها براي آموزش كودك بهره جست. وقتي كودك مرتكب خطايي مي شود به جاي سرزنش كردن وي سعي كنيد از آن خطاها واكنش  مثبتي به وجود آوريد. مثلاً  به او بگوييد:« بهتر است اين مسأله را بررسي كنيم و وقتي فهميديم مشكل چيست مي توانيم حلش كنيم. »

به كودك خود بياموزيم كه كف نفس داشته باشد. كف نفس يعني اين كه بتوانيم خونسرد بنشينيم و فكر كنيم، تصميم بگيريم و عواقب رفتارمان را تجسم نماييم. كودك مضطرب نمي تواند روي تصميم هاي آني خود كنترلي داشته باشد بنابراين نمي تواند عزت نفس اندكش را اصلاح كند.

روشهايي براي كمك به فرزندان

والدين براي كمك به فرزندان خود بايد:

1-    براي فرزندان خود وقت كافي در نظر بگيرند و دقيقاً توضيح دهند كه چرا رفتاري پذيرفتني است در حالي كه رفتاري ديگر چنين نيست و هنگام سرزنش فرزند خود آن رفتار خاص را مورد خطاب قرار دهند نه شخصيت كودك را.

2-     عضي مواقع عدم وجود مهارتي خاص موجب اضطراب مي شود؛ مثلاً  كودكاني كه نمي توانند وارد جمع كودكان ديگر شوند به كمك والدين خود نياز دارند كه اين مهارت را به وي بياموزند و بدين ترتيب وحشت از اين كه اساساً  ايرادي در وجودش دارد را از وي دور سازند.

3-    وقتي كودكي هنگام آموختن درس خود دچار تشويش و نگراني مي شود به او كمك كنيد تا مشكل خود را تشخيص دهد و برطرف سازد.

4-    وقتي اشتباهي صورت مي گيرد تا جايي كه امكان دارد براي اصلاح آن وقت كافي بگذاريد زيرا عجله كودك را نگران مي كند.

5-    سعي كنيد از راههاي گوناگون به كودك خود آموزش دهيد. مثلاً  يك كودك ممكن است آموزش ها را تنها به صورت شفاهي درك نكند بنابراين كاري را كه بايد او انجام دهد هر قدر هم كه ساده باشد كاملاً  شرح داده و به طور عملي انجام دهيد. (مثلاً  پيام تلفني گذاشتن را به طور عملي به او بياموزيد)؛ برخي از كودكان هنگام ديدن بهتر درك مي  كنند تا شنيدن. كودك وقتي كاملاً  متوجه شد كه چه توقعي از او دارند احساس آرامش و راحتي بيشتري مي كند. برخي از كودكان نيز معيارهاي بالايي براي خود در نظر مي گيرند كه سبب تشويش و نگراني مي شود و وقتي نمي توانند به آرزوهاي غيرواقعي شان دست يابند« احساس شكست»  ميكنند و ذهنشان آشفته مي شود؛ در اين مواقع كمتر مي درخشند.

6-    والدين براي اين كه كودكشان را از نگراني برهانند بايد او را دايم تشويق يا تحسين كنند البته تشويق، اغراق آميز و ناپخته نباشد. كودكان معمولاً  از كارهاي خود خيلي انتقاد مي كنند و از آنچه كه انجام مي دهند زياد راضي نيستند.

7-    برخي از كودكان هر نوع تعريف و تمجيد را يك جور مزاحمت تلقي مي كنند. واكنش فرزندتان نسبت به تعريف و تمجيد را مشاهده كنيد و وقتي متوجه شديد كه كودكتان حتي هنگام تعريفي مثبت آشفته خاطر و مضطرب مي شود تا جايي كه امكان دارد او را به حال خود بگذاريد و كاري به كارش نداشته باشيد.

8-     والدين كودكي كه نمي تواند خشم خود را كنترل كند بايد او را تشويق كنند تا روي يك كار- نه چند كار همزمان- وقت بگذارد و از بار اضافي و اضطراب ناشي از خستگي و گرسنگي بپرهيزد زيرا ممكن است اميدش را در راه رسيدن به اهدافش از دست بدهد.

9-     والدين بايد از كودك بپرسند كه چه اهدافي دارد.

10-      وقتي هدف كودك مشخص شد بايد به او كمك كنند كه تشخيص دهد آيا هدفش با واقعيت همخواني دارد يا خير و اگر چنين بود براي رسيدن به آن، او را تشويق كنند.

11-      - والدين كودك نگران بايد به او كف نفس بياموزند. براي پدر يا مادر اين كه كودكش مي گويد:« من خيلي احمق هستم.» يا« هيچ كاري از دستم برنمي آيد؟»سخت است. ولي وقتي كودك نسبت به خود چنين احساسي دارد فرياد كشيدن بر سر او هيچ دردي را درمان نمي كند. وقتي به او دستور مي دهيم كه اين گونه صحبت نكند تنها نگراني اش را افزايش داده ايم. مجبوريم احساسات منفي كودكان را بپذيريم تا بتوانيم آنها را تغيير دهيم. به جاي اين كه با زورگويي او را از داشتن احساسات منفي منع كنيد برايش محيطي فراهم كنيد تا بتواند اين احساسات را ابراز كند ولي با روشي درست به او نشان دهيد كه اين احساسات واقعيت ندارند. در اين گونه مواقع والدين مي توانند از روش هاي زير بهره جويند:

درك احساسات كودكان

روشي درست به او نشان دهيد كه اين احساسات واقعيت ندارند. در اين گونه مواقع والدين مي توانند از رو ش هاي زير بهره جويند:

1-توجه كودك را روي كاري كه دارد انجام مي دهد متمركز كنيد و توانايي هاي او را هرگز ارزيابي نكنيد و از نارضايتي ديگران نيز صحبتي به ميان نياوريد. مثلاً  بهتر است به او بگوييد« روي اين كار خيلي وقت مي گذاري. »نه اين كه بگوييد:« خيلي كند كار مي كني».

2- صميميت و اعتقادي كه والدين نسبت به كودك احساس مي كنند به وي اطمينان خاطر مي بخشد و بدون ترديد او را به سوي كشف بهترين استعدادش سوق مي دهد. تلاش و جديت او را تحسين كنيد. تا جايي كه امكان دارد به او اجازه دهيد خودش بسياري از تصميم هايش را بگيرد. همه كودكان _ به وي?ه كودكان نگران- بايد مطمئن شوند كه ما علاقه منديم بدانيم آنها مسائل را چگونه مي بينند و از شنيدن تفكرات و تصورات آنها لذت مي بريم.

3- از آنجايي كه تنبيه و تهديد يا بي حوصلگي و عصبانيت، نگراني كودكان را افزايش مي دهد بايد از آن اجتناب شود. وقتي كودك حس مي كند كه از او نااميد شده ايم از ترس يخ مي زند و گاهي اوقات شرمنده مي شود. بايد براي كودك محيطي فراهم آوريم كه هم احساس امنيت كند و هم بتواند طعم تلاش و شكست را با هم بچشد.

احساس ديگري كه باعث به وجود آمدن طرز فكري منفي در كودك و عزت نفس اندك مي شود عصبانيت است. يعني كودكي كه عزت نفس اندك دارد بسيار گوشه گير، منفي باف، عبوس و نق نقو است و در اكثر كارها اشتياقي از خود نشان نمي دهد. كودكي كه عصباني است توجهي به راضي و خشنود نگهداشتن ما ندارد. حتي ممكن است طوري رفتار كند كه نشان دهد نسبت به انجام دادن تكاليف مدرسه يا برآوردن توقعات ما دل نگراني ندارد و حتي سعي مي كند خود را با اعتماد به نفس نشان دهد و بگويد نيازي به كمك، تأييد يا حمايت ديگران ندارد. اما كودك عصباني نياز مبرمي به كمك دارد.

خشم كودكان

موارد زير موجب خشم كودكان مي شود:

1-    وقتي چيزي جلوي موفقيت و پيشرفت او را مي گيرد. 2-وقتي به آنها برچسب هايي مانند بد، بي عرضه، لوس يا بي معرفت زده مي شود.  3-  وقتي كه احساس ضعف يا عدم كنترل مي كنند.

عصبانيت اغلب دفاعي در برابر عزت نفس اندك است. كودك به جاي اين كه در برابر نااميدي بايستد يا عدم قدرت خود را بپذيرد احساس خشم مي كند و چنين خشمي به روش هاي متعددي بروز مي كند:

1-       سعي مي كند ديگران نسبت به او احساس بدي داشته باشند تا متوجه عزت نفس اندك او نشوند. بنابراين نسبت به بچه هاي كوچك و ضعيف تر قلدري مي كند و با هم سن و سال هاي خود رفتار پرخاشگرانه اي دارد.

2-        بسياري از كودكان عصباني احساس ضعف مي كنند و مثلاً به اين دليل كه جلوي موضوعي بسيار اضطراب آور كه در محيط زندگي شان در حال وقوع است (مثل طلاق و يا مشكلات مالي خانوادگي) را نمي توانند بگيرند سعي دارند دست به خشونت زده و بدين ترتيب احساسات ناخوشايند خود را سركوب كنند.

3-        وقتي كودكي احساس مي كند كساني را كه دوست دارد نسبت به او بد فكر مي كنند، ممكن است درد و رنج ناشي از اين موضوع را با خشم پنهان سازد. چنين كودكاني هنگام دفاع در برابر نارضايتي والدين احتمال دارد با خود فكر كنند كه: «اهميتي نمي دهم آنها چه فكر مي كنند.» يا «اهميتي نمي دهم كه بد، لوس، احمق، بي فكر يا تنبل هستم.»

4-       طبق قاعده اكثر مواقع كودكان بايد به بزرگترها احترام بگذارند يا فقط چيزي بگويند كه خوشايند باشد. مثلاً «اگر حرف خوبي براي گفتن نداري حرف نزن!» را غالباً بزرگترها به كوچكترها مي گويند. بدين ترتيب به كودك اجازه داده نمي شود تا تفكرات و احساسات خود را بيان كند و سكوت كردن او را عصباني مي كند.

5-        عصبانيت كودك را به سوي تمرد و رفتاري شكننده سوق مي دهد و بدين ترتيب ممكن است كه تنبيه هم بشود، بنابراين (به سبب عدم تأييد ديگران) عصبانيتش افزايش مي يابد.

روش مقابله با خشم كودكان

با كودك عصباني بايد اساسي برخورد كنيم تا بتوانيم روش هاي جديد ارتباط با او را بيابيم:

1-          اولين كاري كه بايد انجام دهيم اين است كه عصبانيت او را بپذيريم و تشخيص دهيم كه چه چيزي او را عصباني كرده است. 2-  بايد به كودكان اطمينان دهيم كه مي خواهيم او را درك كنيم. اگر كودكان از صميم قلب تشويق شوند كه درباره احساسات شان صحبت كنند سرانجام مي توان مشكلاتي كه شكل عصبانيت به خود گرفته اند را تشخيص دهيم و بدين ترتيب در رفع آنها كمك كنيم. 3 -  بايد سعي كنيم مشكلاتي را كه در قالب عصبانيت بروز مي كنند مورد خطاب قرار دهيم. وقتي كودك را متوجه كنيم كه مي دانيم رفتار او ناشي از چه مشكلي است او مطمئن مي شود كه به اساس نيكي وجودش ايمان داريم و همه چيز رفع خواهد شد. 4-  كودك را بايد مطمئن سازيم كه عصبانيت وي يا هر چيزي كه پشت اين خشم پنهان است، هيچ گونه آسيبي به روابط وي با ما نخواهد زد. بسياري از كودكان مايل نيستند تفكرات و احساساتشان را براي ما بگويند، چون معتقدند كه اگر صادق و رو راست باشند ما از سخنانشان تعجب مي كنيم و عصباني مي شويم.  5-  بايد به عصبانيت كودك حتي اگر مستقيماً متوجه ما باشد اهميت بدهيم. بعضي مواقع كودك از دست پدر يا مادرش كه به او توجه كافي ندارند عصباني مي شود. به هر حال اگر كودك بپرسد كه چه چيزي موجب عصبانيتش شده است، مؤثرتر خواهد بود. كودك در سن ۵ سالگي توانايي زيادي دارد تا فكر و احساسش را بيان كند به شرط اين كه در محيطي امن و مطمئن قرار داشته باشد، يعني مطمئن باشد اگر بگويد چه احساسي دارد شما عصباني نمي شويد يا به او گوشه و كنايه نمي زنيد و او را به لوس يا خودخواه بودن متهم نمي كنيد.

افسردگي مورد ديگري است كه باعث كاهش عزت نفس مي شود. افسردگي در كودك موجب اختلال در يادگيري، بازي و توسعه روابطش با ديگران مي شود و بعضي مواقع نيز حتي مانع ارتباط او با والدين مي شود و اغلب بي سروصدا به وجود مي آيد.

علائم افسردگي

كودك افسرده علائم زير را از خود بروز مي دهد: 1- تابع اميال آني خود است. او باور ندارد كه مي تواند مشكلاتش را حل كند. بنابراين براي به دست آوردن اعتماد به نفس تلاش كمي مي كند و كاري را پيگير انجام نمي دهد. 2- او خود را از آن نوع افرادي مي داند كه در هر مرحله از زندگي دست به هر كاري بزند، شكست مي خورد. 3-  داوطلب نمي شود چرا كه معتقد است شركت او در كاري ارزشمند نيست. 4-  معلومات شخصي كمي دارد و احساس مي كند كه شايسته آگاهي نيست و چون مي ترسد ديگران او را تأييد نكنند محتاطانه سخن مي گويد. 5-  او معتقد است هميشه مردم را از خود نااميد مي كند بنابراين مدام از ديگران كناره گيري مي كند. 6- مدت زمان قدرت تمركز او كوتاه است. 7-  برخي از كودكان افسرده دچار عذاب شديد روحي اند، به طوري كه براي خود انواع متفاوتي بيماري مي تراشند و يا براي اين كه ديگران از آنها توقع انجام دادن كاري را نداشته باشند تمارض مي كنند و احتمالاً معتقدند كه ديگران فقط زماني آنها را دوست خواهند داشت كه حس ترحم شان را برانگيزانند. 8-  او دوست دارد شخص ديگري باشد. علامت ديگر افسردگي دروغگويي يا حسادت است. كودك وقتي اعتماد به نفس ندارد نسبت به هم سن و سال هاي خود حسادت مي ورزد.

چگونه مي توان كودكي را از افسردگي رها ساخت؟

1-    بايد به او ياد بدهيم هدفي واقعي كه مناسب توانايي هايش باشد در نظر بگيرد. اهداف فوق العاده  بزرگ كه امكان دسترسي به آنها نيست ممكن است بهانه اي براي طفره رفتن از تلاش كردن باشد و اهدافي هم كه دستيابي به آنها خيلي ساده و آسان است احتمالاً به او يادآوري مي كند كه از مبارزه مي ترسد. به جاي اين كه او را تشويق كنيم تا مثل نقاشي بزرگ، رئيس جمهور يا ستاره اي ورزشي شود به او ياد دهيم دريابد كه امروز يا اين هفته چه مي خواهد به دست آورد؟ 2-  به او كمك كنيم تا براي رسيدن به هدفش تلاش كند. كودكان افسرده در عين حال كه شروع به آموختن مهارت هايي براي كسب عزت نفس مي كنند به حمايت عاطفي وي?ه اي هم نياز دارند. 3-  اجازه دهيم كه كودك گاهي طعم شكست را بچشد تا بفهمد كه كجاي كارش اشتباه بوده است. 4-  سعي كنيم به او تفهيم كنيم كه مي تواند موفقيت هاي كودكان ديگر را بدون اين كه احساس حسادت كرده و يا در مقابل نسبت به خود احساس بدي پيدا كند، تحسين نمايد. كودكي كه عزت نفس بالايي دارد نسبت به مهارت، استعداد و وي?گي هاي كودكان ديگر احساس خوشحالي مي كند ،ولي كودكي كه عزت نفس اندكي دارد در برابر توانايي هاي ديگران احساس شكست مي كند. 5-  به او كمك كنيم تا تصميم بگيرد و روي تصميم خود ثابت قدم بماند و عواقب احتمالي آن را نيز بپذيرد. برخي از پيامدها خوب و برخي بد هستند، مهم اين است كه كودك بياموزد با تغييرات سازگاري يابد. 6-  به حرف هاي او گوش كنيم و تأييدش نماييم. بسياري از كودكان افسرده تصور مي كنند افكار و احساساتشان زير عدم پذيرش ديگران مدفون مي شوند. ممكن است چنين كودكاني از گفتن تصوراتشان هراس داشته باشند و يا نتوانند اشاره اي به آنها كنند و كمتر بفهمند كه چه مي خواهند يا چه احساسي دارند. آنها ممكن است زودرنج باشند و نسبت به هر چيزي احساس گناه كنند. 7- كودك افسرده نمي تواند احساس شادماني كند. او را بايد درك و راهنمايي كنيم. وقتي به او كمك مي كنيم تا هدفي براي خود در نظر بگيرد و در مورد آن تصميم بگيرد و اگر شكست خورد آن را پذيرفته اما به راهش ادامه دهد در واقع او را به سوي نگرشي مثبت هدايت كرده ايم. آنگاه او متوجه مي شود كه توانايي هايش مؤثرند و اعتماد به نفسش افزايش مي يابد.

 

 

+ نوشته شده توسط عبداله سالکی دولابی در سه شنبه یازدهم دی 1386 و ساعت 14:17 |

                                   وامکانات ورزشی،بهداشتی ووسایل آموزشی و پرورشی در مدرسه.

                                 12 - کوشش ونظارت بر اموال مدرسه و نگهداری آن.

                         13- انجام فعالیت های اجتماعی وتربیتی دانش آموزان از طریق فعال نمودن شورای دانش آموزی

                        و تشکیل گروههای انجمن های دانش آموزی.

                          14- پرورش ورشد فضایل اخلاقی بر اساس ایمان به خدا وتقوی و پیشگیری از نفوذ آفات

                       فکری و اخلاقی و شکوفا شدن استعدادها.

                  15- نظارت دقیق بر نحوه رفتار،کردار و پوشش اسلامی دانش آموزان در داخل وخارج از مدرسه

                                براساس موازین اسلامی و دستور العمل های مربوطه.

                          16- نظارت بر مراسم صبحگاهی و برگذاری نماز جماعت در مدرسه.

                  17 - سعی در شناخت دانش آموزان بی بضاعت و ایجاد زمینه کمک با حفظ شئون وشخصیت آنان.

                    18- نظارت بر حسن اجرای امتحانات کتبی، شفاهی، مستر وعملی ونحوه تصحیح اوراق امتحانی

                                 دانش آموزان از سوی معلمان.

                   19- اهتمام در مورد شناسایی دانش آموزانی که ناهنجاری های رفتاری، نارساییهای اخلاقی ومشکلات

                          خانوادگی دارند با همکاری معلمان واقدام در اصلاح ورفع مشکلات آنان از طریق مقتضی.

                  20- آگاهی دادن نسبت به بلوغ جنسی و راهنمایی های لازم در جهت هدایت مسایل اخلاقی وپیشگیری

                                 از ناهنجاری های اخلاقی و انحرافات فساد اخلاقی.

 

                                               ب) وظایف اداری:

                     1- ثبت نام به موقع دانش آموزان بر اساس آیین نامه ها و دستورالعمل های ابلاغ شده و رعایت شرایط

                                سنی دانش آموزان.

