X
تبلیغات
خواندنی ومدیریت آموزشی

درهرمسئولیت ومدیریتی مخالفتها ونارضایتی هایی هست زیرا باانسانهادرتقابل وارتباط میباشیم وراضی کردن همه غیرممکن وبه قول معروف راضی کردن همه یعنی راضی کردن هیچکس.دریک محیط اجتماعی هرچه باتعداد افراد بیشتر اختلاف سلیقه ها وچالشها هم بیشتر خواهد بودمهم این است که بالای60درصدموافق وازکارماراضی باشند.

درطول تاریخ اگرمطالعه کنیم همه اش سیاه وناکارآمدمعرفی شده اندواندک افرادی بعنوان کارا وخوب نام برده شده اند چراکه فطرت انسانهابیشترجنبه منفی وانتقادی کارافراد می بیند.پیامبراسلام (ص)ویاران اوکه خداوندازآنان راضی باد وبزرگان دین که بهترین آدمها بوده اندبازهم مورد بی حرمتی وانتقادهایی برآنان وارد میکنند(انتقادخوب است بشرطی که سازنده وهمراه با راهکار وبدون مغرضانه باشد) پیامبر(ص)که با وحی مطلق وباخدای همه هستی درارتباط ومعصوم بود بازهم موردبدترین اهانتها وهتک حرمتها وشکنجه هاقرارگرفت تاقبل ازمسئولیت پیامبری که خداوند اورا مامور هدایت انسانها کندبهترین فرد جامعه خود وبعنوان محمدامین نام برده میشد.مهمترازهمه خداوندکه خالق همه است بازهم همه افراد ازاو وکارهاش(نعوذبالله) راضی نیستندوبدگویی میکنند ما انسانها که درمسئولیت ومدیریت جای خودرا دارد. رازهای موفقیت یک فرد مسئول ومدیر خوب دریک جامعه :         1-کاربرای خداوند ورضایت او2-تکریم مردم 3-تعهدکاری وبه نحو شایسته انجام دادن4-اطمینان به همکاران وتوجه به کارجمعی ومشورتی 5-تلاش برای رفع مشکلات   
+ نوشته شده توسط عبداله سالکی دولابی در شنبه دهم تیر 1391 و ساعت 20:9 |

                                                      ترورشخصیت

ترورشخصیت به رفتارفردیاگروه خاصّی گفته میشودکه چون برای دستیابی به هدفهای خودقادربه استفاده از روشهای اصولی نیستندونمیتوانندمنافع خودرابه شیوه ی صحیح،مقبول ومطابق میزانهای اخلاقی بدست آورند؛میکوشندبا اعمال قدرت وبراساس ترس وحذف روانی فرد یاگروه دیگربه مقصودخویش برسندودراین فرآیند آن فردیاگروه رادرنظردیگران نامطلوب وناکارآمدمعرفّی کنند.

ویژگیهای افرادی که ترورشخصیت میکنند: ترسو،احساس کمبودات شخصیتی ومحبت در بین مردم، مظلوم نمایی، دروغگو، ظاهرنمایی فردی دینی واعتقادی، داشتن گفتارهای نسنجیده وتفکر وتحلیل خوبی ندارند، بدبینی وسوظن به دیگران، گذشت ندارند ، زودرنج وعصبی،  دروفاداری ونگه داشتن دوست صمیمی مشکل دارند، احساساتی وزود باورند، صبر ندارند وکم طاقتند،اکثر اوقات احساس رضایت ندارند وآشفته اند

علت ترور شخصینتی در جامعه: حسودگری افراد، حذف فرد محبوب وموفق، شایعات جامعه وعوام فکری، نارضایتی وتنفر ، انتقام جویی، بیرون کردن فرد ممتاز جامعه ازصحنه و....  

+ نوشته شده توسط عبداله سالکی دولابی در دوشنبه پانزدهم اسفند 1390 و ساعت 14:5 |

                   بنام خداوند قهار وتوانا

نکات کلیدی برای مدیران ومعاونان               

1-برنامه ریزی صحیح،کلید طلایی آموزش موفق است.

2-در دانش آموزان احساسی همچون قهرمانان ایجاد کنید.

3 – نادرترین وگرانبهاترین سرمایه شما زمان شماست.

4 – تعلیق در تصمیم گیری =استقبال از بحران

5- تنها کسی هرگزاشتباه نمی کند که هیچ گاه کاری انجام نمی دهد.

6- گرفتن یک تصمیم وعملی کردن آن ،بسیار آسانتر از نگران بودن راجع به آن است.

7- در جمع قدردانی ودر خلوت انتقاد کنید.

8- ارزیابی صحیح ،کلید موفقیت است.

9- آموختن از طریق تجربه دردناک است ،اما دردناک تراز آن نیاموختن پس از تجربه کردن است.

10- انسانهای بزرگ از واژه های کوچک وانسانهای کوچک ازواژه های بزرگ استفاده می کنند.

11- ماهیت یک روابط خوب ،شفافیت و وضوح آن است.

12-کبر،دورنگی ودروغ زمینه ساز شکست وبی اعتمادی وحذف محبوبیت است.

+ نوشته شده توسط عبداله سالکی دولابی در شنبه هفتم اسفند 1389 و ساعت 20:23 |

                      برای هر کارتان برنامه داشته باشید

 

1-نه گفتن رایاد بگیرید،آن هم زمانی که کاری خارج از محدوده وظایفتان را از شما خواستارند ولی همیشه با روشی مودبانه درخواست دیگران را رد کنید.

2- فراموش نکنید که وظیفه شما به عنوان یک مدیر نظارت بر انجام امور است ، سعی کنید کارهای روزمره خود را به کسی واگذار کنید.  این امور را به افرادی واگذار کنیدکه خودشان نیز تمایل به انجام آن دارند.

3- اهداف ومقاصد خود را برمبنای واقعیتها بنیان گذارید.بیشتر افراد در رسیدن به اهداف خود مرتکب اشتباه هولناکی به نام رویاپردازی می شوند.

4- مسولیت هایتان را پیش از انجام اولویت بندی کنید ابتدا به انجام مهمترین ها بپردازید.