                   2- برنامه ریزی وسازماندهی برای سال جدید تحصیلی حد اقل یک ماه قبل از شروع سال تحصیلی و اعلام به ادره .

       3- تقسیم کار با توجه به شرح وظایف افراد و تنظیم برنامه کار هفتگی کلاسها .

                       4-انعقاد قرارداد ارزشیابی سالانه با معلمان و اعلام شرح وظایف معلمان و کارکنان مدرسه برابر

                                 دستورالعمل های مربوطه و مراقبت کامل بر اجرای آنها.

                         5-رسیدگی به حضور و غیاب کارکنان و ثبت در دفتر مربوطه و کوشش در اداره کلاسها در

.                       غیاب  معلمان با همکاری معاون و دیگر معلمان

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط عبداله سالکی دولابی در سه شنبه یازدهم دی 1386 و ساعت 14:11 |

 

                                  6-حضور به موقع وحداقل نیم ساعت قبل از شروع کار و غدم خروج تا مادامیکه کلیه

                                  دانش آموزان و معلمان از مدرسه خارج نشده اند.

                               7 - دایر نگهداشتن مدرسه با همکاری معاون مدرسه در تعطیلات تابستان

                                             (مخصوصا روزهای دوشنبه و چهارشنبه هر هفته ).

                                   8  - نظارت مستقیم و دقیق بر تهیه وتنظیم دفتر امتحانات،دفتر آمار، لیست مشخصات دانش آموزان

                                    ،نتایج امتحانات، کارنامه های تحصیلی وارسال گزارش به اداره در بستن وانسداد آنها ومراقبت از اسناد

                                             وسوابق برابر مقررات حد اکثر تا نیمه اول آبان ماه سال تحصیلی.

                                     9  - تنظیم دفاتر اموال و مالی مدرسه (روزنامه وکل ) و نظارت بر حسن اجرای امور مالی مدرسه

                                    وتلاش در جهت حفظ اموال و ساختمان مدرسه.

                                              10- مراقبت کامل در تعیین شرایط مطلوب بهداشتی وایمنی دانش آموزان وکارکنان واهتمام در

                                             پیشگیری از سوانح و رساندن کمک های اولیه برای افراد سانحه دیده ومطلع ساختن هر چه

                                                 سریعتر اولیاء دانش آموزان و اداره آموزش وپرورش از جریان امر.

                                     11- نظارت بر مسایل بهداشتی مدرسه ، سرویس های بهداشتی،آبخورها، بوفه ها و کوشش در

                                                     جهت بهداشت فردی و گروهی در مدرسه.

                                          12- تشکیل جلسه شوراهای معلمان، مالی، مدرسه،انجمن، اولیاء و دانش آموزی حذاقل در هر

                                           ماه یکبار و ثبت صورتجلسات و اعلام به اداره.

                                       13- ثبت بخشنامه های اداری در دفتر اندیکاتور و بایگانی کلیه بخشنامه های عادی و محرمانه و

                              مطالعه دقیق آنها و پاسخ گویی به موقع به دستورالعمل های اداری برابر مقررات و رعایت سلسله مراتب اداری.

                                     14- شناسایی کارکنان تلاشگر و فعال و معرفی به مقامات ذیربط جهت تقدیر وتشکر از آنان وشناسایی

                                    افراد کم کار و سهل انگار ومعرفی به اداره متبوع

                                    15- نظارت بر تنظیم واستفاده صحیح و کامل از دفتر کلاسی روزانه دانش آموزان از سوی معلمان و

                                            مراقبت و نگهداری و ثبت فعالیت ها در آن.

                                        16- بررسی و نظارت کامل بر پرونده های تحصیلی دانش آموزان واسناد و مدارک.

 

                        تذکر: مدیران مدارس به هنگام تغییر سمت موظف هستند فهرست اسناد و مدارک دفاتر امتحانات،

                         آمار، اموال، اندیکاتور، بازرسی، امور مالی، پرونده های تحصیلی دانش آموزان، اموال مدرسه و

 

 

                             و ... به طور کامل در سه نسخه برابر مقررات تنظیم وپس از تأیید مدیر جدید مدرسه و یا فردی که

                         از سوی اداره تعیین شده است یک نسخه را به اداره، نسخه دوم را در بایگانی مدرسه نگهداری و

                                    نسخه سوم را به عنوان رسید نقل وانتقال نزد خود نگهداری نمایند.

 

 

 

+ نوشته شده توسط عبداله سالکی دولابی در سه شنبه یازدهم دی 1386 و ساعت 14:0 |

               بسم الله  الرحمن الرحیم

 

 

 

 

 

 

                                موضوع :

 

                        تبصره ی13 قانون اساسی

 

 

تبصره ی 13

به منظور تحقق عدالت اجتماعی ودستیابی به توسعه ی شهری وبرای حفظ محیط زیست ودرراستای تحقق

 عدالت مندرج دربرنامه ی چهارم توسعه به دولت اجازه داه می شود برای توسعه حمل ونقل عمومی

 وخارج کردن خودروهای فرسوده از چرخه ی حمل ونقل درسال

1386 برای این قانون تامین وبرای اقدامات موضوع این تبصره اختصاص داده شده است

الف)نیروی انتظامی مکلف است درسال 86 به هنگام شماره گذاری خودروهایی که برای اولین بار

 شماره گذاری می شودنسبت به اعمال عوارض خودروهای وارداتی به نسبت مصرف سوخت ومتناسب با

 مجموع ارزشهای گمرک وحقوق ورودی برای خودروهای وارداتی را ازصاحب خودرو اخذ ودرآمد

عمومی موضوع ردیف 160113 قسمت سوم این قانون به نام وزارت کشور واریز نماید .    

 

 

 

                   خلاصه ی تبصره ی (13)

هدف تبصره ی 13کاهش بنزین وبهبود حمل ونقل است تبصره ی 13 شامل برنامه ای جامع،

کلان وحساس است که اجرای آن پیچیدگی های فراوانی دارد

شبکه های مسائل مصرف بنزین به شرح زیر است

1 – متناسب نبودن تقاضای سفر

2 – سفرهای زائد

سیاستها درراهبردهای تبصره ی 13 برای رفع این مسائل

 

*حوزه ی سفر

 

1 – ایجاد محدودیتهای ترافیکی

2 کاهش مراجعات مردم به سازمانها با اجرای طرح 4

* درحوزه ی صنعت حمل ونقل

1 – توسعه ی حمل نقل عمومی

2 – سازماندهی مسافر برهای شخصی وتبد یل آن ها به تاکسی

* در حوزه ی صنعت خودرو

1 – اصلاح تقاضای خودرو: با سهمیه بندی بنزین ، میزان مصرف سوخت یکی ازمعیارهای

 انتخاب خودرو شده که با طرح الزام نسب برچسب مصرف انرژی آگاهی لازم نیز در اختیار

متقاضیان قرار می گیرد .

 

در حوزه ی عرضه ی انرژی

 

1 – تبدیل خودروهای بنزین سوز به دو گانه سوز

2 – احداث جایگاه های عرضه گاز

دولت لا یحه توسعه حمل ونقل در سریت مصرف سوخت را به مجلس تقدیم نموده است که درقالب

 یک برنا مه ی 5ساله بنزین وگازئیل از سبد حمایتی خارج خواهد شد

دستاوردهای سهمیه بندی بنزین

بر اساس گزارش معاونت حقوقی وامورمجلس ریاست جمهوری ،برخی از دستاوردهای کارت هوشمند

 سوخت وسهمیه بندی کاهش چشم گیرمصرف بنزین درشهرهای مختلف کشور

بین 16 بین 50 درصد تقویت وبه روز رسانی بانک اطلا عاتی نیروی انتظامی ،کاهش آلودگی هوای

شهرهای بزرگ تا 25 درصد است

 

کاهش سوانح رانندگی

 

*هم چنین باسهمیه بندی بنزین سوانح رانندگی در تهران 25 درصدودرسایر کل شهرها 30 درصد

 کاهش یافته است

کاهش مصرف بنزین روزانه حدود 7 میلیون لیتر از دستاوردهای اجرای تبصره ی 13  تا

پایان خرداد 86 است

 

تبصره ی 13 وتکلیف نمایندگان

 

*هنوز هم فرایند ابطال کارت سوخت مفقودی یا سرقت شده ،کندوغیر منعطف است.

*هنوزبرخی وانت بارها وتاکسی ها هنوز هم بدون هیچ نظارتی موثری سهمیه بنزین خود را می فروشند.

*هنوز هم اتو بوسرانی درون شهری ودرتهران وبرخی شهرها اکنون که در فصل حداقل تقاضا وسفر

 درون شهری هستیم جوابگو نیست ومردم را درصف های طویل ایستگاه های شهری معطل وناراحت می کند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط عبداله سالکی دولابی در سه شنبه یازدهم دی 1386 و ساعت 11:52 |
نسخه چاپي ارسال به دوستان

زندگينامه رئيس جمهور اسلامي ايران

خبرگزاري فارس: محمود احمدي نژاد رئيس جمهور اسلامي ايران كه از امروز دوره رياست جمهوري خود را آغاز كرد، در سال 1335 هجري شمسي در شهرستان گرمسار به دنيا آمده و فرزند چهارم خانواده است.

به گزارش خبرگزاري فارس پدر وي آهنگر بود و داراي هفت فرزند. محمود احمدي نژاد فرزند چهارم خانواده است و از يك سالگي به همراه خانواده در تهران اقامت دارد.
وي دوران تحصيلات خود را از ابتدا تا پايان دوره متوسطه در مدارس منطقه نارمك تهران از جمله سعدي و دانشمند پشت سر گذاشت و در كنكور سراسري رتبه 130 را كسب كرد.
احمدي نژاد در سال 1354 در رشته مهندسي عمران دانشگاه علم و صنعت دوره تحصيلات عالي را شروع كرد و در سال 1365 در مقطع كارشناسي ارشد همان دانشگاه پذيرفته شد.
وي در سال 1368 نيز به عضويت هيات علمي دانشكده عمران دانشگاه علم و صنعت درآمد و در سال 1376 موفق به دريافت مدرك تحصيلي دكتراي مهندسي و برنامه ريزي حمل و نقل شد.
احمدي نژاد طي سالهاي تدريس در اين دانشگاه، راهنمايي دهها پايان نامه كارشناسي ارشد و دكتراي تخصصي در زمينه هاي مختلف مهندسي عمران ، راه و حمل و نقل و مديريت ساخت را بر عهده داشته است.
مقالات و پژوهشهاي متعدد علمي حاصل كار دانشگاهي دكتر احمدي نژاد است.
وي پيش از پيروزي انقلاب اسلامي در كسوت دانشجو و با شركت در مجالس مذهبي و سياسي وارد فضاي سياسي جامعه شد و با مشاركت در تهيه و توزيع اعلاميه هاي روشنگر ، به خيل مبارزان و انقلابيون مسلمان پيوست.
رئيس جمهور اسلامي ايران پس از پيروزي انقلاب اسلامي از پايه گذاران انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه علم و صنعت ايران بود.
با شروع جنگ تحميلي، وي به منطقه عملياتي در غرب كشور شتافت و تا سال 1365 در فعاليت هاي پشتيباني در اين منطقه تلاش كرد و از سال 1366 تا پايان دوران دفاع مقدس به عنوان داوطلب بسيجي در بخش مهندسي رزمي به خدمت پرداخت.
احمدي نژاد در دهه شصت، چهار سال به عنوان معاون فرماندار ، فرماندار ماكو و خوي و همچنين دو سال به عنوان مشاور استاندار كردستان خدمت به مردم استانهاي آذربايجان غربي و كردستان را پشت سر گذاشت.
وي در سال 1372 و در زماني كه به عنوان مشاور فرهنگي وزير فرهنگ و آموزش عالي فعاليت مي كرد به عنوان اولين استاندار استان جديد التاسيس اردبيل منصوب شد.
رئيس جمهور اسلامي ايران سالهاي 1372 تا 1376 كه دكتر احمدي نژاد مديريت استان اردبيل را بر عهده داشت، با وجود شرايط دشوار جوي براي انجام فعاليت عمراني، اين استان بر اساس رده بندي سازمان برنامه و بودجه، در زمينه هاي مختلف و بويژه در فعاليتهاي عمراني به عنوان استان برتر شناخته شد.
دكتر احمدي نژاد پس از بازسازي 7500 واحد مسكوني تخريب شده در جريان زلزله اردبيل كه در مدت كوتاه هفت ماه صورت گرفته بود، مورد تقدير قرار گرفت.
وي در مهر ماه سال 1376 به دوره خدمت در استانداري اردبيل پايان داد و از آن پس با عنوان عضو هيات علمي دانشكده عمران دانشگاه علم و صنعت سرگرم تدريس و انجام فعاليت هاي مختلف علمي ، فرهنگي ، سياسي و اجتماعي بوده است.
رئيس جمهور اسلامي ايران در 13 ارديبهشت ماه سال 1382 بر اساس تصميم اعضاي شوراي اسلامي شهر تهران به عنوان شهردار كلانشهر تهران برگزيده شد تا دور تازه از خدمتگزاري به مردم را تجربه كند.
سوابق و تجربيات ذيل را مي توان به كارنامه وي اضافه كرد:
- روزنامه نگاري و نگارش مقالات متعدد سياسي، اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي
- مدير مسوول روزنامه همشهري و راه اندازي همشهري محله در 22 منطقه تهران ، همشهري مسافر ، ديپلماتيك و جوان
- موسس و عضو انجمن تونل ايران .
- عضو انجمن مهندسين عمران ايران .
- عضو اولين شوراي مركزي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه علم و صنعت ايران .
- عضو اولين شوراي مركزي اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان دانشگاهها و موسسات آموزش عالي كشور
- مديريت چندين پروژه بزرگ عمراني در تهران و چندين شهر ديگر.
دكتر محمود احمدي نژاد در مرحله دوم نهمين دوره انتخابات رياست جمهوري كه در روز سوم تيرماه برگزار شد، با كسب بيش از 17 ميليون راي به عنوان ششمين رييس جمهور ايران اسلامي برگزيده شد.
انتهاي پيام/

+ نوشته شده توسط عبداله سالکی دولابی در جمعه هفتم دی 1386 و ساعت 15:55 |

        بهداشت در مدارس

   

     بهداشت در مدارس مجموعه اقداماتی است که به منظور تشخیص، حفظ و ارتقاء و تأمین سلامت جسمی، روانی و اجتماعی انجام می گیرد.

     داشتن جامعه ای سالم مستلزم ایجاد عادات و سبک زندگی سالم است. به طور کلی برقراری عادت و سبک زندگی سالم، در کودکان و نوجوانان، آسانتر از تغییر دادن عادت بد در بالغین است بنابراین باید آموزش های لازم در این زمینه به کودکان و نوجوانان داده شود و برای ارائه این آموزشها، مدرسه بهترین جایگاه و بهترین افراد دانش آموزان هستند.

 

       روشهای آموزش بهداشت در مدرسه

     1- آموزش بهداشت با استفاده از فرصتهای مناسب مانند هنگام عطسه یا سرفه نمودن دانش آموزان یا مبتلا به بیماری واگیر و آموزش به دانش آموزان و اثرات آن را بازگو نمودن                                                                       

     2- استفاده از کتب راهنمای آموزش بهداشت

     3- آموزش از طریق جلسات پرسش وپاسخ و بحثهای گروهی در کلاس

     4- از طریق پوستر، نمایشنامه و وسایل سمعی و بصری

     5- از طریق نمایش عملی و وسایل کمک آموزشی مثلا نحوه مسواک زدن

     6- دعوت از افراد آگاه به مسایل بهداشتی و مسئولین بهداشت مانند بهورزان، پزشکان و ...

    

        آموزش بهداشت در دوران راهنمایی تحصیلی

 

      در این دوره که دانش آموزان نوجوان می بایستی آموزش دیده شوند وشرایط خاص این دوره مد نظر قرار گیرد مطالب مورد بحث و توجه، بهتر است پیرامون نکات زیر باشد:

      1- مسائلی در باره شناخت میکروبها ( میکرو ارگانیسمها ) و کیفیت سود وزیان آنها برای انسانها

      2- ذکر تاریخچه خدمتگزاران بشریت و کسانی که به علم پزشکی ودرمانی کمک بسیار کرده اند                             مانند پاستور، کخ، جنر و ...

  3- بیان تفصیلی بیشتر در باره اهمیت نظافت پوست بهداشت، دهان و دندان، پوسیدگی دندان،بیماریهای واگیردار و ...

  4- اهمیت دستگاه تنفس به نحو مشروح تر و راههای پیشگیری از سرماخوردگی

     5- اهمیت پاکیزگی محیط در تأمین سلامت انسان ، چگونگی مبارزه با انگلها، ححشرات موذی و کیفیت نگهداری از غذاها و شناساندن راه استفاده صحیح از یخچال فریزر

       6- مسایل رشد جمعی، روانی، عاطفی و اجتماعی

    7- نحوه صحیح صرف اوقات روزانه، تعیین زمان لازم برای مطالعه، ورزش، خوردن غذا، رعایت نظم و انضباط

       8- آشنایی دانش آموزان با غذاهای مقوی و مناسب برای رشد آنان

   9- آگاهی دادن در مورد بیماریهای واگیردار و راههای پیشگیری از آن بیماریها

  

    آموزشها باید متناسب با سن دانش آموزان باشد و موقعیتهای فرهنگی و اجتماعی نیز مد نظر قرار گیرد آموزشهای مناسب وصحیح به دانش آموزان موجب انتقال به خانواده ها و پیام رسان اثرگذار برای مسائل بهداشتی برای دیگر افراد خانواده خواهد بود.

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط عبداله سالکی دولابی در جمعه هفتم دی 1386 و ساعت 15:30 |

 

                اهمیت و نقش مدیریت

     نیاز به مدیریت در همه زمینه های فعالیت اجتماعی، محسوس وحیاتی است این نیاز بویژه در نظام های آموزش وپرورش اهمیت بسیار دارد زیرا که آموزش وپرورش نقش اساسی در گردش امور جامعه وتداوم و بقای آن بر عهده دارد ورهبری ومدیریت اثر بخش،لازمه تهیه واجرای برنامه های آموزشی وپرورشی نتیجه بخش وکیفی است. از مهمترین عوامل موفقیت واثر بخش بویژه در مشاغل مدیریتی، آگاهی واشراف مدیر بر ابعاد وزوایای مختلف شرح وظایف خود است .

    به طور کلی مدیران عموما با چهار وظیفه عمده سروکار دارند که تغییر آن ازسازمانی به سازمانی،چیزی بیش از تاکید نسبی نیست. این وظایف عبارت اند از:

    1- مدیر باید هدف های سازمان را تحقق بخشد.

    2- مدیر باید برای تحقق هدفها،از اشخاص دیگر نه به صورت مهره های اداری بلکه از طریق ایجاد انگیزه کار وخلاقیت در آنها استفاده نماید.

    3-مدیر باید جوانب انسانی کار را مطلوب نگه دارد تا اشخاص با خوشنودی ونشاط کارنمایند این وضع حاکی از وجود روحیه است که بر اثر آن شرایط مساعد انجام کار پدید می آید.

   4-مدیر باید تمهیدات وتدابیری برای رشد، نوآوری وتغییر بکار بندد در دنیای متحول ومتغیر اشخاص وسازمانها باید بتوانند با تغییرات ودگرگونی سازگاری پیدا کننند.