5- بری هر روز کاریتان برنامه داشته باشید برنامه هر روزتان را در انتهای وقت روز قبل ویا ابتدای صبح هر روز طرح کنید و زمان مشخصی را به اندیشیدن در مورد آنها بپردازید.

6- سعی کنید تمام آنچه که برای یک روز در برنامه تان قید کرده اید را انجام دهید.هیچ گاه کاری را به خانه نبرید ویا به روز بعد موکول نکنید.

7- در میان کارهایتان به خود استراحت دهید.مطمئن باشید در طول روز می توانید فرصت نوشیدن یک فنجان چای را برای خود ایجاد کنید.کار خود را در وقت نهار تعطیل کنید.درمیانه روز از محیط کارتان اندکی فاصله بگیرید وچند دقیقه ای را در محیطی آرام قدم بزنید.

8-موفقیت درسخن گفتن مستلزم رعایت دونکته است: اختصار درکلام ، ذوق در گفتار

9-زمان رانادرترین وگرانبها ترین سرمایه خود بدانید.

10-با افراد آگاه ودانا مشورت کنید

 

+ نوشته شده توسط عبداله سالکی دولابی در شنبه بیستم آذر 1389 و ساعت 18:17 |

 

40کليد موفقيت درکار

1-زياد کنترل کننده نباشيد

2-جرات خوشحال شدن را داشته باشيد

3-از کاغذ بازي کوه نسازيد

4-ضرب الاجلهاي خود را بزرگ جلوه ندهيد

5-ازلاف زدن صنفي بپرهيزيد

6-از پيش بيني خستگي دست برداريد

7-بخاطر داشته باشيد که که سپاسگزاري کنيد

8-اين عبارت را به خاطر بسپاريد(مردن ،براي کسب وکار بد است)

9-از مسافرت هاي شغلي حداکثراستفاده را ببريد

10-محيط کار خود را شادي بخش ودلنشين کنيد

11-زنگ تفريح داشته باشيد

12-اين عبارت را براي خود جالب بدانيد(با عسل است که ميشود حشرات بيشتري را گرفت )

13-بر زمان حال متمرکز باشيد

14-از تاثيرات بالقوه وپرتنش تعهدات خود آگاه باشيد

15-در امور خيريه سهيم شويد

16-توقعات خود را کاهش دهيد

17-خود شيفته نباشيد

18-در دام قفس طلايي نيفتيد

19-از خرد خود آگاه شويد

20-ترس از سخنراني در حضور جمع  را به دور اندازيد

21-از خود بپرسيد :آيا بهترين استفاده را از اين لحظه مي کنم؟

 

22-از جدالهايي که به پيروزي منجر نمي شويد دست برداريد

23-نگذاريد افکارتان شما را عصباني کند

24-به سرعت اظهار نظر نکنيد

25-در آينده تخيلي زندگي نکنيد

26-از شکايات کردن بگريزيد

27-عجله کنيد وکار انجام دهيد وتعلل نکنيد

28-از صميم قلب رقابت کنيد

29-نگذاريد همکاران منفي باز روحيه شما روضعيف کنند

30-پاسخگو،پذيرا،معقول وشنونده خوب باشيد

31-از انتقادها کوه نسازيد

32-براي بازنشستگي زندگي نکنيد

33-عامل نگراني را محو کنيد

34-کارها را بين ديگران تقسيم کنيد

35-نظم و انضباط در کارها را فراموش نکنيد

36-نظرات ومشورت ها را فراموش نکنيد

37-کاري کنيد که ديگري احساس خوبي داشته باشد

38-بين معنويت وکار خود پلي ايجاد کنيد

39-انعطاف پذير وصبور باشيد

40-از تجربيات افراد موفق کسب اطلاع کنيد

           مطالب:دکتر ريچارد کارلسون 

                                                                             

 

+ نوشته شده توسط عبداله سالکی دولابی در یکشنبه شانزدهم آبان 1389 و ساعت 18:2 |

          کشورهایی که درجام جهانی فوتبال قهرمان شده اند

  سالهایی که جام جهانی برگزارشده

         کشور میزبان جام

           کشور قهرمان جام

 1930        

اروگوئه

اروگوئه

1934            

ایتالیا

ایتالیا

1938

فرانسه

ایتالیا

1950

برزیل

اروگوئه

1954

سوئیس

آلمان

1958

سوئد

برزیل

1962

شیلی

برزیل

1966

انگلیس

انگلیس

1970

مکزیک

برزیل

1974

آلمان

آلمان

1978

آرژانتین

آرژانتین

1982

اسپانیا

ایتالیا

1986

مکزیک

آرژانتین

1990

ایتالیا*

آلمان*

1994

آمریکا

برزیل

1998

فرانسه

فرانسه

2002

کره وژاپن

برزیل

2006

آلمان*

ایتالیا*

2010

آفریقای جنوبی

اسپانیا

به نظرشماقهرمان جام جهانی (بیستم2014) فوتبال که برزیل میزبان است چه کشوری خواهد بود؟