صاحب نظران بر این باورند که تاکنون سه انقلاب درمدیریت رخ داده است انقلاب اول:سلسله مراتب

سازمانی،انقلاب دوم:جدایی مالکیت ازمدیریت وبالاخره،مشارکت ومدیریت مشارکتی را سومین انقلاب درمدیریت مینامندوبر این باورند که تحقق اهداف وایجاد تحول درامور بامدیریت مشارکتی امکانپذیراست.

     درمدیریت مشارکتی به سهیم شدن افراد درکارها توجه میشود ومدیران مشارکت جو همه چیز را به زیردستان واگذار نمی کنند  بلکه با دخالت دادن دیگران درآن کار، آنها را نیز سهیم می کنند تا همکاری وهمیاری برای همه ممکن شود، لذا توجه به راههای مشارکت معلمان در سیاست گذاری وبرنامه ریزی وفن آوری آموزش و پرورش اهمیت می یابد.

    همکاری وهمفکری معلمان در مدرسه با تشکیل شوراهای آموزشی وتربیتی با بهره گیری ازنظرهای صاحب نظران ممکن میگردد بنابراین،برای ادره مدرسه الگویی مفید است که از روشها وباورهای مشارکتی و گروهی دست اندرکاران و صاحب نظران نشأت گرفته ومورد قبول عموم باشد                                                                                                          

+ نوشته شده توسط عبداله سالکی دولابی در جمعه هفتم دی 1386 و ساعت 15:28 |

                                              بسم الله الرحمن الرحیم

      سپاس خدای راست که ستایش را به نعمتها پیوسته می دارد و نعمتها را به سپاس وابسته

می ستا ییم او را بر بخششها ی او چنانکه می ستاییم او را هنگام بلای او واز اویاری میخواهیم در هدایت خویش ونزدیکی قلوب امت اسلامی به یکدیگرآنهم درسال اتحاد ملی وانسجام اسلامی میسر گرداند. گواهی می دهیم خدایی نیست جز خدای یکتا که نه شریکی دارد ونه همتایی واینکه محمد (ص)بنده ی اووفرستاده ی اوست که درود و سلام خدا وملائک ومومنین بر او وخاندان ویاران او بادانسان برای زندگی کردن نیاز به الگوی عملی دارد بدین جهت خداوند با ارسال رسل و انتخاب انسانهای برگزیده برای پیامبری به این نیاز حیات انسان پاسخ گفته است و پیامبران الهی (ع)نیز با تربیت یک نسل برای بعد از خویش الگو فراهم نمودند که در مکتب اسلام بدست یگانه الگوی انسانیت پیامبر خاتم محمد مصطفی(ص) انسانهای فرهخته ی بیشماری تربیت شدند که آن حضرت فرمودیارانم چون ستارگان می مانند که به هر کدام اقتداورزید هدایت خواهید شد لکن در میان ستارگان تربیت شده ی مکتب رسول اکرم (ص)بعضی همچون امیر المومنین علی بن ابیطالب (رض) ازدرخشندگی ویژه ای بر خوردارمی باشندچون علی(رض)یگانه شاگرد مکتب اسلام بود که ازآغاز نوجوانی درخانه ی وحی بالندگی یافت و پا بپای ییامبررحمت در همه ی مراحل دشوار ایام بعثت وکینه توزیهای قریش لحظه ای رسول خدا (ص) را تنها نگذاشت او نه تنها در لیله المبیت (شب هجرت) سودای جان بر سر عقیده نمود وبه عوض پیامبر (ص)بر بسترش خوابید بلکه در تمام مدت سه سال محاصره ی رسول ویارانش در شعب ابوطالب از بیم آنکه مبادا دشمن عنود به قصد               

جان پیامبر (ص)شبیخون زند بدستورپدربارها در نیمه ی شب جای خواب خودراباپیامبر(ص)

عوض کرد تا اگرخصم کینه توزازکمین ذرآید،رسول خدا(ص)محفوظ بماند.واین چنین با فداکاریها واز خود گذشتگی ها توانست به مقام برادری پیامبر اکرام(ص) درپیمان مواخاه دست یابد وبافاطمه دختر پیامبرخدا (ص)ازدواج نماید فهم وتصورشخصیت امیرالمومنین

علی بن ابیطالب (رض)از مشکلترین ودشوارترین شخصیتها است.

       دراعتقاد اهل سنت ،داماد، پسرعمووبرادر پیامبر خداست و او را شیر خدا حیدر کرار

ابو تراب،ابوالسبطین، امیرالمومنین، یعسوب المومنین، امام المتقین، مولی الموحدین، قائد الغرالمحجلین، سیدعرب ،سیف الله المسلول، امیرالبرره وقا تل الفجره، وخلیفه راشد چهارم بعد از رسول خدا (ص)می دانند ودرباب تقوی ووارستگی، زهد وفروتنی، جود و بخشش، شجاعت ودلاوری، عبادت واخلاص، بردباری وگذشت ،قضاوت وعدالت ،آزادی خواهی ودانائی وعلم او کتابها نگاشته اند ودوستی ولایت او را لازمه ی ایمان هر مسلمانی دانسته اند وگفته اند:

سنی ام ولکن حب آل مصطفی                   دین وآئین من وآباء واجدادمن است

شیعه وسنی ندانم دوستم با هرکه او           دوست باشددشمنم آنراکه با او دشمن است

آنان در جهت احیای شخصیت علی (رض)واثرگرانبهایش نهج البلاغه که توسط شریف

رضی علیه الرحمه گرد آوری شد،تلاش وافری داشتند وپیش ازجمع آوری نهج البلاغه نیز درحفظ خطب امیر المومنین علی (رض)ومناقب ایشان کوشیدند وپس از جمع آوری نهج البلاغه نیز، با شرح نوشتن بر نهج البلاغه و با نوشتن تاریخ زندگانی علی (رض)ارادت خویش را به علی ثابت نموده اند.

*امام شافعی(150-240)

  ابو عبدالله محمد بن ادریس شافعی (رض)هاشمی نسب پیشوای مذهب شافعی همچون سایرائمه اهل سنت ازارادتمندان اهل بیت پیامبر (ص)بویژه علی (رض)بوده است ودر این زمینه از هیچ کوششی دریغ نکرده است و حتی از اینکه او را به خاطر این ارادتمندی رافضی بدانند ابا نکرده وگوید:

     یاراکباقف بالمخصب من منی                      وا هتف بقاعد خیفها والنا هض

    سحرا اذافاض الحجیج الی منی                      فیضا کملتطم الفرات الفائض

   ان کان رفضا حب آل محمد                          فلیشهدالثقلان انی رافضی

       ابن عبدالبرمی نویسد که عده ای به امام شافعی (رض)گفتند:در شمارگه های اندیشه تشیع وجود داردامام شافعی می فرماید:چگونه می گویند:حب آل محمد را آشکار می نمائی امام

می فرمایند: ای جماعت مگر پیامبر اکرم(ص)نفرمود:لا یو من احدکم حتی اکون احب الیه من والده وولده والناس اجمعین وقال ان اولیا ئی من عترتی المتقون پس زمانیکه دوستداری خویشاوند پرهیزگار انسان لازم است آیامحبت خویشاوندان پرهیز گار پیامبر(ص)نمی تواندواجب باشدامام شافعی به علی (رض)تعلق خاصی داشت ومی گفت :علی(رض)پسرعمو وپسر خاله من است چون مادر سائب جدشافعی شفا دختر ارقم بن هاشم فرزند عبدمناف بود و مادرجدش خلده دختر اسد بن هاشم خواهر فاطمه بنت اسد مادر حضرت علی (رض)بود ضمن اینکه مادر خود امام شافعی نیز فاطمه دختر عبدالله بن حسن فرزند حسین بن علی (رض)است توجه وارادت امام شافعی (رض)فقط جنبه خویشاوندی نداشت بلکه جنبه دینی نیز داشت لذا درپاسخ فردی که به امام شافعی می گوید:در این مساله با علی بن ابی طالب(رض) مخالفت نموده اید ،می فرماید:این مسئله را از علی (رض)با سند ودلیل ارائه کن تا پیشانی را بر خاک گذارم واظهارخطا کنم واز رایم برگردم وبه رای علی (رض)تمسک جویم امام شافعی معتقد بود که محبت خاندان رسالت (ص)حکم واجبی است که خداوند درقران دستور داده وبرای نشان بزرگی وفضیلت ایشان همین کافی است که اگرکسی بر آنهادر نماز سلام وصلوات نفرستد نمازش ادانخواهد شد

    یاآل بیت رسول الله حبکم                      فرض من الله فی القران انزله

    یکفیکم من عظیم الفخرانکم                   من لم یصل علیکم لا صلاه له

یعنی ای آل محمدمحبت شماواجبی است که خدا آن را در قرآن نازل کرده وهمین یک دلیل بر عظمت قدر شما کافی است که هرکس نمازبخواندوبرشما درود نفرستدنمازش نماز نیست وبا توسل به آنهاوامیداینکه شفیع او در قیامت واقع شوندگوید:

     آل النبی ذریعتی                         وهم الیه وسیلتی

     ارجوبهم اعطی غذا                    بیدی الیمین صحیفتی

    امام شافعی (رض)ضمن رد نسب رافضی را از خویش ارادت ویژه خود را به علی(رض) آشکار ساخته ومی گوید:اگر محبت علی(رض)نشان رافضی گری باشد درآن حالت من رافضی ترین فرد از بندگان خدا خواهم بود.

قالوا:ترفضت قلت کلا                 ماالرفض دینی ولا اعتقادی

لکن تولیت غیرشک                   خیرامام وخیرهادی

ان کان حب الولی رفضا              فاننی ارفض العباد

ودر ارادت وعلاقه امام شافعی به اهل بیت پیامبر(ص)همین بس که او متهم به تشیع وحمایت ازعلویون شد ومجبوربه ترک یمن گردیدوجهت محاکمه به بغدادآورده شد ودر معرض خطر مرگ قرار گرفت اومعتقدبودکه ارادت به خاندان علی(رض)را بایدعلنی وآشکار ساخت واین پندارباطل را ازاذهان دور کردکه رفض را دردوستی فرزندان فاطمه وعلی (رض)می داندویاناصبی گری رادر دوستی ابوبکروعمر(رض)باعتقاد او دوجریان رافضی گری وناصبی گری که دوستی ودشمنی افراطی را در حق علی (رض)دنبال می کردندنادرست است امام شافعی با وجود اینکه از هر گونه اندیشه افراطی رافضی گری وخارجی گری وناصبی گری بدور بود و پیشوایی اندیشه معتدل ومیانه ی اهل سنت را برعهده داشت ومی گفت:اگرعلی (رض)رابرتری دهیم در نزد بی خردان رافضی هستیم و اگر ابوبکر (رض) رابرترشماریم ما را ناصبی میخوانند با توجه به این برخوردها ، من هم رافضی هستم و هم ناصبی واین مسلک من است تا روزی که خاک بالینم گردد .

بدین ترتیب امام شافعی ثابت می کند که درعین عشق و ارادت به علی و خاندان او می توان به ابوبکر و عمر نیز عشق ورزید او معتقد بود که خلافت و امامت یک امر دینی است و به ناچار باید اقامه شود و مردم لزوما باید امامی داشته باشند اواعتقاد داشت که امامت ورهبری منحصر به قریش است در این مورد از عمربن عبدالعزیز و ابن شهاب زهری بااستناد به سندی که به پیامبر (ص) میرسد روایت می کند که حضرت فرمودند هر کس به قریش اهانت کند  به خدا اهانت کرده است و نیز از پیامبر (ص) روایت می کنند که حضرت خطاب به قریش فرموده اند شما ای قریش تا زمانی که در طریق حق هستید، به امر خلافت بر دیگران برتری دارید مگر اینکه از حق عدول کنید . . . و ازاین نص شرط عدالت استنباط می شود که ظالم نمی تواند امام و رهبر جامعه اسلامی باشد .

     او معتقد بود که درخلافت و رهبری شرط نیست که بیعت مقدم بر تسلط باشد لذا اگر کسی بدون بیعت بر جامعه تسلط یابد در صورتی که قریشی باشد و به عدالت رفتار کند و بتواند جامعه را اداره نماید و مردم از او حمایت کنند، امام محسوب می شود . به طور کلی از نظر امام شافعی در تصدی خلافت،قریشی بودن، میزان حمایت مردم از قبل یا بعد از بدست گرفتن حکومت عدالت لازم است . امام شافعی معتقد است که سزاوارترین مردم برای خلافت ابوبکر صدیق ، آنگاه فاروق اعظم عمربن خطاب ، سپس عثمان ذی النورین و پس از ان امام هدایت علی بن ابی طالب (رض) است.

 ونیزاز وی روایت شده است که خلفای راشدین پنج نفرهستند که علاوه بر چهار نفر از صحابه پیامبر (ص) ، عمربن عبدالعزیزرا نیز به جمع آنها اضافه کرده است امام شافعی با وجود اینکه در منزلت خلفای راشدین مانند عقیده عمومی اهل سنت به ترتیب خلافت نگاه می کند.

     شافعی درباره علی (ع) می گوید علی (ع) دارای چهارخصلت بوده است که اگر یکی از آنها در شخصی پیدا شود مستحق تکریم و احترام است و آنها زهد ، علم، شجاعت و شرافت می باشد و همچنین گفته است پیامبر (ص) علم قرآن رابه علی (ع) اختصاص داد زیرا پیامبر او را فرا خواند و به وی دستور داد تا در بین مردم قضاوت کند، و فتواهای او را پیغمبر امضاء می کرد . امام شافعی در اختلاف بین علی کرم الله وجهه و معاویه ، علی رابر حق و معاویه را باغی میدانست و نیز خوارج را باغی می شمرد. به همین دلیل احکام مربوط به ستمکارن و باغیان را از برخورد علی (رض) با خوارج استنباط کرده است در این ارتباط است که امام احمدبن حنبل گفته شده که یحیی بن معین ، شافعی رابه شیعه منتسب کرده و امام احمد بن حنبل به یحیی بن معین گفته است چگونه به تشیع شافعی پی بردی؟ یحیی گوید : به نوشته او در باره جنگ با ستمکاران نگاه کرده ام و دیدم از اول تا آخرش به سخنان و رفتار علی با خوارج احتجاج کرده است. امام احمد می گوید از تو در شگفتم ؟ پس در این مسئله شافعی به غیر از علی به چه کسی احتجاج می کرد؟ درحالی که اولین کسی که دچارجنگ با باغیان شد علی بن ابی طالب بوده است.

شاه نعمت الله ولی از شاعران قرن هشتم و نهم هجری است که در وصف علی شعر سراییده است

      خانه ی دل زغیر خالی کن                         ترک این خلوت خیالی کن

      از علی ولی و ولایت جوی                        هم ولایت فدای والی کن

      بنده خادم علی می باش                              منصب خویش نیک عالی کن

      خاک آن را و آستان درش                          این یکی بالش و آن نهالی کن

      باش مولای حضرت مولی                          فخر بر جمله مولی کن

      در ولایت ولی والی اوست                          بر همه کاینات سلطان است

      بی ولای علی ولی نشوی                           گر تو را صد هزار برهان است

      دوستی رسول و آل رسول                          نزد مومن کمال ایمان است

     

              

            رتبه دوم درهمایش بین المللی غدیر استان دی ماه 86

               ازپنجاه مقاله ارسالی به دبیر خانه

 

 

+ نوشته شده توسط عبداله سالکی دولابی در پنجشنبه ششم دی 1386 و ساعت 23:31 |

آموزش وپرورش راهنمایی تحصیلی

 

علت نامگذاری این دوره بعنوان دوره راهنمایی تحصیلی لزوم توجه به تفاوتهای فردی و فراهم کردن

شرایط بهره برداری صحیح از استعدادها و هدایت به رشته های تحصیلی مقطع متوسطه می باشد

این دوره از سال تحصیلی 51-1350  با اهداف و برنامه های معین در سراسر کشور آغاز شد

اهداف آموزش و پرورش دوره راهنمایی تحصیلی در دو حیطه شناختی و عاطفی تعیین شده است

در این دوره دانش آموزانی تحصیل می کنند که معمولا در گروه سنی ( سن متعارف ) یازده تا سیزده سالگی می باشند

که از آن به عنوان نوجوانی یاد می شود که دانش آموزان پسر در روستاها حداکثر تا سن 17 سال تمام می توانند

مشغول به تحصیل باشند و دخترها به ترتیب 18،17و 19 سال تمام مجاز به ادمه تحصیل می باشند .

 

اهداف دوره راهنمایی تحصیلی:

 

1-     پرورش فضایل اخلاقی و معنوی دانش آموزان

2-     افزایش تجارب و معلومات عمومی دانش آموزان برای بهتر زیستن در اجتماع

3-     کمک به ایجاد نظم و انضباط و تربیت و پرورش تفکر علمی و تفکر انتزاعی دانش آموزان

4-     شکوفا نمودن استعدادهای دانش آموزان و هدایت صحیح آنان برای کسب مهارت های زندگی

5-     هدایت تحصیلی صحیح جهت انتخاب رشته های مناسب در مقطع متوسطه

6-    برنامه ریزی برای رشد هدف های اعتقادی، اخلاقی،علمی و آموزشی، فرهنگی وهنری،

                                                             اجتماعی، زیستی، اقتصادی و سیاسی

7-    توجه به بلوغ جنسی و آگاهی دادن دانش آموزان نسبت به این مسئله جهت

                                               هدایت صحیح و پرورش درست آنها

 

ویژگی های دانش آموزان دوره راهنمایی

 

آموزش و پرورش دانش آموزان در این دوره زمانی موفقیت آمیز است که دست اندر کاران

 تعلیم و تربیت این گروه سنی با ویژگی های آنها آشنا می باشند:

1-     سریعتر شدن آهنگ رشد جسمی و تغییر در تناسب و تعادل بدن آشکارترین

                                      تظاهرات دوره نوجوانی که نتیجه ترشح غدد داخلی و هورمون هاست.

2-     گذر از تفکر مرحله انضمامی و ورود به مرحله تفکر انتزاعی: پایان سنین چهارده یا

                              پانزده سالگی را حد تکمیل ساختمان ذهنی می دانند و نوجوانان در این سن

از لحاظ ابزارذهنی به حداکثر تحول ذهنی خود می رسند .

                                   3- بلوغ جنسی و ظهور علایم جسمی و روانی آن                                         

                  4-ویژگیهای اخلاقی و اعتقادی ویژگیهای عاطفی: از جمله ماننند افتخار جویی، محبت کردن

، تا حدودی رفتار پرخاشگر وبه نظر بی ادبانه دارند ونیاز به محبت کردن دارند.

                            5-ویژگی های اجتماعی: وابستگی آنها به خانواده کمرنگ و همانندسازی نوجوانان با گروه همسال

                           تقویت می شود و تا حدود زیادی تحت تأثیر دوستان قرار می گیرند و گروه گرایی آنان به اوج

                                 خود می رسد تمایل به استقلال جویی و مستقل بودن دارند و الگوی خود را سعی می کنند

                                                     از افراد محبوب و معروف جامعه کسب می کنند.

 

ویژگی های معلمان راهنمایی

 

1-     متقی و الگوی مناسب و شایسته باشند.

2-     علاقه مند به کار با نوجوانان و تربیت آنان باشند.

3-     با فنون و روش های راهنمایی و مشاوره و کشف استعدادهای دانش آموزان آشنا باشند.