+ نوشته شده توسط عبداله سالکی دولابی در جمعه بیست و نهم مرداد 1389 و ساعت 20:7 |
اهميت كنترل‌ ونظارت‌
از آن‌جايي‌ كه‌ هر سازمان‌ جهت‌ تحقق‌ اهدافي‌ موجوديت‌ مي‌يابد و رفتار افراد درآن‌ تابع‌ موازين‌ و مقرراتي‌ است‌ اعمال‌ كنترل‌ و نظارت‌ ضروري‌ است‌. به‌ويژه‌ درسازمان‌هاي‌ آموزشي‌ كه‌ اهداف‌ متعددي‌ در آن‌ دنبال‌ مي‌شود و پيچيدگي‌ در آموزش‌و تدريس‌ در آن‌ بيش‌ از هر سازمان‌ ديگري‌ به‌چشم‌ مي‌خورد.
البته‌ كنترل‌، غالبا معناي‌ ضمني‌ نامطلوبي‌ دارد كه‌ به‌نظر مي‌رسد آزادي‌ فرد راتحديد مي‌كند و بيشتر معلمان‌ از اينكه‌ بر آنان‌ نظارت‌ كنند چندان‌ دل‌ خوشي‌ ندارندو همواره‌ به‌صورت‌ تدافعي‌ به‌نظارت‌ عكس‌العمل‌ نشان‌ مي‌دهند.
ولي‌ تضاد بالقوه‌ ميان‌ نياز به‌آزادي‌ عمل‌ فردي‌ و كنترل‌ سازماني‌، مسأله‌اي‌ است‌كه‌ مديران‌ بايد متناسب‌ با وضعيت‌ كار واحد خود و شناختي‌ كه‌ از زيردستان‌ دارند،آن‌را حل‌ نمايند و تعادلي‌ بين‌ اعمال‌ كنترل‌ و آزادي‌ عمل‌ به‌وجود آورند، به‌عبارت‌ديگر بايد مديران‌ را در زمينه‌هاي‌ نظارتي‌ و هدايت‌ معلمان‌ آموزش‌ داد.
تحقيقات‌ نشان‌ مي‌دهد كه‌ مديران‌ در اين‌ زمينه‌ به‌آموزش‌ و كسب‌ دانش‌ نيازدارند. اوليوا(73) (1996) اشاره‌ مي‌كند كه‌ حرفه‌ي‌ مدير به‌عنوان‌ رهبر آموزشي‌به‌صورت‌ يك‌ حرفه‌ي‌ دو بعدي‌ در آمده‌ است‌، به‌اين‌ معنا كه‌ مديران‌ مدارس‌ امروزبايد راهنمايي‌ آموزشي‌ را در اولويت‌ كار خود قرار دهند و در ارزش‌يابي‌ عملكردمعلمان‌ براي‌ تصميم‌گيري‌هاي‌ اداري‌ از كار خود مهارت‌ نشان‌ دهند. آنان‌ براي‌ انجام‌اين‌ كار به‌گونه‌ي‌ مؤثر به‌آموزش‌ در زمينه‌ي‌ فنون‌ نظارتي‌ نياز دارند. هيز(74) و ديگران‌(1996)، جانسون‌ و اسنايدر(75) (1990)، لين‌ و يومينگ‌(76) (1995)، در تحقيقات‌ ومقالات‌ خود اشاره‌ كرده‌اند كه‌ نياز مديران‌ مدارس‌ به‌فنون‌ نظارت‌ و راهنمايي‌ كاملامشهود است‌ و معتقدند كه‌ اين‌ امر باعث‌ افزايش‌ اثربخشي‌ مديران‌ مي‌شود (احمدي‌،1381).
در ايران‌ نيز تحقيقاتي‌ در زمينه‌ي‌ نظارت‌ و راهنمايي‌ تعليماتي‌ انجام‌ گرفته‌ است‌.از جمله‌ پژوهش‌ عباسي‌ (1377) كه‌ در مدارس‌ راهنمايي‌ انجام‌ شده‌، نشان‌ مي‌دهد كه‌عدم‌ اعمال‌ نظارت‌ و راهنمايي‌ به‌عنوان‌ يك‌ كمبود و مشكل‌ در نظام‌ آموزشي‌ بايدمورد توجه‌ مسؤولان‌ قرار گيرد. فلاح‌ سلوگلايي‌ (همان‌ منبع‌)، لزوم‌ توجه‌ به‌بهبودكيفيت‌ مهارت‌هاي‌ تدريس‌ را براي‌ ناظران‌ و راهنمايان‌ تعليماتي‌ به‌شدت‌ مورد تأكيدقرار داده‌ است‌ و پيري‌ (همان‌ منبع‌) نيز اشاره‌ كرده‌ كه‌ عدم‌ توانايي‌ نظارت‌ و راهنمايي‌در سيستم‌ آموزشي‌ كشور، سبب‌ بروز مشكلات‌ آموزشي‌ شده‌ و آموزش‌ در زمينه‌ي‌نظارت‌ و راهنمايي‌ ضرورتي‌ اجتناب‌ناپذير است‌. احمدي‌ (1381) در بررسي‌نيازهاي‌ آموزشي‌ مديران‌ مدارس‌ ابتدايي‌ شهر اصفهان‌ در زمينه‌ي‌ نقش‌هاي‌ نظارتي‌به‌اين‌ نتيجه‌ رسيده‌ است‌ كه‌ مديران‌ مدارس‌ در هر يك‌ از نقش‌هاي‌ نظارتي‌ از جمله‌طراحي‌ آموزش‌ و تدريس‌ كه‌ شامل‌ نوشتن‌ اهداف‌ رفتاري‌، نظام‌مند كردن‌ تدريس‌،روش‌هاي‌ تدوين‌ طرح‌ درس‌ و برنامه‌ريزي‌ و سازماندهي‌ تدريس‌ و اجراي‌ آموزش‌ كه‌شامل‌ راه‌هاي‌ تدريس‌ اثربخش‌، انتخاب‌ و استفاده‌ بهينه‌ از منابع‌ اصلي‌ و فرعي‌آموزش‌، راه‌هاي‌ ايجاد انگيزه‌ و انتخاب‌ راهكارهاي‌ متنوع‌ تدريس‌ و يادگيري‌مشاركتي‌ و ارزشيابي‌ آموزش‌ كه‌ شامل‌ طراحي‌ انواع‌ سؤال‌هاي‌ امتحاني‌، استفاده‌صحيح‌ از فنون‌ امتحان‌، ارائه‌ بازخورد مناسب‌ و به‌موقع‌ به‌دانش‌آموزان‌ ،اداره‌ي‌كلاس‌ و حفظ نظم‌، علل‌ شناخت‌ مشكلات‌ رفتاري‌ دانش‌آموزان‌ و راه‌هاي‌ پيشگيري‌ واصلاح‌ رفتاري‌ و... است‌، دچار مشكل‌ هستند و بيش‌ از حد متوسط در تمام‌ اين‌زمينه‌ها نياز به‌آموزش‌ دارند و لذا طراحي‌ يك‌ نظام‌ آموزشي‌ براي‌ ارتقاي‌ عملكردمديريت‌ سازمان‌ آموزشي‌ ضروري‌ و اجتناب‌ناپذير است‌.

گستره‌ي‌ نظارت‌ مديران‌ در مدارس‌
مديران‌ مدارس‌ از جهات‌ مختلفي‌ بايد بر كار سازمان‌ و نيروهاي‌ آموزشي‌ خودنظارت‌ داشته‌ باشند، از جمله‌ ميزان‌ دست‌يابي‌ به‌اهداف‌ آموزشي‌، نظارت‌ بر توان‌تخصصي‌ معلمان‌، روش‌هاي‌ تدريس‌، روابط با دانش‌آموزان‌، حدود رضايت‌ شغلي‌معلمان‌، ميزان‌ انگيزش‌ دانش‌آموزان‌، نظارت‌ بر رعايت‌ نظم‌ و قوانين‌ و مقررات‌،رعايت‌ نظافت‌ و... كه‌ براي‌ انجام‌ يك‌ نظارت‌ موفق‌ و ثمربخش‌ نياز به‌كسب‌ اطلاعات‌ضروري‌ است‌، بنابراين‌ مديران‌ آموزشي‌ بايد در موارد زير اطلاعات‌ كافي‌ داشته‌باشند:
1) كسب‌ اطلاعات‌ در زمينه‌ي‌ برنامه‌ريزي‌ و آمادگي‌: كه‌ شامل‌ اطلاعاتي‌ درزمينه‌ي‌ انتظارات‌ دانش‌آموزان‌، منابع‌ مورد نياز براي‌ انجام‌ فعاليت‌ها، هماهنگي‌مراحل‌ برنامه‌ها و سطوح‌ مختلف‌ توانايي‌ها و موفقيت‌ بر آنهاست‌.
2) كسب‌ اطلاعات‌ در زمينه‌ي‌ مديريت‌ و سازماندهي‌ كلاس‌: اطلاعاتي‌ در ارتباطبا منابع‌ در دسترس‌ و ميزان‌ توانايي‌ دانش‌آموزان‌ در استفاده‌ از منابع‌، كيفيت‌ وچگونگي‌ فعاليت‌هاي‌ دانش‌آموزان‌ در استفاده‌ از منابع‌.
3) كسب‌ اطلاعات‌ درباره‌ي‌ روش‌هاي‌ تدريس‌: اطلاعاتي‌ راجع‌ به‌سازماندهي‌ وتنظيم‌ زمان‌ تدريس‌، به‌كارگيري‌ روش‌هاي‌ خلاقيت‌ و پژوهش‌ و تجربيات‌ يادگيري‌.
4) كسب‌ اطلاعات‌ درباره‌ي‌ روابط با دانش‌آموزان‌: كه‌ شامل‌ اطلاعاتي‌ راجع‌به‌نحوه‌ي‌ برخورد معلم‌ با دانش‌آموزان‌ و ميزان‌ تماس‌ و ارتباط دانش‌آموزان‌ با معلم‌مي‌شود.
5) كسب‌ اطلاعات‌ درباره‌ي‌ كيفيت‌ يادگيري‌ و موفقيت‌ دانش‌آموزان‌: اطلاعاتي‌ درارتباط با پيشرفت‌ تحصيلي‌ دانش‌آموزان‌، انتظارات‌ معلمان‌ از دانش‌آموزان‌ ،توان‌شفاهي‌ و عملي‌ دانش‌آموزان‌
6) كسب‌ اطلاعات‌ درباره‌ي‌ چگونگي‌ نگهداري‌ سوابق‌ دانش‌آموزان‌: دراين‌ زمينه‌اطلاعاتي‌ درباره‌ي‌ روش‌هاي‌ جمع‌آوري‌ سوابق‌، ميزان‌ امكان‌پذيري‌ برنامه‌ريزي‌ ازروي‌ سوابق‌ نياز است‌ (ميركمالي‌،1381).
مديران‌ آموزشي‌ براي‌ نظارت‌ اثربخش‌ بايد اطلاعات‌ خود را از كانال‌هاي‌ مختلفي‌از جمله‌ ارتباط با دانش‌آموزان‌ و معلمان‌ و اوليا و نشست‌هاي‌ رسمي‌ و غيررسمي‌ باآنان‌ به‌دست‌ آورند. راه‌ ديگر كسب‌ اطلاعات‌، مشاهده‌ مستقيم‌ از طريق‌ دورزدن‌ درمدرسه‌، حضور در كلاس‌، مشاهده‌ي‌ بازي‌ و كار دانش‌آموزان‌، استفاده‌ از معلمان‌راهنما در كلاس‌، تعيين‌ نماينده‌ در كلاس‌ از بين‌ دانش‌آموزان‌، گفت‌ و شنود با آنان‌،تهيه‌ صندوق‌ پيش‌نهادها، استفاده‌ از جلسه‌هاي‌ شوراي‌ دبيران‌ و طرح‌ و بررسي‌مشكلات‌ در اين‌ جلسه‌ها، تهيه‌ي‌ پرسشنامه‌هاي‌ مخصوص‌ كه‌ معروف‌ به‌ارزشيابي‌معلم‌ هستند. نتيجه‌ي‌ امتحان‌ها و آزمون‌ها نيز راه‌ ديگري‌ براي‌ كسب‌ اطلاعاتند.
در جمع‌آوري‌ اطلاعات‌ بايد به‌اين‌ نكته‌ توجه‌ نمود كه‌ اطلاعات‌ ناقص‌ و يااطلاعات‌ زياد ولي‌ نادرست‌، نتايج‌ زيان‌باري‌ به‌همراه‌ دارد. اطلاعات‌ بايد دقيق‌ وبه‌موقع‌ باشد. اطلاعات‌ بايد موقعي‌ تهيه‌ و در دسترس‌ قرار گيرد كه‌ بتوان‌ با كم‌ترين‌هزينه‌ و انرژي‌، اقدامات‌ اصلاحي‌ لازم‌ را به‌عمل‌ آورد. نظارت‌ و كنترل‌ مؤثر بايدبه‌جنبه‌هاي‌ كمي‌ و كيفي‌ و هم‌چنين‌ به‌جنبه‌هاي‌ مثبت‌ و منفي‌ مسائل‌ توجه‌ داشته‌باشد.