4-     به تدریس مسلط و با مطالعه و آگاهی کامل در سر کلاس درس حاضر گردند.

5-     ظاهر آراسته و جذاب و علاقه مند برای یادگیری دانش اموزان داشته باشند .

6-    از اهداف دوره راهنمایی تحصیلی آگاه باشند و به روشهای نوین تدریس

                                                             و مهارتهای آن آگاهی پیدا کنند .

 

روشهای آموزش وپرورش دوره راهنمایی

 

برای دوره راهنمایی که با سن نوجوانی سروکار داریم می بایستی طرح و برنامه ای اجرا کنیم

 که موجب پیشرفت امر تدریس و تربیت مطلوبتر انجام پذیرد .مهمترین عوامل که می توانند

کمک زیادی به یادگیری در این دوره نمایند به شرح زیر می باشد:

                                1-  روش آموزش و پرورش باید انعطاف پذیر باشد تا نوجوان بتواند استعدادها، رغبتها و

                                            خوی وخصلت خود را به خوبی آشکار کند.

                                  2-بر استفاده شیوه فعال تأکید شود، روش فعال عنوانی است بر شیوه های متعددی

 از روش تدریس و آموزش، اطلاق می گردد که در همه انها نسبت به پرورش روحیه

 تجزیه و تحلیل و تفکر و تعقل در دانش اموز توجه خاص مبذول شود.

3-در آموزش هر درس متناسب با موضوع از روشهای عملی کارگاهی، آزمایشگاهی،

                                               مطالعه و تحقیق، بازدید، نمایش و ... استفاده نمود.

4-تمرینها و تکالیف درسی دانش آموزان به گونه ای باشد که به ثبت دانش ها،

                                           مهارتها و نگرشهای دانش آموزان بیانجامد و به بروز خلاقیت آنان منجر شود.

5-در فرایند تدریس و یاددهی – یادگیری از انواع مواد آموزشی و کمک آموزشی استفاده شود

                                           و انگیزه و رغبت دانش آموزان به یادگیری، تقویت شود.                                        

6-تفاوتهای فردی در امر یادگیری و یاددهی در مراحل مختلف رشد مد نظر قرار گیرد .

7-برای یادگیری موثر و تغییر رفتار دانش آموزان از روشهای مناسب تشویق و تنبیه استفاده شود.

8-در زمینه تربیتی مسائلی مانند دوست یابی، بلوغ جنسی وانحراف اخلاقی و

 خطرات اعتیاد در این دوره برای دانش آموزان، آموزش و آگاهی داده شود .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط عبداله سالکی دولابی در دوشنبه سوم دی 1386 و ساعت 0:55 |

 

بسمه تعالی                                                                                                                                                

 

نام درس: امادگی دفاعی                          سازمان اموزش و پرورش استان هرمزگان                    تاریخ :

 موضوع  درس : حفاظت اطلاعات             اداره اموزش و پرورش..شهاب.                      زمان : 90دقیقه

 شماره ی طرح درس:                                      اموزشگاه :  استادشهریاردولاب                   مجری :عبداله سالکی                                                                      

هدف کلی

اشنایی با اهمیت حفظ اطلاعات

                                               

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اهداف رفتاری در سه حیطه شناختی عاطفی و روانی حرکتی

  اطلاعات را تعریف کنید .

 اطلاعات به چند دسته تقسیم می شوند .

  اطلاعات نظامی را با ذکر مثال توضیح دهید .

  اطلاعات غیر نظامی را با ذکر مثال توضیح دهید .

 نامه حضرت علی (ع ) در نهج البلاغه شماره 53 به مالک اشتر در ارتباط با چیست ؟ بیان کنید .

  چرا مساله حفاظت اطلاعات در جنگ و جهاد مو ضوع جدیدی نیست ؟ با ذکر مثال توضیح دهید .

 حفاظت اطلاعات را تعریف کنید؟

 علل ضرورت حفظ اطلاعات نظامی را نام ببرید

 عوامل افشای اطلاعات نظامی را نام ببرید .

  ضرورت همکاری با مراجع حفاظتی را بیان کنید .

 حفاظت گفتار را با ذکر مثال توضیح دهید .

  راه های افشای اسرار را نام ببرید .

  افشای اسرار به طور نااگاهانه را بنویسید .

 طبقه بندی اسناد و مدارک را توضیح دهید .

  اسناد و مدارک به کلی سری را با ذکر مثال توضیح دهید .

  اسناد سری را با اسناد به کلی سری مقایسه کنید و برای هر کدام مثال بزنید .

   اسناد  خیلی محرمانه را با اسناد محرمانه مقایسه کنید .

   سه اندرز حفاظتی را بیان کنید .

   به نظر شما ایا حفظ همه انواع اطلاعات اهمیت و ارزش یکسانی دارد .

   برای حفاظت اطلاعات چه راههایی غیر از راه حل های ذکر شده در کتاب پیشنهاد می کنید.

   به نظر شما چرا باید از بیان مسائل خانوادگی در مجامع عمومی خودداری کرد در سه سطر نظر خود را                    

    بگویید .  

روش تدریس

توضیحی ،  یاران در یادگیری                                                                                              

 

وسایل کمک اموزشی

کتاب درسی  گچ رنگی وتخته کلاسی  انواع پوسترهای مربوطه مثل رسانه های اطلاعاتی ماهواره دستگاه های شنود و حفظ زبان و.....

فعالیت های مقدماتی

ورود به کلاس سلام و احوال پرسی  برسی وضعیت فیزیکی و روان فرا گیران حضور و غیاب  بیان مناسب روز یا هفته  نوشتن شعار هفته بر روی تابلو با گچی رنگی ((من کثر کلامه کثر خطاوه)) هر کس که سخنش زیاد شد  خطا و اشتباهش زیاد می شود 

زمان

5 تا 10 دقیقه

 

 

 

 

ارزشیابی

اغازین

در ابتدا برای سنجش رفتارورودی فرا گیران و میزان اطلاعات و اموخته های قبلی انها سوالات زیر را از انها می پرسیم .

          اطلاعات  یعنی چه ؟

         به چه کسی جاسوس می گویند ؟چرا؟

        برای حفظ اطلاعات چه باید کرد؟

        و...

 

 

  5 تا 10 دقیقه

 

 

 

 

 

امادگی و ایجاد انگیزه

 

درست همان زمانی که فراگیران توجهشان به موضوع جلب شده است و هر کدام به سوالات ما پاسخی را ارائه می دهند و مشتاق شنیدن پاسخ سوالات  هستند برای ایجاد انگیزه و توجه بیشتر انها داستان زیر را برای انها تعریف می کنیم  که به نوعی پاسخ گویی به سوالات مطرح شده نیز می باشد :

حذیفه بن یمان یکی از یاران پیامبر می گوید  شبی بسیار سرد با رسول خدا (ص) کنار خندق بودیم .

پیامبر (ص) فرمود : « چه کسی حاضر است برود و از دشمن برای ما خبر بیاورد و چون پس از تکرار این جمله کسی داوطلب نشد مرا صدا کرد و دستور رفتن داد . پیامبر (ص) فرمود حذیفه برو ببین این قوم چه کردند ؟ ولی نه تیری بینداز و نه سنگی پرتاب کن . حذیفه می گوید من به پیامبر گفتم می ترسم ولی پیامبر فرمود نترس تو سالم بر می گردی و در بهشت هم کنار منی  حذیفه به راه افتاد و وارد اردوگاه دشمن شد و خود را بین ان ها جا داد . ابوسفیان برخاست و گفت : بترسید از نفوذ نیروگاه دشمن  هر کسی کنار دستی خود را بنگرد تا غریبه ای بین ما نباشد حذیفه می گوید من به هر دو طرف نگاه کردم و گفتم تو کیستی و ان ها خود را معرفی کردند معلوم شد برای ان ها که غریبه ای وجود ندارد وابو سفیان گفت ما نمی توانیم اینجا بمانیم شبی تاریک سرد طوفان شن در راه و همه خسته و گرسنه ایم  بهتر است حرکت کنیم و برگردیم . حذیفه باز گشت و خبر متواری شدن دشمنان اسلام را به پیامبر (ص) داد و .... در ادامه پوسترهایی را که راجع به حفظ زبان  انواع رسانه های اطلاعاتی و.... است را بر روی تابلو نصب می نماییم

 

 

 

 

 

 

 

10

دقیقه

 

 

 

 

 

 

 

 

ارائه ی  تدریس فعال

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بعد از ایجاد این امادگی سوالاتی را که از قبل نوشته و تکثیر کرده ایم در بین فراگیران توزیع می کنیم یا می توانیم سولات را بر روی تابلوی کلاسی با خطی خوانا بنویسیم و از انها بخواهیم که به این سولات پاسخ گویند .

تعداد سوالات حدودا چهار مورد می باشد و مدت زمان پاسخ گویی به طور انفرادی 10 دقیقه می باشد. از فراگیران می خواهیم فکر کنند و سپس پاسخ سوالات را بنویسند بعد از اتمام این مدت زمان از انها می خواهیم به بحث و تبادل نظر دو نفری پرداخته و به سوالات پاسخ دهند ویا پاسخ های خود را تکمیل کنند زمان لازم برای این مرحله نیز 10-5 دقیقه می باشد. پس از ان فراگیران در گروه های سه یا پنج نفری به بحث گروهی پرداخته و پاسخ های خود را اصلاح و تکمیل می نماید . مدت زمان این مرحله (بحث گروهی) 10 دقیقه مباشد که پس از اتمام این زمان نماینده هر گروه به مدت سه دقیقه پاسخ سوالات را به کلاس ارائه می دهد . مدت زمان این مرحله نیز 15 دقیقه می باشد که پس از ارائه بحث نمایندگان گروه ها نتیجه گیری توسط معلم یا مدیر یادگیری صورت می گیرد و مطالب مورد نیاز جهت تکمیل بحث ارائه می گردد. سوالاتی که مرحله معلم مطرح می کند . سوالات بنیادی و اساسی است که به عنوان نمونه می تواند چند مورد ان را اشاره کرد .

اطلاعات را تعریف کنید و انواع ان را نام ببرید .

حفاظت اطلاعات یعنی چه ؟ راه های حفظ اطلاعات را نام ببرید .

از چه راه هایی اطلاعات افشا می شوند نام ببرید .

ایا اطلاعات و اسناد همگی از نظر ارزش یکسان هستند ؟ مثال بزنید.

و....

 

 

 

 

 

 

 

 

50 تا 60

دقیقه

 

 

خلاصه و جمع بندی

 

 

از انجائی که در این روش نکات مهم درس توسط فراگیران جمع بندی شده و ارئه می گردد از فراگیران می خواهیم علاوه بر مطالبی که گفته شد اگر نکته ای مهم در این ارتباط دارند بیان کنند و هم چنین برداشت های شخصی  خود را راجع به حفظ اطلاعات ذکر نمایند

 

 

 

ارزشیابی

تکوینی

 

 

 

 

در پایان به منظور اگا هی از میزان یادگیری فراگیران از کل درس سوالاتی را از انها می پرسیم تا اگر اشکال و ابهامی در درک مطالب وجود دارد رفع گردد . سوالاتی مانند :

 اسناد به کلی سری را تعریف کنید

امار نیروها و امکانات نظامی یک کشور جزء کدام دسته طبقه بندی اسناد است ؟ چرا؟ توضیح دهید .

راه های افشای اسرار به طور نا اگاهانه را نام ببرید .

و....

 

 

5تا10

دقیقه

 

 

تعیین تکلیف               

ضمن مطالعه ی درس برای جلسه اینده از فراگیران می خواهیم احادیثی را از ائمه ی اطهار و بزرگان دینی راجع به حفظ گفتار جمع اوری کرده و با خود به کلاس بیاورند همچنین درمورد راه های  حفظ اطلاعات از بین بردن اطلاعات به منظور عدم دسترسی دشمن به انها و .... مطالبی را در یک صفحه جمع اوری کرده و برای جلسه ی اینده با خود به کلاس بیاورند

 

 

 

5دقیقه

 

با سمه تعالي

سازمان آموزش و پرورش استان هرمزگان

نام درس: آمادگي دفاعي            اداره آموزش و پرورش ..شهاب..........                تاريخ: .................

موضوع درس: اسلحه و نحوه عملكرد آن    آموزشگاه: .استاد شهریاردولاب...        زمان: 90 دقيقه

شماره طرح درس : ................                                                                  دبیر:عبداله سالکی

اهداف كلي:

 

- آشنايي فراگيران با اسلحه و نحوه عملكرد آن

- نسبت به شناخت انواع اسلحه علاقه مند شود.

-       در ميدان تير از اسلحه بدرستي استفاده كند.

اهداف رفتاري

فراگير در پايان درس بايد بتواند:

-       انواع اسلحه را نام ببرد.

-       تاريخچه سلاح كلاشنيكف را توضيح دهد.

-       سه كشور را كه از سلاح كلاشنيكف استفاده مي كنند نام ببرد.

-       نام كشور سازنده سلاح كلاش را بيان كند.

-       نام نوع تكميلي سلاح كلاش رابگويد.

-       انواع سلاح كلاش را از نظر فنداق آن بيان كند.

-       برد مفيد سلاح كلاش را بيان كند.

-       متعلقات سلاح كلاش را نام ببرد.

-       سه منظور از باز و بسته كردن سلاح را توضيح دهد.

-       انواع مهمات كلاش را نام ببرد.

-       فشنگ جنگي عادي را با جنگي رسام مقايسه و شباهتها و تفاوتهاي آن را بيان كند.

-       كاربرد فشنگ آتش زا و رسام را بيان كند.

-       فشنگ جنگي ثاقب را از فشنگ ثاقب انفجاري تشخيص دهد.

-       ويژگي خاص فشنگ گازي را توضيح دهد.

-       اعمال مكانيكي سلاح را توضيح دهد.

-       چهار مورد از اصول ايمني در استفاده از سلاح را توضيح دهد.

-       نحوه قلق گيري را با ترسيم شكل توضيح دهد.

-       فشنگ جنگي عادي را از ساير فشنگها جدا كند.

-       اصول مهم تير اندازي خوب را نام ببرد.

-       در ميدان تير اصول تير اندازي را رعايت كند.

-       حالتهاي تير اندازي را بيان كند.

-       حالتهاي تيراندازي را دركلاس انجام دهد.

-       نظر خود را در مورد استفاده و نگهداري بهتر سلاح بيان كند.

روش تدريس

توضيحي – نمايشي – پرسش و پاسخ

وسايل كمك آمزوشي

  گچ –تابلو – چارت سلاح – ماكت اسلحه – كتاب درس- CD آموزشي

مدل كلاس

به شكل U

فعاليت مقدماتي

- ورود به كلاس – سلام و احوالپرسي – بررسي وضعيت فيزيكي و رواني فراگيران – حضور و غياب – بيان مناسبت روز يا هفته

5-10  دقيقه

ارزشيابي تشخيصي

- در ارتباط با درس چند سؤال از فراگيران پرسيده مي شود.

- دو اسلحه را كه مي شناسيد نام ببريد.

- نحوه كار با يك اسلحه را توضيح دهيد.

- چگونه مي توان از يك اسلحه مراقبت نمود توضيح دهيد.

5-10  دقيقه

آمادگي و ايجادانگيزه

در ابتدا با نمايش CD در مورد اسلحه توجه فراگيران را به موضوع درس جلب مي نماييم.

5-10  دقيقه

ارائه تدريس

با توجه به ذهنيتي كه فراگيران نسبت به موضوع درس پيدا كرده اند در مورد دو نوع سلاح سازماني كلاش و    ژ 3 صحبت مي نماييم و با استفاده از چارتهاي مربوط به توضيح ويژگي هاي اسلحه كلاش و متعلقات آن      مي پردازيم. با استفاده از ماكت اسلحه قطعات اسلحه را از نزديك به فراگيران نشان داده و از آنها سؤالاتي در مورد اجزاء مهمات و نحوه كار با اسلحه مي پرسيم . با استفاده از تابلو و گچ رنگي سيبل و خال سياه را كشيده و نحوه قلق گيري را توضيح مي دهيم.

در ادامه اعمال مكانيكي سلاح را توضيح داده و در صورتي كه فرصت باقي باشد نرم افزار مربوط به كار با اسلحه را دوباره نمايش مي دهيم.

30 دقيقه

خلاصه و جمع بندي

- با كمك فراگيران درس را جمع بندي مي كنيم و در صورتي كه نكته اي باقي مانده باشد به گفته هاي فراگيران اضافه مي كنيم.

10 دقيقه

ارزشيابي پاياني

- از چند نفر از فراگيران سؤالاتي راجع به درس امروز پرسيده مي شود

- متعلقات اسلحه كلاشنيكف را نام ببريد.

- سه مورد از علل بازديد اسلحه را نام ببريد.

- قلق گيري را توضيح دهيد.

10 دقيقه

تعيين تكليف

- درس اين جلسه را مطالعه كنيد.

- با هر وسيله اي كه در اختيار داريد ماكت يك اسلحه را بسازيد.

- در مورد سلاح سازماني كشورهاي مختلف تحقيق كرده و گزارش تحقيق خود را به كلاس بياوريد.

5 دقيقه

 

+ نوشته شده توسط عبداله سالکی دولابی در دوشنبه سوم دی 1386 و ساعت 0:17 |

                                            طرح درس عربی   

                           

مشخصات کلّی

    نام درس : عربی         موضوع درس : فعل امر حاضر             مدت جلسه : 80 دقیقه

         شماره طرح درس :3

       تعداد دانش آموزان : 25      کلاس و مقطع تحصیلی : سوم راهنمایی

        نام معلم :عبدالله سالکی دولابی       مدرسه آزادگان دولاب       تاریخ :26/9/86

 

 

هدفهای رفتاری و درسی

     دانش آموز در پایان این درس :

     1. قرائت صحیح متن عربی درس 5 را تلفظ می کند .

     2. کلمات جدید با رنگ قرمز را درست می خواند و می نویسد .

     3.  ترجمه درست درس 5 را می فهمد .

     4. فعل امر و 6 صیغه مخاطب آن را می شناسد .

     5. در زمینه صرف فعل امر وانواع همزه اول آن علاقه مند می شود .