نظارت‌ كلينيكي‌(77) (معلم‌محور)
قبل‌ از توصيف‌ نظارت‌ معلم‌محور لازم‌ است‌ اشاره‌اي‌ به‌نظارت‌ متداول‌ و سنتي‌ درسيستم‌ آموزشي‌ داشته‌ باشيم‌. نظارت‌ سنتي‌ و متداول‌ كه‌ اغلب‌ معلمان‌ به‌آن‌ واكنش‌منفي‌ نشان‌ مي‌دهند. در اين‌ نوع‌ نظارت‌، ناظر كه‌ معمولا مدير است‌، فرآيند نظارت‌ رابه‌منظور ارزشيابي‌ از عملكرد معلم‌ انجام‌ مي‌دهد. دستور اين‌ نوع‌ ارزشيابي‌ توسطقانون‌، هيأت‌ آموزشي‌ در محل‌ يا وزارت‌ آموزش‌ و پرورش‌ انجام‌ مي‌گيرد. اين‌ نوع‌نظارت‌ با ارزشيابي‌ همسان‌ تلقي‌ مي‌شود و معلمان‌ احساس‌ مي‌كنند كه‌ موردارزشيابي‌ واقع‌ مي‌شوند و به‌ويژه‌ هنگامي‌ كه‌ ارزشيابي‌هاي‌ منفي‌، امنيت‌ شغلي‌ آنان‌را به‌خطر مي‌اندازد، مضطرب‌ مي‌شوند. بنابراين‌ معلمان‌ به‌اين‌ گونه‌ نظارت‌ واكنش‌منفي‌ نشان‌ مي‌دهند. مسأله‌ دوم‌ اين‌ است‌ كه‌ اين‌ نوع‌ نظارت به‌لحاظ نياز ناظربه‌وجود مي‌آيد نه‌ نيازي‌ كه‌ معلمان‌ احساس‌ مي‌كنند. در اين‌ نظارت‌، ناظر ممكن‌ است‌بدون‌ اطلاع‌ قبلي‌ در كلاس‌ معلم‌ حضور يابد تا ناظر جريانات‌ كلاس‌ باشد و عملكردمعلم‌ را از نزديك‌ مشاهده‌ كند، معلم‌ اطلاعي‌ ندارد كه‌ ناظر چه‌ چيزي‌ را مشاهده‌ وارزشيابي‌ مي‌كند. آيا ناظر علاقه‌مند به‌پاكيزگي‌ كلاس‌ است‌؟€... يا به‌هدف‌ها وشيوه‌ي‌ تدريس‌ و يا شايد ميزان‌ كنترل‌ كلاس‌ علاقه‌مند است‌؟€... يا اينكه‌ ناظر برنامه‌خاصي‌ جهت‌ اينكه‌ چه‌ چيزي‌ را مشاهده‌ يا ارزيابي‌ كند، نداشته‌ باشد. نتيجه‌ اين‌ نوع‌نظارت‌ اين‌ است‌ كه‌ مشاهده‌ي‌ كلاس‌ غير منظم‌، بسيار ذهني‌ و نامفهوم‌ جلوه‌ مي‌كند ونيز ممكن‌ است‌ معلم‌ فرصتي‌ جهت‌ مذاكره‌ با ناظر در رابطه‌ با دانسته‌هاي‌ مشاهده‌شده‌ و معيارهاي‌ ارزيابي‌ به‌كار رفته‌ نداشته‌ باشد. اين‌ نوع‌ نظارت‌ بازتابي‌ از نقش‌تاريخي‌ ناظران‌ به‌عنوان‌ بازرسان‌ مدرسه‌ است‌.
نظارت‌ معلم‌محور (باليني‌) اشاره‌ به‌نظارتي‌ دارد كه‌ جنبه‌ي‌ تعاملي‌ داشته‌ باشد وبه‌جاي‌ قدرت‌ متمركز بر يك‌ فرد (ناظر)، مردم‌سالار و معلم‌محور باشد.
رابرت‌ گلدهامر(78) معناي‌ نظارت‌ معلم‌محور را چنين‌ تعريف‌ مي‌كند: برقراري‌مشاهده‌ از نزديك‌، مشاهده‌ جزء به‌جزء اطلاعات‌، تعامل‌ بين‌ معلم‌ و ناظر و تمركز وتوجه‌ به‌يك‌ رابطه‌ي‌ صميمانه‌ حرفه‌اي‌ (اچسون‌ و همكاران‌، ترجمه‌ بهرنگي‌، 1380،ص‌ 33).
نظارت‌ معلم‌محور، ارزشيابي‌ معلم‌ را در صورتي‌ ضروري‌ مي‌داند كه‌ معلم‌ يا ناظردر جريان‌ آن‌ مشاركت‌ نمايند. اما تأكيد عمده‌ي‌ نظارت‌ معلم‌محور، بر رشد و تكامل‌حرفه‌اي‌ معلم‌ است‌ و هدف‌ اساسي‌ اين‌ است‌ كه‌ نظارت‌ به‌اعمال‌ روش‌هاي‌ صحيح‌آموزشي‌ به‌معلم‌ كمك‌ نمايد و در نهايت‌ منجر به‌بهبود كيفيت‌ آموزشي‌ در مدارس‌گردد.

چرخه‌ي‌ انجام‌ نظارت‌ معلم‌محور
نظارت‌ معلم‌محور الگويي‌ از نظارت‌ است‌ كه‌ شامل‌ سه‌ جنبه‌ي‌ زير است‌ (همان‌منبع‌، 1380(
1) جلسه‌ تبادل‌ نظر براي‌ طرح‌ريزي‌: اين‌ جلسه‌ اغلب‌ به‌تصميم‌ مشترك‌ معلم‌ وناظر جهت‌ گردآوري‌ اطلاعات‌ مبتني‌ بر مشاهده‌ منجر مي‌شود. به‌عنوان‌ مثال‌ اگرمعلمي‌ احساس‌ كند كه‌ علاقه‌مندي‌ و رغبت‌ دانش‌آموزان‌ قوي‌ در كلاس‌ كاهش‌ يافته‌است‌، مي‌توان‌ در جلسه‌ي‌ تبادل‌نظر براي‌ طرح‌ريزي‌ به‌فرضيه‌هايي‌ برسد، مثلا شايداكثر اوقات‌ خود را صرف‌ دانش‌آموزان‌ ضعيف‌ كرده‌ و شايد معلم‌ و ناظر به‌اين‌ نتيجه‌برسند كه‌ رفتارهاي‌ كلامي‌ معلم‌ مي‌تواند اين‌ مشكل‌ را حل‌ كند.
2) مشاهده‌: اطلاعاتي‌ كه‌ از جنبه‌هاي‌ مختلف‌ عملكرد معلم‌ در كلاس‌ به‌دست‌مي‌آيد، بسيار اندك‌ است‌. در ساير مشاغل‌ از جمله‌ طب‌، تجارت‌، ورزش‌ و...شاخص‌هايي‌ براي‌ مشاهده‌ وجود دارد كه‌ مي‌تواند مستقيمٹ كيفيت‌ عملكرد رامنعكس‌ كند. براي‌ معلمان‌ نيز ضروري‌ است‌ كه‌ شاخص‌هايي‌ در نظر گرفته‌ شود تاعملكرد او دقيق‌تر و عيني‌تر مورد توجه‌ قرار گيرد. لازم‌ به‌ذكر است‌ كه‌ تا ميان‌ معلم‌ ومدير روابط مطلوب‌ برقرار نگردد و معلم‌ خود را در حضور مدير آسوده‌ و آرام‌ نيابد،مدير نبايد از كلاس‌ درس‌ معلم‌ بازديد به‌عمل‌ آورد، پس‌ از اينكه‌ اين‌ تفاهم‌احترام‌آميز و همراه‌ بادوستي‌ ميان‌ آنان‌ برقرار شد، مدير مي‌تواند ترتيبي‌ دهد كه‌ معلم‌بداند هرگاه‌ به‌ياري‌ و كمك‌ مدير نياز داشته‌ باشد، زمينه‌ي‌ ياري‌ و كمك‌ به‌او فراهم‌است‌ (وايلز، 1377). يكي‌ از راه‌هاي‌ مشاهده‌ي‌ معلمان‌ استفاده‌ از نوار ويديوئي‌است‌.
3) جلسه‌ي‌ تبادل‌ نظر براي‌ بازخورد: در اين‌ جلسه‌ معلم‌ و ناظر به‌اتفاق‌ هم‌،اطلاعات‌ حاصل‌ از مشاهده‌ را وارسي‌ مي‌كنند. مثلا معلم‌ با مشاهده‌ي‌ نوار ويديوئي‌عملكرد خود به‌اين‌ نتيجه‌ مي‌رسد كه‌ به‌چه‌ ميزاني‌ در كلاس‌ صحبت‌ مي‌كرده‌ است‌ ياقدرت‌ بيان‌ او متناسب‌ با كلاس‌ بوده‌ است‌ يا نه‌. هنگامي‌ كه‌ معلم‌ در جلسه‌ي‌ تبادل‌نظر براي‌ بازخورد شركت‌ مي‌كند تشكيل‌ جلسه‌ي‌ مبادله‌ي‌ نظر براي‌ طرح‌ريزي‌ رامناسب‌ مي‌يابد و معلم‌ وناظر به‌اين‌ نتيجه‌ مي‌رسند كه‌ براي‌ طرح‌ يك‌ برنامه‌ي‌ بهبود ورشد، مشاركت‌ بيشتري‌ نمايند.

اهداف‌ نظارت‌ معلم‌محور
هدف‌ از نظارت‌ معلم‌محور را مي‌توان‌ در اهداف‌ اختصاصي‌تر زير بررسي‌ كرد:
1) دادن بازخورد مشخص‌ از وضعيت‌ فعلي‌ آموزش‌ به‌معلمان‌: آنچه‌ معلمان‌ انجام‌مي‌دهند با آنچه‌ كه‌ فكر مي‌كنند انجام‌ مي‌دهند، متفاوت‌ باشد. به‌عنوان‌ مثال‌ بسياري‌از معلمان‌ فكر مي‌كنند كه‌ دانش‌آموزان‌ را به‌ابراز نظر و عقيده‌ي‌ خود تشويق‌ مي‌كنند.ولي‌ وقتي‌ كه‌ مطالب‌ ضبط شده‌ي‌ خود را گوش‌ مي‌دهند، متوجه‌ ميزان‌ وقتي‌ را كه‌خود به‌تنهايي‌ در كلاس‌ صحبت‌ مي‌كنند و كلاس‌ را در اختيار دارند، مي‌شوند.
2) تشخيص‌ و حل‌ مشكلات‌ كلاس‌ درس‌: اكثر اوقات‌ معلمان‌ قادرند تفاوت‌ بين‌آنچه‌ انجام‌ مي‌دهند و آنچه‌ بايد انجام دهند را به‌تنهايي‌ دريابند و هم‌چنين‌دانش‌آموزان‌ نيز گاهي‌ اوقات‌ مي‌توانند مشكلات‌ يادگيري‌ خود را تشخيص‌ دهندولي‌ در پاره‌اي‌ از موارد معلمان‌ و دانش‌آموزان‌ نياز به‌حضور ماهرانه‌ي‌ ناظراني‌ دارندكه‌ آنان‌ را در تشخيص‌ مشكلات‌ ياري‌ دهد.
3) كمك‌ به‌معلمان‌ براي‌ رشد مهارت‌هاي‌ استفاده‌ از راهبردهاي‌ آموزشي‌: يك‌ناظر ماهر كسي‌ است‌ كه‌ از اطلاعات‌ به‌دست‌ آمده‌ از مشاهده‌ و جلسه‌هاي‌ تبادل‌ نظرمعلم‌محور براي‌ كمك‌ به‌رشد الگوهاي‌ پايدار رفتاري‌ معلمان‌ (راهبردها) استفاده‌ كند.اين‌ راهبردها در ارتقاي‌ يادگيري‌، انگيزش‌ دانش‌آموزان‌ و اداره‌ي‌ كلاس‌ مؤثر است‌.
4) ارزيابي‌ معلمان‌ براي‌ ارتقا، ترفيع‌، رسمي‌ شدن‌ و...: گرچه‌ در نظارت‌معلم‌محور تأكيد بر رشد حرفه‌اي‌ معلم‌ است‌، لكن‌ مي‌توان‌ از اطلاعات‌ گردآوري‌ شده‌از طريق‌ مشاهده‌ كلاسي‌ و مشاهده‌ي‌ منظم‌ به‌عنوان‌ اساسي‌ براي‌ ارزشيابي‌ شايستگي‌معلم‌ استفاده‌ كرد.
5) كمك‌ به‌معلم‌ در ايجاد نگرش‌ مثبت‌ درباره‌ي‌ رشد مداوم‌ و حرفه‌اي‌: معلمان‌نياز دارند كه‌ به‌عنوان‌ افراد حرفه‌اي‌ به‌خود بنگرند و اين‌ تا حدودي‌ به‌معناي‌ پرداختن‌به‌رشد و پرورش‌ مهارت‌ خود به‌عنوان‌ يك‌ تلاش‌ حرفه‌اي‌ دراز مدت‌ است‌. ناظرمعلم‌محور مي‌تواند اين‌ جنبه‌ از حرفه‌گرايي‌ را از طريق‌ تمايل‌ به‌رشد مهارت‌هاي‌جديد نظراتي‌ الگوسازي‌ كند (اچسون‌، 1380).