    6. نمونه بارز امر در جامعه اسلامی ( فریضه امر به معروف ) را شرح می دهد

 

 

وسایل

 

 

 

    1. کتاب درسی 2. تصاویر 3. کارت 4. تخته سیاه 5. جدول کارتها  6.. تخته رنگی  7. وایت برد با ماژیک رنگی   8. گچ سفید و رنگی 9. کارت مقوایی 10. تخته یونولیت 11. درختچه کاج

 زمان

 

 قبل از شروع درس

  

        1. سلام و احوال پرسی از دانش آموزان 2. دقت در وضع جسمی و روانی  آنها 3. حضور و غیاب 

         4. خواندن احادیث و ترجمه و تفسیر توسط شاگردان  5. جمع آوری تکالیف فردی

          ( تذکر : همه دانش آموزان دفتر خط دار – مداد- پاک کن – خودکار آماده داشته باشند )

5

 

 ارزشیابی تشخیصی

 

      پرسش از چند دانش آموز در مورد :. فعل ماضی منفی چیست؟ و علامت آن کدام است ؟. فعل مضارع منفی            چیست ؟  و علامت آن کدام است ؟

 5

 

 آماده سازی

رئوس مطالب

 

1-       اطلاعات دانش آموزان از فعل امر در زبان فارسی2. علامت فعل امر در زبان فارسی3..هدفهای درس جدید

4..طرز ساخت فعل امر5. علائم فعل امر در زبان 6. عربی ترجمه فعل امر و 6 صیغه آن در عربی

20

 

   فعالیت های

مربوطه روشها

 

 

سوال : 1. بچه ها درزبان فارسی وقتی انجام کاری را از کسی می خواهیم

2. اگر به صورت خواهش و تمنّا را بخواهیم با چه حالتی بیان می کنیم ؟

. به نظر شما فعل امر با چه لحنی خوشایند است و چرا ؟ 

 

 

 ارائه درس جدید

  

هدفهای درس جدید : 1. تعریف فعل امر  2. توضیح 6 صیغه های فعل مضارع مخاطب و  ترجمه ی آنها

       3. طرز ساخت فعل امر و 6 صیغه حاضر آن 4. ترجمه فعل امر   5. . تلفظ صحیح درس 6. ترجمه صحیح درس

 

 5

فعالیت مربوط به روشها

 

روش اختصاصی تدریس عربی سوم راهنمایی : نصب کارتهای رنگی روی تخته

سوال : فعل امر را تعریف کرده و علائم آن را در زبان عربی و طرز ساخت را توضیح دهید؟

ادامه سوال از دانش آموزان و نوشتن پاسخهای آنان روی تخته-

تشریح درس جدید و قواعد فعل امر با استفاده از تصاویر کارتها 

 

  

 

35

 

 روش مطالب

 

خلاصه ی درس – تعیین تکلیف – انجام تحقیق و کار عملی توسط دانش آموزان

– مطالب کتابهای غیر درسی

 

 

 تکمیل 

 

خلاصه درس با استفاده از نوشته ها ی روی تخته و یادداشت برداری آنها توسط دانش آموزان به پای تخته برای نوشتن تمرین و حل ان در دفتر عربی و تعیین تمرینهای کتاب برای تکلیف جلسه ی بعد در منزل. 

 

 ارزشیابی تکوینی

 

 

بازدید دفترهای تمرین ، منظور رفع اشکالهای نوشتنی دانش آموزانی که اشکال دارند .

دقت در رفتارهایی که نشانه علاقه مندی و یا عدم علاقه دانش آموزان نسبت

به درس می باشد . نوشتن چند سوال در مورد درس امر

جز روی تابلو و نوشتن پاسخ آنها توسط دانش آموزان در روی کاغذ جمع آوری پاسخ های آنان

 

 10

 

 

 

 

 

 

 

هدف کلی : دانش آموزان در پایان درس 5 عربی سوم راهنمایی علاوه بر قرائت و ترجمه متن درس با قواعد درس آشنا می شوند .

هدف جزئی : 1. دانش آموزان در پایان درس قرائت صحیح درس را بدانند. 2. دانش آموزان ترجمه های صحیح درس را بفهمند 3. دانش آموزان فعل امر و طرز ساخت آن را بفهمند .

 

هدفهای رفتاری : 1. دانش آموزان تلفظ صحیح لغات را بعد از معلم بگویند ( روانی حرکتی ، تقلید )

2. دانش آموزان تلفظ صحیح لغات جدید درس را به طور مستقل بگویند .( روانی حرکتی ، اجرای مستقل )

3. ترجمه لغات را بگویند ( شناختی ، دانش )

4. با توجه به هر لغت روی کارت معنی فارسی یا عربی آن را در یابند ( شناختی ، درک فهم )

5. دانش آموزان بتوانند با توجه به لغات درس جدید متن های موجود در درس را معنی کنند (شناختی ، درک فهم )

6. دانش آموزان باید پس از پایان درس بدانند که برای فعل چه مثالهای دیگری می توانند بیاورند و در جمله آن را به کار برند . ( شناختی ، ترکیب)

7. دانش آموزان بتوانند علائم فعل امر و طرز ساخت آن امر 6 صیغه مطالب تشخیص دهند ( شناختی ، تجزیه و تحلیل)

آزمون رفتار ورودی : نقطه شروع درس

1. دانش آموز فعل امر را در صیغه های مختلف مذکر و مؤنث تشخیص دهد .( نقطه شروع)

2. تمامی 6 صیغه فعل امر ( 3 صیغه مذکر مخاطب 3 صیغه مؤنث مخاطب ) را در جمله بکار برد .

3. انواع فعل امر را در جملات باید تشخیص دهد.

 

    نمودار فعل امر از تَذْهَبُ 

 

    مؤنث 

 

اِذْهَبـوا 

 

اِذْهَبـا 

 

اِذْهَبـا 

 

اِذْهَبـْنَ 

 

اِذْهَبْ 

 

   مذکر 

 

اِذْهَبـی

 

    نمودار فعل امر از تَذْهَبُ 

 

    مؤنث 

 

اِذْهَبـوا 

 

اِذْهَبـا 

 

اِذْهَبـا 

 

اِذْهَبـْنَ 

 

اِذْهَبْ 

 

   مذکر 

 

اِذْهَبـی

 

    نمودار فعل امر از تَذْهَبُ 

 

    مؤنث 

 

اِذْهَبـوا 

 

اِذْهَبـا 

 

اِذْهَبـا 

 

اِذْهَبـْنَ 

 

اِذْهَبْ 

 

   مذکر 

 

اِذْهَبـی

 

    نمودار فعل امر از تَذْهَبُ 

 

    مؤنث 

 

اِذْهَبـوا 

 

اِذْهَبـا 

 

اِذْهَبـا 

 

اِذْهَبـْنَ 

 

اِذْهَبْ 

 

   مذکر 

 

اِذْهَبـی

 

    نمودار فعل امر از تَذْهَبُ 

 

    مؤنث 

 

اِذْهَبـوا 

 

اِذْهَبـا 

 

اِذْهَبـا 

 

اِذْهَبـْنَ 

 

اِذْهَبْ 

 

 

    نمودار فعل امر از تَذْهَبُ 

 

    مؤنث 

 

اِذْهَبـوا 

 

اِذْهَبـا 

 

اِذْهَبـا 

 

اِذْهَبـْنَ 

 

اِذْهَبْ 

 

   مذکر 

 

اِذْهَبـی

 

    نمودار فعل امر از تَذْهَبُ 

 

    مؤنث 

 

اِذْهَبـوا 

 

اِذْهَبـا 

 

اِذْهَبـا 

 

اِذْهَبـْنَ 

 

اِذْهَبْ 

 

   مذکر 

 

اِذْهَبـی

 

+ نوشته شده توسط عبداله سالکی دولابی در دوشنبه سوم دی 1386 و ساعت 0:13 |

                                استرس

چگونه استرس خود را مهار کنیم

استرس بخش طبیعی از زندگی است .برای انجام وظایف ،مقداری استرس لازم است .اگر دانشجو هستید ،هرامری واقعی ویا خیالی که برای شما روی خواهد داد،خواسته هایی را در پیش روی شما قرار می دهدوشما باید بدانیدکه چگونه این خواسته ها را کنترل کنید .

مقابله با استرس

بررسی مسائل مهم به طور منظم :تکالیف علمی جدید شما،نه فقط بر روی شما بلکه بر خانواده ویا دوستانتان             

نیز تاثیر می گذاردوگاه ممکن است تضادهایی را نیز به وجود آورد.یکی از راههای مواجه با این تضادهااین است که برنامه هر ترم را با اطرافیان خود در میان بگذارید وضرورتها وپیامدهای مثبت مطالعهرا بررسی کنید وبرنامه رابه اتاق هم طرح ریزی کنید.

ورزش و تمرینهای منظم :اوقات فراقت خود را طوری برنامه ریزی کنید که حداکثر رضایت وسلامت به همراه داشته باشد .بدن نیاز به ورزش روزانه دارد .این به ویژه برای دانشجویان بی تحرک لازم است .

تنظیم وقت به صورت هقتگی :فعالیت هر روز خود رابرنامه ریزی کنید .باید در زمان معین مطالعه کنید .

مطمئن باشید که محل مطالعه باید با شخصیت شما متناسب باشد.وسایل مورد علاقه شماباید در محل مطالعه وجود داشته باشدتا این محل را برایتان جالب ولذت بخش کند.مثلا یک پوستر ،یک وسیله ی تزئینی یا قطعه ای از اثاث منزل .یکی دیگر از ابزارهای برنامه ریزی که افراد موفق از آن بهره می برند فهرست کارهای مهم هر هفته است.

 

به روش زیراین ابزاررا به کار بگیرید:

-فهرستی از تکالیف آموزشی هر هفته تهیه کنید.

- به ترتیب اهمیت آنها را بنویسید.

- این فهرست را در محل مطالعه خود در معرض دید قرار دهید.

- در مقابل هر تکلیفی که انجام می دهید علامت بگذارید.

- هر تکلیفی را که در طول این هفته انجام نمی شود ،در فهرست هفته ی بعد قرار دهید.

صحبت مثبت با خود

با خود صحبت کنید (وقتی که تنها یید).زمانی که این روش به طور صحیح انجام شود ،مثبت ودلکرم کننده است

هر روز جملاتی از این قبیل را امتحان کنید:

امروز این کار را به خوبی انجام دادم ،هیچ وقت به خوبی امروز نبودم،جلسه مطالعه خوبی بود .عبارتهایی از این قبیل گام بزرگی در افزایش عزت نفس شماست ونگرش واقع بینانه تری از خودتان به شما خواهد داد.

وقتی احساس ارزشمندی بکنید ،توانایی شما درمقابله با استرس به طور قابل ملا حظه ای افزایش می یابد.

سپس برای مطالعه مستعد تر وآماده تر خواهید شد وبا همه ظرفیت یاد خواهید گرفت.

پاداش خود

پس از یک جلسه مطالعه رضایت بخش ،انجام درست یک تکالیف ،یا کسب نمره بالا در امتحان به خود پاداش دهید

سرگرمی ها ،موزیک،مطالعه مطالب سر گرم کننده وسینما رفتن اموری است که برای دانشجویان خوب ورضایت بخش است .این امور تجارب مثبتی است که احساس کفایت وعشق به زندگی را درشماتقویت می کند وکل سیستم عصبی شما هم را آرام می سازد.

تغذیه صحیح

اگر می خواهید عملکرد موثری داشته باشید ،باید عادت غذایی معمولی داشته باشید.تغذیه غذای منظم ،مرکب از سبزیجات ،میوه ها ،حبوبات بامقدار کمی گوشت ،لبنیات ،میوه های مغزدار،تخم مرغ،کمی کره مارگین .روغن(خیلی کم)،شکر ونمک سلامت بدن را تضمین می کند.

صبحانه را حذف نکنید .به مقدار کافی آب بنوشید،دست کم 8 لیوان.در روزهای گرم،قهوه ،چای ونوشابه را تا حد امکان کمتر امصرف کنید.

خواب وتمرینهای آرام بخش :بی خوابی به استرس مفرط واحتمالا افسردگی می انجامد .با یک خواب خوب شبانه با آن مبارزه کنید .گاهی پیش می آیدکه شبها تا دیر وقت باید مطالعه کنید ،اما همیشه این بی خوابی را با خواب صبح یا زودتر خوابیدن جبران کنید.به طور مکررثابت شده است که استفاده منظم از تمرینهای آرام بخش ونیزتنفس عمیق ،منظم وکنترل شده به خویشتن داری وکاهش اضطراب کمک می کندو با عث تجدید قوا در بیشتر افراد می شود .

این تمرینها را امتحان کنید

-         برای ده دقیقه در یک صندلی راحت قرار بگیرید .

-         به تنفس خود توجه کنید ،به خود اجازه ی آرامش بدهید.

-         یک نفس عمیق بکشید 3 تا 4 ثانیه آن را نگه دارید بعد آن را به آرامی بیرون بدهید .این کار را چند بار تکرار کنیدو

-         ما هیچه های مختلف بدنتان را به نوبت منقبض وبعد شل کنید .

-         با انگشتتان شروع کنید .از انگشت بزرگ شروع کنید ،آن را بکشید،بعد رها کنید.سپس انگشت بعدی را رها کنید.

-         بعد به آرامی این کار را در سراسر بدن خود گسترش دهید.

-         وقتی به ماهیچه های سر رسیدید ،کار را پایان دهیدحالا تصور کنید که تمام بدنتان آرام شده است .برای مدتی خود را تقریبا شل ورها کنید .                                                                                                           

فنون ساده تر

-         هر چند وقت یکبار چند نفس عمیق بکشید وبدنتان را شل کنید ،خمیازه بکشید واندامهای بدن را بکشید

-         به آهستگی پیاده روی کنید.

-         اگر مزاحم همسایگان واطرافیان نمی شوید ،فریاد بکشید.

+ نوشته شده توسط عبداله سالکی دولابی در یکشنبه دوم دی 1386 و ساعت 23:36 |

ديدگاههاي مختلف درباره تقليد :

درباره ماهيت تقليد ديدگاههاي متعددي وجود دارد از نظر روانشناسي قديم ، تقليد يكي از غرايز اساسي دانسته شده است و ديدگاه غريزي اولين نظريه پيرامون ماهيت تقليد محسوب مي شود .    بيشتر روانشناسان آغاز قرن حاضر و آنهايي كه در چهارچوب روانشناسي كلاسيك كار كرده اند   تقليد را هم مانند هر مساله ديگر رواني يك مساله غريزي مي دانند . (( ويليام جيمز )) و(( بالدوين ))   از جمله اين دانشمندان هستند .

ديدگاه ديگر درباره ماهيت تقليد ، نظريه برون سازي است . فرد در برخوردهاي خود با محيط    معمولاً چيزي را كسب مي كند يعني با فراهم ساختن تصويري از يك موقعيت آنرا در رفتار خود منعكس مي سازد . اين جريان را برون سازي مي نامند . از اين نظرگاه ، برون سازي فعاليتي است     كه به انطباق با شرايط محيط مي انجامد و تقليد از اين قسم است . ژان پياژه روانشناس معروف در نظام روانشناسي شناختي كه براي تحول رواني انسان ترسيم كرده ، تقليد را از مقوله برون سازي     مي شمرد .

از نظر (( بندورا )) بخش وسيعي از يادگيريهاي انسان از طريق مشاهده و تقليد صورت مي گيرد . در اولين تحقيق بندورا، در زمينه علل خانوادگي پرخاشگري كه به همراهي (( والتر )) يكي از دانشجويان كارشناسي ارشد دانشگاه استنفرد انجام شد ، بر اهميت يادگيري از طريق مشاهده رفتار ديگران تاكيد شده است . از آن به بعد ، بندورا يادگيري مشاهده اي را به عنوان مهمترين عامل رشد و يادگيري به حساب آورد . از نظر او انسان از طريق مشاهده رفتار ديگران و حق اختيار يا انتخاب رفتارهاي مورد نظر را براي خود محفوظ مي دارد . ولي الگوها به او كمك مي كنند كه درباره به مرحله اجرا   گذاشتن رفتارهاي انتخاب شده تصميم گيري نمايد . ديدگاههاي اوليه بندورا در تبيين   رفتار انسان   به نظريه هاي يادگيري - اجتماعي شهرت داشت . ( كديور, 1378 ) نظريه يادگيري اجتماعي برآن است كه انسان به صرف مشاهده رفتارها را ياد بگيرد . به فردي كه مورد مشاده قرار مي گيرد    سرمشق گفته مي شود . شواهد موجود حاكي از آن است كه انسان با مشاهده رفتارهاي يك سرمشق مي تواند آنها را ياد بگيرد . در اين ديدگاه تقليد و يادگيري مشاهده اي با يكديگر فرق دارند .    يادگيري مشاهده اي ممكن است متضمن تقليد باشد يا نباشد .

پاره اي از روانشناسان بر اين عقيده اند كه تقليد به معناي عام آن سه مرحله دارد . اين مراحل   عبارتند از :

1 ) دوره اول از تولد تا دوسالگي

2 ) دوره دوم از 2 تا 7 سالگي

3 ) دوره سوم از هفت سالگي به بعد

تقليد در مرحله اول را با تمام مراحلش مي توان همان (( محاكات )) دانست . چرا كه تقليد كودك    در اين دوره عاري از هر گونه فهم و تميز است . هر چه را از اطرافيان مشاهده كند بي درنگ و ناخودآگاه انجام مي دهد .

در مرحله دوم ، فرد رفتار ديگري را با آگاهي اجمالي ، اندك و ناكافي تقليد مي كند . مانند      كودك خردسالي كه به منظور تشبه به بزرگترها كارهاي آنها را تكرار مي كند ، بدون آنكه از غرض   و غايت آنها آگاه باشد . اين نوع تقليد را تقليد (( بالمعني الاخص )) ناميده اند .

مرحله سوم را كه با آگاهي كامل و علم و عمد همراه است . (( اقتباس )) مي نامند. در اقتباس تمامي جوانب امر سنجيده مي شود و آنگاه در صورت وجود مصلحت ، تقليد صرت مي گيرد . بدين    ترتيب روشن مي شود كه تقليد همراه بانوعي آگاهي است و در اقتباس نيز علم و آگاهي دخالت   دارد و تنها در محاكات است كه از عنصر آگاهي خبري نيست .

با توجه به هر يك از مراحل و دوره هاي فوق و با عنايت كافي به خصوصيت هر دوره لازم است الگوهاي مناسب و در خور به افراد مستعد و به جامعه ارائه گردد تا انسانها در هر مرحله و سني كه هستند بتوانند تربيتهاي صحيح را از طريق مشاهده آنها فرا گرفته ، و حركتي مستمر را به سوي رشد    و تعالي صورت بخشند . ( عباسي مقدم , 1375 )

الگو چيست ؟

الگو آن چيزي است كه شكل گرفته ، و در يك گروه اجتماعي به اين منظور كه به عنوان مدل يا راهنماي عمل در رفتارهاي اجتماعي بكار مي آيد , حضور مي يابد . از ديدگاه كاركردي و         رواني - اجتماعي بايد گفت الگوها آن شيوه هاي زندگي هستند كه از صوري فرهنگي منشاء            مي گيرد . افراد به هنگام عمل بطور طبيعي با الگوها سسروكار دارند و اعمال آنان با اين الگوها    تطابق مي يابند ( سيامك , 1377 )

از نظر مارت ، جي ، آلن الگو به فرايندي اطلاق مي شود كه در آن رفتار يك فرد يا گروه يعني      الگو ، به مثابه محركي براي افكار ، نگرشها و يا رفتارهاي شخصي ديگري كه او را مشاهده نموده     به كار گرفته مي شود . ( جي . آلن , 1371 )

يك الگو چيزي است كه ساخته مي شود تا براي ساختن نمونه هاي ديگر سرمشق قرار گيرد. الگوي رفتاري با تكرار مداوم يك (( ژست )) توسط اشخاص بسيار ساخته  مي شود . يك عادت وقتي  بوجود مي آيد كه شخص عملي را مرتباً و با شيوه اي يكسان تكرار كند . به حكم قياس مي توان  گفت وقتي عده زيادي از اشخاص در جامعه اي به طرزي نسبتاً مشابه و در مدتي طولاني عملي را تكرار مي كنند (( عادت اجتماعي )) بوجود مي آيد . اين شيوه تكراري فكركردن و عمل كردن يك الگو يا يك ميزان فرهنگي است . الگوي رفتاري كوچكترين واحد نقشها ، نهادها و فرهنگ است ، رفتار انتزاعي استاندارد شده و نظم يافته اي است كه در يك جامعه براي تشخيص اين كه چه    رفتاري پذيرفته نيست به عنوان الگو و ميزان بكار مي رود . ( نيك گهر , 1369 )

براي تمايل الگوها بايد ميان الگوها ، آشكار كه بي واسطه قابل مشاهده اند و الگوي پنهان كه با  واسطه قابل مشاهده اند ، تميز قايل شد ، الگوي دسته اول را (( الگوهاي رفتاري يا كنشي )) و دسته دوم را (( الگوهاي مفهومي )) مي نامند .

الگوهاي بيروني رفتار با مشخصات زير شناخته مي شود :

الف ) عملي كه قابل مشاهده و اندازه گيري است .

ب ) به فراواني تكرار مي شود .

پ ) ميان عده زيادي از اشخاص مشترك است .

ت ) محتواي نوعي معناي اجتماعي است .

ليبرت و اسپيگلر در تبيين نقش فرد در تبعيت از الگو و يادگيري مشاهده اي اين فرآيند را در سه مرحله بررسي كرده اند : مشاهده ، اكتساب و پذيرش .

1 ) مشاهده :

مشاهده الگو امري بديهي در يادگيري مشاهده اي است و بدون مشاهده رفتار الگو ، اكتساب     صورت نمي گيرد ، الگو مي تواند به صورت زنده ارائه شود يا غير زنده يا به صورت فيلم ، ويدئو     يا داستانهاي مصور و …

2 ) اكتساب :

اكتساب موارد مشاهده شده ، دومين مرحله يادگيري مشاهده اي مستلزم توجه به سر نخ هايي است     كه الگو ارائه كرده است تا از طريق آن بتواند پيام هاي مورد نظر در رفتار الگوي مشاهده شده را   تشخيص دهد . از نظر (( بندروا )) الگوهايي كه از نظر سن و جنس با مشاهده گر شباهت دارند يا مشاهده گر آنها را به عنوان افراد لايق ، صميمي , گرم و قدرتمند مي شناسند بيشتر مورد توجه قرار   مي گيرند .

از نظر بندورا ، افراد به الگوهايي توجه مي كنند كه به كارآمدي مشهورند و كساني را انتخاب         مي كنند كه در كارهايشان موفق اند و به آنهايي كه بطور مكرر تنبيه مي شوند , بي اعتنا مي مانند . توجه انتخابي فرد ، تحت تاثير تقويتهاي پيشين او نيز قرار دارد، يعني تقويت هاي پيشين مي تواند   يك آمايه ادراكي در فرد ايجاد كند كه موجب توجه به الگو شود . ( هرگنهان والسول ، 1993 )

3 ) پذيرش :

پس از مشاهده الگو و اكتساب آن ، پذيرش معني پيدا مي كند . براي اندازه گيري پذيرش ،    يادگيرنده در شرايطي قرار داده مي شود كه مي تواند آزادانه رفتار سرمشق را راهنماي عمل خود    قرار دهد . اگر يادگيرنده از رفتار سرمشق استفاده كرد . معلوم مي شود كه به مرحله پذيرش رسيده است . پذيرش مي تواند به چهار شكل رخ دهد . تقليد يا تقابل . هر يك از اين موارد نيز مي تواند    به طور مستقيم يا غير مستقيم روي دهد . تقليد متضمن تكرار رفتار سرمشق گيري به صورت مستقيم انجام مي گيرد . در حاليكه در تقابل ، رفتاري مخالف آن چه الگو انجام داده است بروز مي كند .  وقتي كه سرمشق گيري به صورت مستقيم انجام مي گيرد ، مشاهده كننده به همان صورتيكه سرمشق رفتار كرده است ، رفتار مي كند . در صورتيكه مشاهده كننده درست درجهت مخالف عمل كند ، تقابل به شكل مستقيم انجام گرفته است . ممكن است يادگيرنده در معرض مجموعه اي از رفتارهاي فشرده كلي قرار گيرد . در اين جا تقليد به صورت غير مستقيم انجام مي گيرد و رفتار يادگيرنده فقط شباهت هايي به رفتار الگو دارد ولي در تقابل غيرمستقيم ، يادگيرنده به نحوي متفاوت از الگو رفتار  مي كند . ( كديور , 1378 )

عوامل موثر در گرايش جوانان به الگوهاي غربي :

غريزه تقليد ، مانند ساير غرائز ، به قضاء حكيمانه خداوند ندارند بر اساس مصلحت و ضرورت  زندگي در وجود بشر آفريده شده است . اگر اين غريزه ، در مجاري صحيح مورد استفاده قرار گيرد    و به منظور فراگيري روشهاي خوب ديگران بكار افتد باعث رفاه زندگي و مايه سعادت و كمال    انسان خواهد شد و بر عكس اگر در مسير ناصحيح و درراه اقتباس روشهاي پليد و ناپاكيهاي اجتماع اعمال شود موجبات تيره روزي و بدبختي بشر را فراهم مي آورد . در اين زمينه علي ( ع ) مي فرمايد :

من لم يوكد قديمه بحديته شان سلفه و خان خلفه . ( غررالحكم , ص 699 )

علي عليه السلام در اين زمينه فرموده است : كسي كه گذشته خوب خود را بارفتار تازه خويش   محكم و استوار نسازد ، پيشينيان خود را زشت و ننگين نموده و به فرزندان و آيندگان خويشتن نيز خيانت كرده است . ( فلسفي , 1364 )

تقليد از الگوهاي غربي و تسليم محض شدن در مقابل عظمت ظاهري غرب و اطاعت كوركورانه از آنان نيز مصداق كلام گهربار مولاي متقيان مي باشد كه منجر به از دست دادن سرمايه هاي معنوي جامعه مي گردد .

و انسان را به اقتباس از كارهاي مضر و خطرناك ديگران وادار ساخته و موجبات سقوط و بدبختي انسان را فراهم مي آورد . خانواده و والدين , خود باختگي روحي و همانندي ناآگاه تلقين ، رشد تكنولوژي غرب ، هوس و مد و تبليغات از عوامل عمده موثر درگرايش جوانان به الگوهاي غربي     مي باشد كه در ذيل به آنها پرداخته مي شود .

 

1 ) خانواده و والدين :

پدر و مادر از لحاظ ارتباط عاطفي ، نزديكترين رابطه را مي توانند با فرزندان خويش داشته باشند و علاوه بر آن ، الگويي در دسترس اقتباس فرزندان محسوب مي شوند. البته تظاهرات همانند سازي از دوران كودكي و سالهاي قبل از نوجواني آغاز مي شود ، اما آغاز آن به صورت جدي و اصولي از نوجواني است. اگر فرزندان خانواده در جستجوي يافتن شخصيتي خوب و قابل قبول در پدر و مادر ناكام شوند دچار شكست گردند و يا به عبارتي پدر و مادر را داراي اين صلاحيت ندانند ، براي همانند سازي به ديگران روي مي آورند و شخصيت مطلوب و مورد نظر خود را از آنها اقتباس       مي كنند . اگر چه در اينجا شخصيتي جايگزين شخصيتي ديگر مي شود، لكن از آنجايي كه احتمالاً نوجوان به يك شخصيت روي نمي آورد و افراد متعددي را هدف قرار داده و هر خصوصيتي را از يكي از آنان اخذ مي نمايد ، امكان گرايش او به پديده (( تعدد شخصيت )) زياد خواهد بود . چنين نوجواني از شخصيت پايدار و يكدستي برخوردار نخواهد بود و به طور متناوب تغيير موضع و شخصيت مي دهد و به اصطلاح هر لحظه به رنگي در خواهد آمد . ( شرفي , 1372 )

خانواده هاي دو قطبي ، آن دسته از خانواده هاي متعارضي هستند كه تضادها را بيرون مي ريزند ، اختلافات را به صحنه مي آورند و در تصميم گيريها نيز به جايي نمي رسند و دو نوع تصميم وتدبير براي اداره خانواده در آن به مرحله اجرا در مي آيد . كودكان و نوجوانان در چنين خانواده هاي دو قطبي ، همانند سربازاني هستند كه در جبهه جنگ مسلحند و از دو مركز فرماندهي به آنان     دستورهايي صادر مي شود . دستورهايي كه با يكديگر متضادند و يكديگر را تكذيب مي كنند ، لذا كمترين آسيبي كه به اين سرباز مي رسد ، آشفتگي روان و بلاتكليفي است و در نهايت وضعيت  كودك و نوجوان به مرحله اي خواهد رسيد كه از هيچ قطبي پيروي و تبعيت نخواهد كرد وخانواده   نيز دراين صورت احساس بي ارزشي ، تضعيف نقش و پايگاه عاطفي و تزلزل خواهد نمود.             ( شرفي , 1372 ) و اينجاست كه ميدان براي تبعيت از الگوي كاذب غربي باز مي شود و نوجوانان گرايش به تقليد از بيگانگان پيدا مي كنند و مانند كودكان و ابلهان ، ناسنجيده و بي رويه ازكارهاي  آنان تقليد مي نمايند و تصور مي كنند با اين عمل از حقارت و پستي رهايي مي يابند و مانند   الگوهاي خود مي شوند .

غافل از آنكه اين تقليدهاي كوركورانه و غير عاقلانه نه تنها ذلت آنها رابرطرف نمي كند . بلكه بر ذلتشان مي افزايد و لكه حماقت و نارسايي فكر را نيز بر ساير نقاط ضعفشان اضافه مي كند .

 

 

2 ) بيسوادي :

اشخاص درس نخوانده و بيسواد در معرض تقليدهاي كوركورانه هستند و بر اثر فقدان معلومات ،    زمينه مساعدي براي منابهه و محاكات دارند . در جامعه درس خوانده و با سواد ، منابهه و محاكات كمتر است و اغلب روش ديگران را تجزيه و تحليل مي كنند . جهات خوب و بدش را مي سنجند     وپس از بررسي و تحقيق تاثير جاهلانه فراوان ديده مي شود . اگر در آن محيط يك يا چند نفرعمل موهومي را انجام دهند ديگران به آساني تحت تاثير واقع مي شوند , چشم بسته وناآگاه از پي آنها    مي روند و بدون رويه و سنجش ، آن عمل را فرا مي گيرند و همانند آنها رفتار مي نمايند .              ( فلسفي , 1364 )

3 ) خودباختگي روحي :

خودباختگي روحي نيز از جمله عللي است كه مي تواندآدمي را به پيرويهاي ناآگاهانه و تقليدهاي، كوركورانه وادار سازد . افراد بالغ و عاقل و تحصيل كرده گاهي آنچنان به عظمت و بزرگي كسي معتقد مي شوند كه مسخر و مقهور وي مي گردند و با تمام وجود مجذوب و مسحورش مي شوند . همواره به او مي انديشند ، در گفتار و رفتارش دقت مي كنند و تا جائيكه بتوانند آگاهانه و با توجه، كارهايش را سرمشق خود قرار مي دهند و از آنها تقليد مي نمايند . اينان مقتدا و محبوب خود را از جهتي كه در نظر دارند موجودي كامل مي دانند و آرزو دارند تا خود را همانند او سازند و به وي  تشبه كامل پيدا كنند . به همين جهت روشهايش را بكار مي بندند و از اعمال وي پيروي مي نمايند    تا بدينوسيله مدارج تعالي را طي كنند و به سرمنزل بزرگي و كمال قدم گذارند . در اثر اين    خودباختگي روحي و محبت شديد و عشق سوزان ، عقل تيره مي شوند , فروغ و درخشش خود را    از دست مي دهد ، آدمي كور و كر مي گردد ، بديها را نمي بيند ، به زشتيها توجه نمي كند و    محبوب خويش را از هر نقص و عيبي منزه و مبري مي پندارد در اين زمينه علي عليه السلام           مي فرمايد :

عين المحب عميه عن معايب المحبوب و اذنه صماء عن قبح مساويه ( غررالحكم )

چشم انسان علاقمند ، از ديدن عيوب محبوب خويش نابينا است و گوشش از شنيدن قبايح و    زشتيهاي وي ناشنوا است . لذا كساني كه خود باختگي روحي دارند هميشه غرب را بعنوان الگو و سمبل خود مد نظر قرار داده و از ديدن كژيها و كاستي ها غرب اجتناب مي نمايند .

4 ) تبليغات :

تبليغات عبارت است از دستكاري و كشاندن افكار عمومي در جهت يك هدف و نظر خاص ، با به كارگيري وسايلي مانند زبان ، خط ، تصوير و غيره ( بروس كوئن ، 1372 ) تبليغ در نهايت امر    چيزي نيست جز اشاعه الگوهاي مفهومي رفتار با استفاده از رسانه هاي گروهي ( روزنامه , راديو , تلويزيون ) با هدف قبولاندن اين الگوها به مردمي كه مخاطب قرار مي دهد . به عبارت ديگر، هدف تبليغ در اغلب موارد برانگيختن اشخاص يا گروهها به عمل است ( نيك گهر ، 1369 )

در جامعه مدرن ، تبليغات به مكانيسم اصلي بازسازي افكار عمومي مبدل شده است . همين طور در دنياي صنعتي امروز از تبليغات بازرگاني به عنوان مكانيسم اصلي ايجاد ، هدايت ، برآوردن آرزوها استفاده مي شود .

تبليغات اغلب هنگامي به خوبي موثر واقع مي شود كه با مسائلي كه از اهميت حاد و آني   برخوردارند ، سروكار داشته باشد . كساني كه تحصيلات بالايي ندارند و يا جواناني كه حساس  هستند در برابر تبليغات آسيب پذيرند ، بويژه وقتي كه تبليغات با ارزشها ، احساسات و باورهايشان سازگار باشد .

(( ديويد رايزمن )) استفاده از تبليغات را از مختصات دوران پيدايي انسان (( دگر راهبر )) مي داند .     كه دوران ظهور وسايل ارتباط جمعي در تاريخ انسان است و پديده هايي چون هدايت از راه دور،   بتواره پرستي ، شئي سروري و همراه با آنان از خودبيگانگي در آن مطرح مي باشد . در اين دوران، عده اي با استفاده از قدرت جادويي وسايل ارتباط جمعي موفق مي شوند ، توده ها را تحت تاثير   قرار دهند . از تنوع حيات انساني بكاهند و الگوهاي خاص فكري و مصرفي پديد آورند به زعم      وي عصر مصرف گرايي ، پيدايي مصرف تظاهري و امحاي حريم زندگي تولد يافته است . با فنوني چون تبليغات تجاري فراآگاهي , با برجسته سازي آگهي هاي تجاري از طريق ارسال آنان در لابلاي پيامهاي خبري بسيار با اهميت مي توان موجبات مسخ انسانها و هم (( بلع )) مطالب را فراهم       ساخت . ( ساروخاني ، 1367 )

در جامعه مدرن كنوني تبليغات و وسايل ارتباط جمعي متنوعي از قبيل ماهواره ، ويدئو ، سي.دي ، راديو ، تلويزيون و مطبوعات به عنوان ابزاري قوي و نيرومند در دست استكبار جهاني قرار دارد كه   از آنها به جاي بهره برداري بهينه ، در جهت مسخ فرهنگ و تمدن ساير كشورها و از خود بيگانگي جوانان استفاده مي نمايد . و با ارائه الگوهاي مبتذل و مستهجن موجبات بي هويتي جوانان را فراهم  مي سازد .

5 ) هوس و مد :

هوس و مد نيز عامل موثر ديگري در گرايش جوانان به الگوهاي غربي مي باشد . بسياري از      جوانان تصور مي كنند كه اگر به شيوه متفاوت يا جديدي رفتار كنند ، ممكن است پايگاه بهتري به دست آورند . هوس يا رسم دروغين به تغيير زود گذر در رفتار اطلاق مي شود ، به تعبيري ديگر ،    مد اجتماعي پر شور و زودگذر را هوس اجتماعي مي گويند. هوس به سرعت پا مي گيرد به اوج   خود مي رسد و به سرعت افول مي كند . مد هر چند شبيه هوس است . نماينده شيوه رفتاري است   كه تنها به طور دوره اي در معرض تغيير قرار دارد . تغيير در مد نسبت به تغيير در هوس ، مدت و سرعت كمتري دارد . ( بروس كوئن ، 1372 )

تقليد زودگذر از نحوه سيگاركشيدن يك بازيگر سينما يا به كار بردن برخي از واژه هاي ابداعي      يك شخصيت سياسي ، اجتماعي يا هنري نمونه هايي از هوس اجتماعي است . مد ، نوعاً، انعكاس سبك لباس ، بلندي يا كوتاهي مو يا ديگر جنبه هاي ظاهري فرد است . رواج يافتن كت بلند و    شلوار گشاد يا كت كوتاه و شلوار تنگ نمونه هايي از مد است كه توسط تهاجم فرهنگي بيگانگان     و وسايل ارتباط جمعي كه در اختيار آنان قرار دارد ، ارائه مي گردد و برخي از جوانان  كه تحت   تاثير تلقين هستند بدون محاسبه و سنجش از آن پيروي مي كنندو به خوب و بد الگوهاي ارائه شده     توجه ندارند . اين تلقين بد و مضر آنان را به مسير ناصحيح سوق مي دهد ودر نتيجه با زيانهاي  سنگين و غير قابل جبران مواجهشان مي سازد .

6 ) غرب زدگي :

متاسفانه در عصر ما كشورهاي در حال توسعه آگاهانه و ناخودآگاه تحت تاثير شديدجهان غرب قرار گرفته و اغلب در مقابل سلطه علمي و قدرت صنعتي مغرب زمين خود باخته و مرعوب شده اند ، استقلال فكري خويش را از دست داده اند ، و شخصيت معنوي خود را فراموش كرده اند . مسائل را  از ديدگاه غرب مي بينند , نيك و بد را با معيارهاي غرب مي سنجند , به رفتار غربيان چشم دوخته ,  به گفتارشان گوش فرا داشته , و از اعمال و روشهاي آنان پيروي مي كنند .

(( مودووي )) مي گويد : علوم و آداب و افكار غرب ، نفوس آنان را طوري تملك كرده است كه جز بوسيله عقول غربي تفكر نمي كنند و جز با چشمهاي غربي نمي بينند و در راهي به غير از راهي كه جهان غرب برايشان آماده كرده باشد قدم نمي گذارند . اين عقيده در مغزشان رسوخ كرده است كه  هر چه را جهان غرب حق بداند حق است و هرچه را باطل بداند باطل است. ميزان تشخيص حق و صدق و آداب و اخلاق و انسانيت و كمال عبارت است از مقياسي كه جهان غرب تعيين كند . پس عقيده و ايمان خودشان را بوسيله مقياس عقايد غرب مي سنجند وافكار و تصورات, تمدن و اخلاق   و آداب و رسوم خودشان را بوسيله عقايد غرب آزمايش مي كنند. در نتيجه هر چه را موافق با آنها يافتند به صحت آن عقيده مند مي گردند و بدان افتخار مي كنند و هر چه را مخالف عقايد اروپايي ديدند اشتباه و باطلش مي شمارند . آري چه توجه داشته باشند و چه بي توجه باشند اين عقيده    باطل در مغزشان نفوذ كرده است . ( فلسفي , 1364 ) بعضي از ميانسالان و جوانان ما آنچنان مسخر   و مقهور غرب شده اند كه گوئي عقلشان مستعمره غربيان گرديده و مانند بردگان تسليم بي قيد و   شرط آنان شده اند و براي آنكه از هر جهت رنگي غربي داشته باشند مي كوشندتا در رفتار و گفتار, لباس و آرايش , ساختن موي سر , و خلاصه در تمام حركات و سكنات همانند غربيها باشند و اين هماهنگي و تقليد همه جانبه را نشانه روشنفكري و مايه سربلندي و افتخار خود مي پندارند . اينان به قوانين و سنن ديني , آداب و رسوم ملي , عواطف و احساسات خانوادگي و معيارهاي اخلاقي و اجتماعي خويش بي اعتنا يا لااقل كم اعتنا هستند و عملاً آنها را ناديده مي گيرند و برعكس , راه و روش غربيان را مهم و شايان توجه مي شمرند و به هر كاري كه رنگ اروپايي داشته باشد ابراز علاقه مي كنند .