نقش‌ نظارتي‌ مديران‌
كيمبل‌ وايلز(79) يك‌ ناظر تعليماتي‌ را به‌عنوان‌ سرعت‌ دهنده‌ي‌ انجام‌ وظايف‌مي‌داند و عقيده‌ دارد ناظر زمينه‌ را براي‌ ايجاد ارتباطهاي‌ نزديك‌تر ميان‌ معلمان‌ ومربيان‌ هموار مي‌كند و سعي‌ مي‌كند كه‌ كساني‌ را كه‌ داراي‌ مسائل‌ مشتركند با كساني‌كه‌توان‌ حل‌ مشكلات‌ آنان‌ را دارند، به‌يكديگر مربوط سازد. جان‌ وايلز(80) و جوزف‌باندي‌(81) جريان‌ فعاليت‌ نظارت‌ و راهنمايي‌ را به‌وظايف‌ اداري‌، برنامه‌ي‌ تحصيلي‌ وآموزشي‌ به‌ترتيب‌ جدول‌ زير طبقه‌بندي‌ كرده‌اند (بهرنگي‌، 1374).

به‌هر حال‌ وظايفي‌ كه‌ مديران‌ بايد انجام‌ دهند، ايجاد و توسعه‌ي‌ موازين‌ اثربخشي‌آموزشي‌، ارزشيابي‌ نتايج‌ آموزشي‌ ضمن‌ اجرا، ملاحظه‌ي‌ نتايج‌ تدريس‌ كلاسي‌،راهنمايي‌ مربيان‌ به‌منظور رشد فعاليت‌هايشان‌ و اجراي‌ برنامه‌هاي‌ آموزشي‌ براي‌مربيان‌ است‌.

نتيجه‌گيري‌
كنترل‌ و نظارت‌ يكي‌ از وظايف‌ مهم‌ مديران‌ آموزشي‌ است‌ كه‌ به‌وسيله‌ي‌ آن‌ ميزان‌تحقق‌ اهداف‌ سازماني‌ و اصلاح‌ يا تغييرات‌ لازم‌ در سازمان‌ معلوم‌ مي‌گردد. توانايي‌مدير در انجام‌ اين‌ وظيفه‌ خطير سبب‌ بهبود مديريت‌ اثربخش‌ در زمينه‌هاي‌ گوناگون‌سازمان‌ از جمله‌ تحقق‌ اهداف‌ علمي‌، اجتماعي‌، اخلاقي‌، تربيتي‌ و فرهنگي‌ و...رعايت‌ قوانين‌ و مقررات‌، ايجاد نظم‌ و انضباط، افزايش‌ انگيزه‌ و رضايت‌ شغلي‌كاركنان‌ و ارتقاي‌ كيفيت‌ آموزش‌ و يادگيري‌ مي‌شود. استفاده‌ از انواع‌ كنترل‌ مقدماتي‌،عملياتي‌ و بازخوردي‌ مي‌تواند سازمان‌ها را در كاهش‌ هزينه‌ها، انرژي‌ و اصلاح‌ وتغييرات‌ به‌موقع‌ در سازمان‌ها ياري‌ رساند.
امروزه‌ باتوجه‌ به‌پيچيدگي‌ وظايف‌ و انتظارات‌، نياز به‌گسترش‌ نظارت‌ باليني‌ يامعلم‌محور به‌جاي‌ نظارت‌ سنتي‌ به‌چشم‌ مي‌خورد. در نظارت‌ معلم‌محور هدف‌ اصلي‌ارتقاي‌ رشد حرفه‌اي‌ معلم‌ بر اساس‌ مشاركت‌ و تبادل‌نظر همه‌ جانبه‌ بين‌ مديران‌ ومعلمان‌ است‌. در اين‌ نوع‌ نظارت‌ الگويي‌ مبتني‌ بر سه‌ مرحله‌: 1) تبادل‌نظر براي‌طرح‌ريزي‌ برنامه‌ 2) مرحله‌ي‌ مشاهده‌ 3) جلسه‌ي‌ تبادل‌ نظر براي‌ بازخورد، وجوددارد كه‌ به‌معلم‌ كمك‌ مي‌شود تا بازخورد مناسبي‌ از وضعيت‌ فعلي‌ آموزش‌، تشخيص‌و حل‌ مشكلات‌ كلاس‌ درس‌، رشد مهارت‌هاي‌ استفاده‌ از راهبردهاي‌ آموزشي‌، ايجادنگرش‌ مثبت‌ درباره‌ي‌ رشد حرفه‌اي‌ خود به‌دست‌ آورند و بتوانند با مشاركت‌ درفرآيند نظارت‌ از مقاومت‌ و نگرش‌ منفي‌ در برابر نظارت‌ بكاهند.
نقش‌ نظارتي‌ مديران‌ آموزشي‌ در جريان‌ فعاليت‌ نظارت‌ و راهنمايي‌ به‌سه‌ نوع‌وظيفه‌ي‌ اداري‌، وظيفه‌ي‌ برنامه‌ريزي‌ تحصيلي‌ و وظيفه‌ي‌ آموزشي‌ تقسيم‌ مي‌شود.
در بعد وظايف‌ اداري‌ به‌تدوين‌ اهداف‌ و درجه‌بندي‌ آنها از نظر اولويت‌، طرح‌ساخت‌هاي‌ سازماني‌، انتخاب‌ كاركنان‌، تأمين‌ سرمايه‌ و تسهيلات‌ مناسب‌، توسعه‌روابط مدرسه‌ و جامعه‌ و... مي‌توان‌ اشاره‌ نمود. در بعد وظايف‌ برنامه‌ريزي‌ تحصيلي‌،تدوين‌ هدف‌هاي‌ درسي‌، تعيين‌ زمينه‌هاي‌ تحقيق‌ رشد و كيفيت‌ برنامه‌ها و طرح‌تغييرات‌، هدايت‌ و بازسازي‌ كاركنان‌، آماده‌ كردن‌ برنامه‌هاي‌ درسي‌ و... از جمله‌نقش‌هاي‌ نظارتي‌ مديران‌ است‌ و در بعد وظايف‌ آموزشي‌ مي‌توان‌ به‌توسعه‌ و تدوين‌برنامه‌هاي‌ درسي‌، ارزشيابي‌ برنامه‌ها برحسب‌ موازين‌، آغاز برنامه‌هاي‌ جديد،راهنمايي‌ و ياري‌ معلمان‌، نظارت‌ بر بهبود و هم‌سازي‌ تسهيلات‌ و... اشاره‌ نمود.