شيوه هاي مقابله با گرايش به الگوهاي غربي :

1 ) تربيت ديني خانواده :

خانواده به عنوان اولين محيط تكوين شخصيت ديني و اخلاقي نوجوان شناخته شده است . در   خانواده متعادل , وجود الگوها و مدلها موجب مي گردد كه اعضاي خانواده افرادي متدين , مسئول    و ديندار تربيت شوند . اولين افرادي كه بر اعضاء خانواده اثر مي گذارند پدر و مادر هستند . با   مطالعه و  بررسي حالات و روحيات دانشمندان بنام اسلام به اين نكته پي مي بريم كه همه    دانشمندان مشهور اسلامي در پرتو ارتباط با الگوهاي راستين و مجسم به درجات عالي ازنظرعلمي رسيده اند . مي توان ادعا كرد كه در ابعاد گسترده اي از علم , هنر و ذوق وجود الگوها نقش داشته است . پس وقتي كه مادر يا پدر سرمشق يا نمونه براي جوان قرار مي گيرند بيشتر اعتقادات ديني و مذهبي آنان نيز به وسيله وي پذيرفته مي شود . ( سادات , 1372 )

تجربه حاكي از اين است در خانواده هايي كه پدران و مادران عهده دار نقش الگويي بوده اند . نوجوانان تحت تاثير آنان قرار گرفته, افرادي معتقد بار آمده اند . زيرا هر انسان سالمي وقتي دربرابر اعمال و رفتار زيبا و پسنديده قرار بگيرد . خواهي نخواهي جذب آن خواهد شد. پس هر قدر پدران   و مادران قوي تر و راسخ تر نقش الگويي را عهده دار باشند . تاثير و جذب و انجذاب فرزندان آنان سريع تر و وسيع تر صورت خواهد پذيرفت . روي اين اصل هم پدران و مادران بايد تلاش كنند در امور ديني و اخلاقي براي فرزندان خود مدل و الگو باشند . امام جعفر صادق عليه السلام بهترين  روش تاثير پذيري را درنوع مدل و الگو بودن بر شمرده است و مي فرمايد مردم را با اعمال وكردار نيكوي خود به خوبيها راهنمايي كنيد . ( قائمي , 1373 )

2 ) احياي ارزشها و بازيابي هويت :

تهاجم فرهنگي به گونه اي خاص به ارزشها يورش برده و آنها را زير نفوذ خود قرار مي دهد .   سنگين ترين حملاتي كه از ناحيه بيگانگان متوجه فرهنگ يك جامعه مي شود , ارزشهاي آن فرهنگ  را زير ضربات خود قرار مي دهد و ايمان نسل جوان را به اينگونه ارزشها كه جوشيده از عمق اعتقادات و باورهاي اسلام است متزلزل مي كند . احياي ارزشهاي اسلامي گام عملي و مهم ديگري است كه در اين راه بايد برداشته شود و اين فريضه را انديشمندان و دل آگاهاني بايد بجا آورند كه    از يك سو در شناخت نوجوانان كارآمد باشند و از سوي ديگر ارزشهاي اسلامي را در عمق جان خويش باور كرده باشند .

ترسيم شخصيت جوانان از ديدگاه قرآن كريم جايگاه معنوي آنها را به ايشان مي نماياند و راه را    براي تقويت مباني فكري و اخلاقي آنها هموار مي كند . برگزاري گردهماييهايي با همين عنوان از نوجوانان و جوانان و طرح چشم اندازهاي قرآني در زمينه مسائل ذيربط , تعادل فروريخته آنها رابه  نفع ارزشهاي معنوي برقرار مي سازد .

به تصوير كشيدن شخصيت جوانان از ديدگاه معصومين ( ع ) افق روشني را كه از قرآن كريم پرتو بخش زندگيشان شده بازتر و گسترده تر مي سازد , به ويژه آنكه ديدگاه پيشوايان دين پيوسته    متمركز بر حفظ شخصيت و منزلت نوجوانان و جوانان بوده و هست . اين امر , موجب جذب نسل آينده ساز كشوربه ارزشهايي ديني ميشود تشكيل ميزگردها و جلسات گفت و شنود با جوانان در  مراكز فرهنگي مي تواند باب احياي ارزشها را به خوبي باز كند . زندگينامه هاي بزرگان علم و    اخلاق كه جوشيده از بطن فرهنگ اسلامي هستند . تاثيري عميق تر بر تاروپود شخصيت نسل جوان  مي گذارد و قبل از آنكه قلب حساس و دل زلال اين نسل به شوائب فرهنگ بيگانه آلوده شود .  الگوها و اسوه هاي ايمان خلاءهاي وجودي اورا آكنده از سرچشمه زلال ارزشهاي اسلامي مي كنند   تا روزنه ها بر نفوذ بيگانه اي مسدود شود . و از اين طريق مي توان به بازيابي هويت جوانان    پرداخت . هويت جويي, از اصلي ترين و مهمترين شيوه هاي برخورد با گرايش به الگوهاي غربي  است جوانان و نوجواني كه از معرفت به هويت خويشتن برخوردارند و اين جايگاه را به مدد ارتباط  با مربيان خود احراز مي كنند توان مقابله با تهاجم فرهنگي و تاثير گذاري الگوهاي بيگانه را دارند . نسلي كه هويت خويش را مي يابد نفوذ ناپذير است و قدرت لازم را براي تحليل و تفسير وضعيت رويدادهاي فرهنگي دارا مي باشد . از اين رو تلاش در جهت بازشناساندن هويت نوجوانان وجوانان   و ارائه الگوهاي متناسب با روحيه جوانان از ضروريات مبارزه فرهنگي است .

3 ) توجه به معاشران و دوستان :

يكي از نيازهاي طبيعي نوجوانان مجالست و موانست با معاشران است . پدران و مادران هرگز        نمي توانند نقش همبازي را عهده دار شوند . گرچه خود را فوق العاده صميمي نشان دهند . تاثيري   كه دوست بر انسان مي گذارد قابل مقايسه با راهنمايي و اندرز پدران و مادران نيست , زيرا نوجوان  در برابر گفته هاي بزرگتر مقاومت مي كنند ولي در برابر دوستان و معاشران ناخودآگاه از رفتار و  كردار آنان اقتباس مي نمايد . به همين مناسبت رسول خدا ( ص ) درباره تاثيرگذاري دوستان         مي فرمايد :

(( المرء علي دين خليله و قرينه )) همه افراد تحت تاثير دوستان خود قرار مي گيرند . آيين و كيش خود را ا ز دوستان اقتباس مي كنند . در اهميت نقش دوست و معاشر, همين بس كه خداوند متعال   در قرآن مي فرمايد (( يا ويلتي ليتني لم اتخذ فلاناً خليلاً )) فردي كه در روز قيامت گرفتار عذاب   است با خود چنين مي گويد : واي بر من اي كاش فلان كس را به عنوان دوست برنمي گزيدم. روي اين اصل , پدران و مادران بايد با همه وجود تلاش كنند معاشران خوبي براي فرزندان خود انتخاب كنند با انجام اين كار دو فايده عمده نصيب آنان خواهد شد :

در درجه اول , فرزندانشان ناخودآگاه كمالات معاشر خوب را اقتباس كرده و به نيكي گرايش پيدا خواهند كرد , دوم اينكه از معاشرت با افراد فاسد و آلوده بركنار مانده , از آفت هاي زشت آنان  مصون خواهند ماند . والدين بايد تلاش كنند معاشران و دوستان سالم و با شخصيت براي فرزندان  خود فراهم آورند , چه كمترين غفلت و تساهلي مي تواند همه زحمات و تلاشهاي آنان را در سازندگي فرزندان بر باد دهد . ( رشيد پور , 1377 ) و از معاشرت فرزندان خود با افراد ناشايست جلوگيري نمايد . از رفتن آنها به مراكزي كه مردمان پست و بدرفتار در آنجا گرد هم مي آيند   ممانعت كنند .

4 ) جايگزيني ( تعويض ) :

يكي ديگر از شيوه هاي برخورد در اين زمينه , جايگزين نمودن يك رشته , فعاليتهاي هنري , فكري   و عملي است تا بتواند خلاء بوجود آمده در زمينه هاي عاطفي و رابطه نامطلوب نوجوان با دوستان بزرگتر و تبعيت از الگوهاي غربي را پر كند و زمينه ساز شخصيت سالمي در نوجوان شود .

اگر برنامه هاي متنوع و سرگرم كننده اي براي نوجوانان وجود نداشته باشد , به طور طبيعي      امكانات فراواني جهت گرايش او به الگوهاي غربي و فعاليتهاي ناسالم وجود خواهد داشت و او را    به سوي خود جذب خواهد كرد .

در محيطهاي آموزشي , مربيان و ستادهاي تربيتي با تدارك برنامه هاي ويژه اي براي اين قبيل  نوجوانان , مي توانند آنان را در فعاليتهاي گوناگون مدرسه از قبيل مسئوليت سپاري , همكاري در  اداره امور كلاس و مدرسه , مسابقات مختلف فرهنگي و هنري , برنامه هاي سرود و نمايشنامه و كارهاي گروهي شركت دهند و زمينه مناسبي براي اين گونه افراد فراهم نمايند و از اين طريق به الگوسازي و ارائه اسوه هاي عيني بپردازند .

5 ) توجه به نقش الگويي معلم :

در دوره متوسطه , دانش آموزان بيشتر تمايل به همانند سازي با معلمان دارند تا با والدين , شايد به اين دليل كه با والدين خود در تضاداند . و همچنين به اين علت كه معلمان جوانتر از لحاظ سني به آنها نزديكتراند . اين عامل باعث ترس بعضي از والدين از شستشوي مغزي نوجوانان خود به وسيله معلمان جوان تر مي شود . با وصف اين , معلم بدون در نظر گرفتن كلاسي كه در آن تدريس مي كند همواره براي دانش آموزان خود يك الگو است .

شرايط ايده آل آنست كه فرد ببيند الگوها مورد تاييد قرار مي گيرند . الگوهاي متعدد بهتر از يك    الگو است . اگر افراد ببينند كه رفتار الگوها مورد توجه است بيشتر تقليد و همانند سازي خواهند كرد . استفاده از الگوها و قهرمانان گذشته و حال و نيز استفاده از فيلم و نمايش و فراهم كردن فرصتهايي براي سرمشق گيري از معلم به عنوان يك الگو , نقش تعيين كننده اي براي دانش آموزان  دارد و در تمام اوقات تدريس آگاهانه يا ناآگاهانه دانش آموزان را در معرض ارزشها و معيارهاي خاصي قرار مي دهد و دانش آموزان نيز از طريق همانند سازي و تقليد آنها را كسب مي كنند .

6 ) توجه به رسانه هاي ارتباط جمعي :

بررسي اثرات ابزارهاي فرهنگي و هنري روي افكار نوجوانان از پيچيدگي اثر اين رسانه ها درشبكه ارتباطي نوجوانان كه خود از اين سيستم ارتباطي هستند خبر مي دهد . برخورد رسانه هاي گروهي با نوجوانان در صورت پرداخت به موضوع حبس و خشونت و درشت نمايي مسائل مربوط به آن اورا به هيجانهاي نمايشي و جنسي و خشونت هاي اجتماعي مي كشاند و در صورت رهبريت اثربخش و كارآي اين رسانه ها نوجوان را قانونمند عقلمند بارمي آورد . نوجوان تحت تاثيرخانواده , گروه همسالان , جامعه , آموزشهاي رسمي و غير رسمي آموزشگاهي و بويژه از طريق رسانه هاي گروهي هنجارهاي اجتماعي را مي آموزد و اين هنجار را به صورت ارزشهاي دروني شده در  شخصيت خويش متجلي مي سازد . اين ابزار ها كار اطلاع رساني , اجتماعي كردن , انگيزش , پيشرفت فرهنگ تفريحات و انجام دهي مسائل مربوط به نوجوان را بعهده دارد . رسانه اي چون تلويزيون كه بيش از زمان مدرسه نوجوان را پاي خود مي نشاند با استخدام ويژگيهايي چون رنگ , صدا , تصوير , موزيك, جلوه هاي ويژه و حقه هاي تصويري در قالبهاي فيلم و نمايش برسائق ها و نگرشهاي نوجوان تاثير مي گذارد و فرهنگ پذيري او را سريع مي سازد . ( فراهانيان , 1371 )

رسانه هاي گروهي نوجوان را ياري مي كند كه با تعيين ملاكها و معيارهاي مناسب و سازگاري با  مباني اعتقادي اسلام و با پيش نگري , برنامه ريزي , هدف گزيني و بودجه بندي عاقلانه در زندگي  گام بردارد . وظيفه آگاه سازي و اطلاع رساني رسانه هاي گروهي مسئولان را ياري مي رساند كه با تكامل سياستهاي جامعه ارتباط با نوجوان را به عنوان يكي از پرتعداد ترين افراد جامعه در سرفصل مسائل خود قرار داده و متناسب با اعتقادات و اهداف توسعه اجتماعي , فرهنگي واقتصادي و با  استفاده از روانشناسان اجتماعي و جامعه شناسان و مربيان تعليم و تربيت بهترين شيوه هاي برخورد با نوجوان را پيدا نمايند . وسايل ارتباط جمعي در ارائه الگوهاي رفتاري , پيدايي عادات تازه , تكوين فرهنگي جهان و تغيير در رفتار و خلق وخوي انسانها سهمي شگرف بر عهده دارند و مي توانند بر شخصيت نوجوانان و جوانان تاثيري عميق داشته باشند . لذا با ارائه الگوهاي متناسب با نيازهاي جامعه امروزي و ويژگيهاي روحي و رواني جوانان و غني سازي برنامه هاي صدا وسيما و توجه بهينه به پر كردن اوقات فراغت جوانان , زمينه گرايش آنان به الگوهاي غربي را از بين برد .

سخن آخر :

تربيت نيروهاي داراي ارزشهاي دروني شده و با وجدان يكي از عوامل اساسي پيشرفت و توسعه اجتماعي , اقتصادي وفرهنگي هر جامعه است , تربيت نيروهاي با ثباتي كه كمتر تحت تاثير موقعيت ها و شرايط و الگوها قرار گيرند و بيشتر با توجه به معيارها و ارزشهاي دروني شده خود عمل كنند . به تعبير بسياري از مربيان و روانشناسان كليد حل مسايل اجتماعي در رشد اخلاقي است . به منظور دستيابي به اين هدف , برنامه ريزي دقيق در زمينه رشد اجتماعي به طور كلي و رشد وجدان اخلاقي به عنوان بخش بسيار عمده آن ضرورت مي يابد . به منظور رشد شخصيت هاي مستقل , متعهد و با وجدان كه تحت تاثير الگوهاي بيگانه قرار نگيرند , مدرسه بايد خود را ملزم به انجام وظايف زير در قبال دانش آموزان بداند تا بتواند افراد مورد نظر را تربيت كند . ( بيلر , 1974 )

1- ترغيب استقلال , نظم وتعهد

2- تشويق يادگيري هدفمند به جاي رقابت

3- آموزش هدف داشتن و فعال بودن در يادگيري

4- رشد توانايي تمركز و تفكر انتقادي

5- رشد توانايي برقراري ارتباط با ديگران

به اين ترتيب , به نظر مي رسد كه به منظور پرورش انسانهاي مسئوليت پذير و با وجدان , تغيير در ساختار مدرسه و سازماندهي مجدد روابط موجود در آن ضرورت مي يابد و تنها در اين صورت است كه مي توان مطمئن بود كه كار تربيت نوجوانان و جوانان در جهت مطلوب در حركت است .

با توجه به مطالب فوق رشد وجدان و تربيت اخلاقي مستقل بودن و عدم تبعيت از الگوهاي غربي علاوه بر عوامل فردي و روانشناختي , حاصل تعامل فرد و شرايط تربيتي خانواده , مدرسه و جامعه است و از پيچيدگي خاصي برخوردار است . به اين ترتيب , شناخت نقش والدين و روابط اجتماعي حاكم بر خانواده , اصول , تكاليف و قوانين حاكم برآن به عنوان اولين الگوي موثر در تربيت    اخلاقي ضرورت مي يابد . مدرسه پس از خانواده, مسئول پاسداري و ارتقاي ارزشهاي بنيان شده  در خانواده و ارائه الگوهاي مناسب در اين مورد است . بر اساس تحقيقات انجام شده, نقش جوآزاد در تربيت اخلاقي بايد مورد توجه مربيان قرار گيرد . استفاده از فشار وتهديد براي بازداري از رذايل   و وادار كردن افراد به اعمال اخلاقي نمي تواند موثر باشد . رسانه هاي گروهي و وسايل ارتباط جمعي نيز در ارائه الگوهاي رفتاري و پيدايي عادات تازه و تغيير در افكار و انديشه هاي جوانان سهم عمده اي بر عهده دارند . توجه به جنبه هاي روانشناختي و جامعه شناختي برنامه هاي اين   وسايل و انطباق آن با روحيات نوجوانان و جوانان و ترسيم هويت اصيل جوان ايراني از ضروريات اساسي در تربيت اخلاقي و ارائه الگوي تربيتي صحيح مي باشد كه اميد است مورد توجه مسئولين  قرار گيرد . 

 

+ نوشته شده توسط عبداله سالکی دولابی در یکشنبه دوم دی 1386 و ساعت 0:27 |

بسم الله الرحمن الرحیم

نقدوبررسی آیین نامه جدید امتحانات دوره راهنمایی تحصیلی وارائه راهکارها درشیوه ساعات وارزشیابی این دوره که مختصرا ارائه می گردد:

 

1-    برای درس آمادگی دفاعی پایه سوم راهنمایی 5 نمره به فعالیتهای عملی اختصاص داده شود مطلوبتر است چرا که محتوا وکارایی این درس جنبه عملی دارد که لازم است بخشی از ارزشیابی آن به نمره عملی در نظر گرفته شود در ماده 32 این آیین نامه آمده است که داوطلبان آزاد از ارزشیابی عملی آن معاف می باشند در جدول  این آیین نامه آمده که ارزشیابی درس آمادگی دفاعی سوم راهنمایی 20 نمره کتبی میباشد که تناقص درماده وتبصره ی آن می باشد.

2-    اگر نمره انضباط در معدل کل تاثیر داده شود دانش آموزان نسبت به آن حساس تر وجهت انجام رفتارهای مطلوب تلاش بیشتر می نمایند واگر نه چه کمی باشد وچه کیفی تاثیری در نتیجه وتغییر رفتاریابهبودمشکلات انضباطی نمی شود اینکه کیفی شده خوب است چرا که مارفتار رابا معیاری کیفی مانند پسر عالی ، پسر خوب و....... میدانیم.

3-    آیین نامه جدید اختیارات بیشتری به آموزش وپرورش منطقه (کمیسیون خاص آن )داده است وتا حدودی سعی درراحتی ارزشیابی دوره راهنمایی وجلو گیری از افت تحصیلی تنظیم شده است.

4-    درماده 37 آیین نامه درخصوص امحا ء اوراق امتحانات پس از 6 ماه برابر مقررات امحاء گرددمقررات مشخص نشده است لازم بود در تبصره ای مشخص می گردید مثلا قید می شد که شورای مدرسه صورتجلسه ای از تعداد اوراق ،نام درس وپایه تحصیلی تنظیم وبا کسب مجوز کتبی از اداره متبوع اقدام نماید ضمنا برای اوراق امتحانات پایه سوم راهنمایی نیز مدت امحاء اوراق نیز مشخص نگردیده است.

5-    در ماده 30 آیین نامه امتحانت آمده است ،دانش آموزی که در خرداد ماه با معدل 14 قبول گردد وسن وی بالاتراز سن متعارف (پایه دوره راهنمایی تحصیلی ) باشددرشهریور ماه حق امتحان پایه بالاتر دارد ودرصورت احراز قبولی به پایه تحصیلی بالاتر دوره راهنمایی ارتقاء پیدا کند اگر تبصره ای می گذاشتند که علاوه بر این شرایط نمرات دروس دانش آموز نیز درهیچ یک از درسهایی که امتحان داده کمتر از 14 یا 13 نباشد واز تک ماده (تبصره 18 )استفاده نکرده باشد خیلی بهتر بود و دانش آموز با آمادگی وانگیزه ی بیشتر امتحان می داد وهزینه ی زیادی هم در بر

       نمی گرفت .

6-    ماده 31  دانش آموزانی  که تاپایان شهریورماه در پایه سوم راهنمایی شرایط قبولی احرازنمی کنند  اجازه مجدد امتحان در دی ماه می دهد این ماده معایبی دارد که می بایستی اصلاح شود:  الف)بجای امتحان در دی ماه در هفته ی آخر مهر ماه می گذاشتندودانش آموزی که قبول می شد با مجوز کتبی اداره متبوع اجازه تحصیل در مدارس متوسطه روزانه میدادند.    ب)به دانش آموزی اجازه امتحان مجدد دهند که در شهریور ماه از 4 درس به کمتر تجدیدی داشته باشد.

7-    تبصره قبولی برای دروس (ریاضیات،عربی،انگلیسی،ادبیات فارسی)که پایه ای هستند ومرتبط با سال قبل وبعد تحصیلی دانش آموز می باشند حداقل نمره 5 به بالا بگذارند زیرا دانش آموزی که از صفر تک ماده 18 (تبصره قبولی)استفاده کند مسلما در سال بعد قادر به یاد گیری وگرفتن نمره مطلوب نخواهد بود.

 

 

8- یک یا دو درس در پایه های اول ودوم راهنمایی بصورت هماهنگ منطقه ای در سطح

 آموزش وپرورش برگزارو با ارسا ل سوالات استاندارد (علاوه بر هماهنگ استانی )انجام گیرد.ازمهمترین محاسن آن توجه به سوالات استاندارد،نتیجه گیری ومقایسه سطح کیفی وکمی

سنجش وحس رقابت می باشد.

9-دانش آموزان در امتحانات نوبت اول  از%50 کتب درسی ارزشیابی می شوند ودرامتحانات پایانی از کل کتب ،که از 50درصد اول کتب درسی دردونوبت امتحانات دانش آموزان دوبار مطالعه می کنندکه اگردربارم بندی ارزشیابی درامتحانات پایانی به قسمت اول (50درصد اول)

کتابها 2تا3 نمره درنظر بگیرند یااصلانمره ای در ارزشیابی نوبت دوم سوال ندهند.

10-باتوجه به اینکه محتواوحجم کتب درسی  دراین چندین سال تغییراتی کرده است اما به لحاظ ساعات تدریس دروس تغییری نکرده است که نیازاست دربرخی دروس اقدامات کارشناسی برای کسر یا اضافه نمودن آنها صورت گیردبطورمثال درس حرفه وفن از3ساعت به 2ساعت تغییرکندیادرس زبان انگلیسی در پایه اول  تدریس درهفته از2ساعت بیشتر شود.خیلی از دروس دیگرهم نیاز به تغییرات ساعاتی دارد درسهایی مانند:جغرافیا،ادبیات فارسی،تعلیمات دینی،

ریاضیات اول وهنرو....

11-زنگ کلاسی از90دقیقه به 70دقیقه تغییرپیداکند.الف)درمقطع ابتدایی 50دقیقه زنگ کلاسی است که دانش آموزراهنمایی( با ارتقاءیک مقطع) زنگ کلاسی اش دوبرابر می شود.

ب)دانش آموزان راهنمایی نیزبه مانند فراگیران دوره متوسطه وبالاترازآن زنگ کلاسی 90دقیقه دارندکه مسلما تحمل وطاقت آنها درساعات کلاسی باتوجه به شرایط سنی آنها یکسان نیست.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط عبداله سالکی دولابی در شنبه یکم دی 1386 و ساعت 23:53 |

      بسم الله الرحمن الرحیم       

روشهاي تدريس 

 روش حل مسئله

 يك روش ديگر باز در قالب الگوي حل مسائل.

قابل تحليل بكارگيري تحت عنوان روش حل مسأله، روش يعني در عمل اجرا كنيم يا گاهي روشهاي مسأله محور نگر ميگويند. در اين روش چنانكه در الگو اشاره كردم به هيچ وجه معلم نقش انتقال اطلاعات را مستقيم و غيرمستقيم ندارد بلكه نقش راهنما را دارد. براي اينكه يك مقدار عيني تر شود چون در مباحث گذشته در مورد حل مسأله بحث شد.

 حالا عزيزاني كه ميخواهند در الگوي حل مسأله مطالعه كنند ميتوانند آن بحث را دنبال كنند. ولي در اينجا سعي ميكنند پراتيكال ،، عملي در مورد اجراي حل مسأله كه اگر ميخواهم در مورد آن الگو، روش بكار بگيرم ، چگونه عمل كنم.

در اين روش، روش حل مسأله هميشه هم ميشود يادگيري مشاركتي، يادگيري كار كرد. هم ميشود گروهي و انفرادي كار كرد ولي اساس كار اين است در مرحله اول وقتي معلم وارد كلاس ميشود بجاي انتقال اطلاعات موقعيتي را ايجاد ميكند كه براي شاگرد سؤال ايجاد كند يك موقعيت متناقض و متضاد و حتي همراه با تحير و شگفتي و اين موقعيت نامعين با همراه تغيير سبب ميشود كه سؤالات زيادي در ذهن شاگرد ايجاد شود.

 مثلاً : فرض كنيم ميخواهد معلمي درباره برق ، الكتريسيته صحبت كند اون نمي‏آيد كه بگويد برق چيه ؟ الكتريسيته چيه؟ ميآيد چراغ روميزي كلاس را جوري سازماندهي كرد .داراي پرده هميشگي است و با يك لامپ روميزي اين روشن ميشود .البته لامپهاي كوچك ديگر در كلاس هستند.

 معلم به ليستها نگاه ميكند يك مرتبه لامپ كلاس ميتركد يك موقعيت نامعين . كلايس تاريك يا نيمه تارك ميشود . بچه ها سر را بلند ميكند .چي شده حتي به طنز ممكن است، بقول يكي از معلمان بزگوار ميگويد، يكي از شاگردان به دوستش ميگه خنگه مگر نميبيند لامپ منفجر شد.

راستي بچه‏ها لامپ چيست و جريان الكتريسيته چيست ، اصلاً‌چرا لامپ منفجر شده درچه چيزي در كلاس ايجاد مي‏كند .

يا معلم ديگري در علوم اجتماعي درس آن وظايف شهرداري است ، نميخواهد بگويد من وظايف شهرداري را ميخواهم درس بدهم موقعيتي ايجاد كنم ميآيد يا يك حلقه فيلم قسمتي از شهر را كه نارسايي دارد مطرح ميكند با مصاحبه كوچك از مردم مي‏كند بعد روي ميكند. در آن محله تان كه شما در آن زندگي ميكنيد چه مشكلاتي دارد .آن جلسه را با بچه شروع ميكند به بحث كردن .

 و هرگروهي از بچه ها مشكلات شهرستان را ياداشت ميكنند و معلم اينها را يادداشت ميكند و حتي ممكن است زماني بگذرد كه بچه ها دقت بيشتري كنند.ازاطلاعات محلتان را طرح ميكنند روي تابلو مينويسند در كلاس.

 مرحله دوم :

مرحله دوم سؤال معلم نه راستي بچه ها حل مشكلات به عهده كيست ؟ پس مرحله اول طرح مسأله يا ايجاد يك موقعيت سؤال برانگيز يا جديد نامعين يا متضاد .

 در مرحله دوم بحث تبادل نظر است. در مورد آن مسأله، اين مشكلات مال كيست؟ ممكن بچه ها در كلاس مطرح كنند و بحث كنند گروهي عكس است بگذاريد وظيفه استانداري ، فرمانداري، گروهي ميگويند وظيفه شهرداري چيست؟

حرفها مختلفي بچه ها ميگويند ، معلم همه اينها را مينويسد و ميگويد بچه ها اينها را ميگويد جزو وظايف آنها است مطمئنيد يا خير ميگويند نه خير ميگويد براي اينكه شما بتواند دقيق پيش بيني كنيد يا مثل همان لامپ علت چيست : هر كدام دلايل را ميگويند . آيا اين دلايلي را كه شما ميگوييد : مطمئن هستيد .

 بچه ها :‌نه خانم يا آقا همين جوري ميگوييم .

ميگويد : بارك ا... همين خوب،  اشكالي نداره ،‌ حالا آمديد پيش بيني كرديد اين پيش بيني را فرضيه سازي گويند . راه حلي كه شما داريد پيشنهاد ميكنيد. علتي را كه داريد ميگوييد ولي هنوز اثبات نشده است بچه ها را در اين جلسه ميتوانيد گروهبندي كيند ، هدايت كنيد بطرف فعاليتي خيل خوب.

 حالا ميتوايند از كتابخانه ، از افراد، از هر جاي كتاب درسيتان مطالعه كنيد و پيدا كنيد اين وظايف اين نارسها را پيدا كيند كه ميگويد كوچه برق ندارد، وظيفه كيست؟ بچه ها را به كتابها و افراد رجوع ميدهد به عنوان يك محقق، اينجا در واقع كمك ميكند به آزمايش فرضيه.

اطلاعات را جمعآوري ميكنند و وقتي اطلاعات را جمعآوري ميكنند گروه وارد كلاس دورهم ميشوند . اطلاعات را روي هم ميريزند و مشورت ميكنند.

بعدمعلم از اينها ميخواهد كه نماينده گروه در كلاس بیایدو اطلاعاتي كه بدست آورد ه بگوید.

 مثلاُ يكي ميگويد اين وظيفه شهرداري است.

چرا؟ من فلان كتاب را خواندم .منابع را اشاره ميكند .با ذكر منابع .

بعد بحث ميكند ممكن است عدهاي رد كنند نه خير آقا ، اين منبع ضعيف است .بچه ها كاملاً در چالشند درباره مسألهاي كه معلم برايشان ايجاد كرده . در اثر اين بحث و تبادل گروهي در كلاس همه، كلاس با هم در نهايت آن نظرات كه درست است و جزو وظايف شهرداري می باشد. وقتي به قوانين شهردار اشاره ميكندحتي مسؤليتها ، جمع بند مي‏شود .

همين جاست كه گاهي اوقات ممكن است كه دانش آموز بگويد آقا معلم اگر جز وظايف شهرداري است، چرا شهردار نمي‏آيد اين كارها  را انجام نميدهد .

 معلم نميآيد از خودش بگويد گه چرا ؟ دليل بياوريد .چرا از من ميپرسيد از شهردار بپرسيد .

دو سه تا از بچه ها نماينده ميشوند دنبال قضيه كار شهرداري بروند، دعوت كنند در موضع يك مسأله اجتماعي است.

 شهردار دعوت ميشود و بچه ها دونه دونه معلم هم اين طرف آنها را تشويق ميكند هستند صحبت كنيد ، هدايت تهيه كننده و فيلم تهيه كنند و مطالب خودتان را مطالعه كنند.

شهردار همه اينها را گوش ميدهد ، بقول نويسنده بعد ميگويد: عزيزان من بله اين وظايف من است و در آيين نامه و در قانون اساسي و شرح وظايف است . ولي من فرصت پيدا نكردم و محدوديت دارم .

يك دفعه دانش آموزي بلند ميشود. « آقاي شهردار اگر شما توانايي اين كار را نداريد بگزاريد كسي ديگر اين وظايف را انجام بدهد .»

بقول نويسنده كتاب شهردار  آنچنان عصباني ميشود كه مدرسه را  ترك ميكند ولي بچه ها همچنان مصمم ، چرا شهردار اين جوري كرد . چرا وظايف اش را انجام نميدهد.

معلم ميگويد من اينجا نه تنها در كتاب درسي، من وظايف شهرداري را ياد دادم بلكه يك شهروند فعال تربیت كردم شهروندی كه هرگز يادش نميرود وظيفه شهردار چيست و ميتواند در سرنوشت خود دخالت كند .

اين نمونهاي از يك الگوي يا روش مسأله محور است پس مسأله همان چيزي كه اشاره شد.

طرح مسئله با شيوه هاي مختلف :

با ايجاد سؤال با نشان دادن يك فيلم كوتاه با ايجاد يك بحث گروهي جتي نشان داد چند اسلايد ميتوانيد معلم اين موقعيت را ايجاد كند .

بعد بچه ها بحث ميكنند مطالعات مقدماتي را انجام ميدهند. علتها را برخورد به اصلاح مطرح ميكنند و بعد راه حلهاي راه و فرضيه ميسازند .

بعد به دنبال فرضيه ميروند اطلاعات جمع‏آوري شده را تجزيه و تحليل ميكنند و در نهايت نتيجه گيري .

یک نمونه ازشیوه تدریس

عنوان نمونه ی من مبحثي است در كتاب علوم ، به نام نور و بازتاب آن اين را من سناريوي نوشتم . از معلمين خواهش كرديم آنهايي كه با من كار آزمايشي ميكردند و گفتم اين فصل را در چند جلسه درس ميدهيم . ايشان به من گفتند در سه جلسه گفتم من همين سه جلسه را وقت ميگيرم نه زياد ولي دلم ميخواهد براساس سناريوي كه من نوشتم حركت كنيد اشاره كردم كه شما اصلاً نگوييد من ميخواهم نور و بازتاب را بگويم.

 گفتم:«‌ دو تا آينه تخت برايم بياوريد بعد خود كتاب آنها را نگاه كردم در آخرش تمرينهاي داده بود جالب بود براي من .

كلمه آمبولانس را  وارونه روي مقوا بنويسيد و جلوي آينه بگيريد اين كه وارونه ميشود راحت خوانده ميشود من از همين اشاره استفاده كردم.»

 گفتيم بچه ها دو تا آينه تخت بياورند يك دانه مقوا بنويسيد كه حتي يكي از معلمان مدرسه به ما كمك كرد تا اين كلمات را نوشتم

 گفتم بچه ها امروز ميخواهم بازي را شروع كنيم در اين كلاس علوم . آمبولانس را هم مستقيم نوشته بوديم همه وارونه .

 گفتم اول اين وارونه را بخوانيد . تعدادي از بچه ها نتوانستند بخوانند گفتم حالا ميخواهيم ،كاري كنیم كه شما راحت بتوانيد بخوانيد . يك آينه بياوريد.گفتم بگيريد جلوي آينه بقيه كه پشت بودند گفتم بخوانيد بعد آن نوشته معمولي است گفتند آقا چرا اين جوري شد . گفتم من نمي‏توانم ؟؟ .

بچه ها : اين نوشته وارونه بود.ديديد كه راست شد، مگر شما وارونه بوديد ؟

آقا  ما كه وارونه نبوديم .ما كه درست بوديم . چرا اين جوري است. همين جا اولين مسأله ايجا شد ؟؟  چرا از ما ميپرسيد شما هم در كتاب درسيتان فلان فصل ؟؟. ما يك دو تا مجله آورديم در اين كلاس مدرسه اصلاً  كتابخانه نداشت.

 گفتم از هر معلمي ميتوانيد بپرسيد از هر كتاب ميتوانيد استفاده كنيد ولي تا هفته آينده به شما فرصت ميدهم . واقعاً‌ آن جلسه آنچنان بحث بود هر جلسه اول براي همين مسأله هر كسي حرف ميزد ما مينوشتيم و بعد خيلی خوب اين پاسختان را ميپذيريم.

شما بايد دليل بياوريد براي من از كتا ب گفتيد از چه منبعي گفتم .

 اما بچه ها هفته دوم قرار بود بروندمطالعه كنند  ار كتاب خودشان گرفته يا هر كتاب ديگري از هر كس ميتواند بنويسيد ولي بنويسيد و بگويد از چه منبعي استفاد ه كردند.

هفته بعد اين بود كه بچه ها باز گروهي جمع شدند ، با هم مشورت ميكردند روي مطالعات و نوشته هايشان و بعد هر گروه ناچار بود يك گزارش نهايي گروه را تهيه كند و در كلاس ارائه بدهد و باور كنيد وقتي من نگاه مي‏كردم اين عبارت همگرايي، فعاليت و مشورت كردن را گاهي اوقات بايد يكديگر بحث ميكرد مثل بحث گروهي .

 در جلسه سوم آمديم اين گزارشات را اعلام مطرح كرديم .

خيلي از گروهها اشتباه رفته بودند يكي از گروهها برايم جالب بود. يك گروهي از بچه ها دو نفر از اينها كتاب فيزيك سال سوم دبيرستان را برداشتند مطالعه كردند مفسر گزارش ميكردند يكي باباش دبير فيزيك بود .

گفت بابام : آنچنان قشنگ استدلال كردند و حرفهايي كه من ميبايست در كلاس ميگفتم خود بعدها توضيح دادند .بحث كرديم . كدام نفر درست است . چرا درست.

بعد نشستند گزارش كردند ،‌گزارش نهايي در كنار اين ، من سؤالات ديگري كردم و گفتم اين سؤالات را پيدا كنيد.

 باور كنيد من وقتي اين كتاب علوم را نگاه ميكردم بعضي آنچنان خوانده و زير آن را خط كشيده بودند كه صفحات پاره شده بود . من هرگز نديده بودم بچه ها آنقدر مطالعه داشته باشند.

ميشود در بعضي از زمينه ها، بله در زمينه هاي اجتماعي ممكن است ما محدوديتهاي داشته باشم

 ما در زمينه هاي تاريخ و تعليمات اجتماعي مشكل داريم چون شايد به بعضي از ؟؟ برخورد. اگر اين ؟؟ صورت ميشد.

ولي در زمينه علوم .... ميتوانيم اين كارها را انجام دهيم

  نه معلم محقق باحوصلهاي داريم ،نه امكانات كتابخانه و آزمايشگاه داريم كه بچه ها را هدايت کنند ، نه زمان كافي داريم . ؟؟؟  ولي يك شيوهاي است فعال اين يك روش مسأله محور است، فوقالعاده خوب است شاگرد را محقق ببار ميآورد با علاقه فعاليت ميكنند .

 

                                                     عبدالله سالکی دولابی 

                                  مدرسه راهنمایی آزادگان دولاب*منطقه آموزش وپرورش شهاب

                                                              آذرماه 1386

+ نوشته شده توسط عبداله سالکی دولابی در شنبه یکم دی 1386 و ساعت 23:48 |