پيش‌نهادها
- با توجه‌ به‌اهميت‌ نظارت‌ و كنترل‌ پيش‌نهاد مي‌شود كه‌ با آموزش‌هاي‌ ضمن‌خدمت‌ به‌افزايش‌ مهارت‌ مديران‌ بپردازند.
- به‌مديران‌ توصيه‌ مي‌شود كه‌ در شروع‌ سال‌ تحصيلي‌ در جلسه‌هاي‌ دبيران‌محورهاي‌ نظارتي‌ مورد نظر خود را با استفاده‌ از تجربه‌هاي‌ معلمان‌ و بحث‌ و تبادل‌نظر، مشخص‌ نمايند و استفاده‌ از نظارت‌ را به‌عنوان‌ يك‌ راهكار براي‌ حل‌ مشكلات‌مدرسه‌ و تحقق‌ اهداف‌ آموزشي‌ به‌كار ببرند بگونه‌اي‌ كه‌ معلمان‌ خود محورهاي‌اصلي‌ نظارت‌ آموزشي‌ باشند.
- آموزش‌ معلمان‌ در زمينه‌ي‌ تدوين‌ اهداف‌ آموزشي‌ و كسب‌ مهارت‌هاي‌خودكنترلي‌ جهت‌ كاهش‌ مقاومت‌ در برابركنترل‌ و نظارت‌ از سوي‌ مديران‌.
- برقراري‌ جلسه‌هاي‌ تبادل‌ نظر و ارائه‌ي‌ بازخورد به‌معلمان‌ در زمينه‌ي‌عملكردشان‌ در طول‌ سال‌ تحصيلي‌ جهت‌ اصلاح‌ عملكردها، نه‌ اينكه‌ نظارت‌ بدون‌بازخورد و در پايان‌ سال‌ تحصيلي‌ ارائه‌ شود.
- آموزش‌ مديران‌ در زمينه‌ي‌ بهره‌وري‌ و استفاده‌ي‌ صحيح‌ از منابع‌ و تخصيص‌منابع‌ مالي‌ و انساني‌.



منابع‌
اچسون‌، كيت‌، ا. دامين‌گال‌، مرديت‌ (1380)، نظارت‌ و راهنمايي‌ تعليماتي‌، ترجمه‌ محمد رضا بهرنگي‌ (برنجي‌)،تهران‌: كمال‌ تربيت‌.
احمدي‌، غلامرضا (1381)، بررسي‌ نيازهاي‌ آموزشي‌ مديران‌ مدارس‌ ابتدايي‌ شهر اصفهان‌ در زمينه‌ي‌ نقش‌هاي‌نظارتي‌. فصلنامه‌ تعليم‌ و تربيت‌، سال‌ هجدهم‌، شماره‌ 3.
بهرنگي‌ (برنجي‌)، محمد رضا (1374)، مديريت‌ آموزشي‌ و آموزشگاهي‌، كاربرد نظريه‌هاي‌ مديريت‌ دربرنامه‌ريزي‌ و نظارت‌. تهران‌: كمال‌ تربيت‌.
سلطاني‌، احمد (1378)، فرآيند عملي‌ نظارت‌ و راهنمايي‌ تعليماتي‌ به‌مثابه‌ قلمرو حرفه‌اي‌، فصلنامه‌ مديريت‌ درآموزش‌ وپرورش‌، دوره‌ ششم‌، شماره‌ (23و24)
عباسي‌ ،علي‌ (1371)، بررسي‌ تأثيرات‌ نظارت‌ و راهنمايي‌ تعليماتي‌ بر پيشرفت‌ تحصيلي‌ دانش‌آموزان‌ پايه‌ دوم‌راهنمايي‌ شهر داران‌ در دروس‌ علوم‌ اجتماعي‌، پايان‌نامه‌ كارشناسي‌ ارشد مديريت‌ آموزشي‌، دانشگاه‌ آزاد واحدخوراسگان‌.
علاقه‌بند، علي‌ (1379) مقدمات‌ مديريت‌ آموزشي‌. تهران‌: نشر دوران‌.
ميركمالي‌، سيدمحمد (1383) رهبري‌ و مديريت‌ آموزشي‌، تهران‌: نشر يسطرون‌.
وايلز، كيمبل‌ (1377) مديريت‌ و رهبري‌ آموزشي‌. ترجمه‌ محمد علي‌ طوسي‌، تهران‌: مركز آموزش‌ مديريت‌دو
+ نوشته شده توسط عبداله سالکی دولابی در یکشنبه سیزدهم تیر 1389 و ساعت 21:25 |

                  

                                                   باسمه تعالی

ورزش فوتبال بعنوان یک ورزش گروهی وپرطرفدار دردنیا که باقدمت سالیان داراز وتغییرات چشمگیر دراهداف وخط مشی ،قانون بازی ،هزینه ها ،درآمدها وسیاستهای آن و....اکثرکشورها وملل دنیا رابه نحوی مشغول ودرگیر تماشای آن نموده است ازحرفه ای ترین لیگها دراروپاکه بعنوان فعالیت بازرگانی هرساله درآمد هنگفتی کسب وبدست می آورند تاآماتورترین لیگهای کشورهای دنیا که اکثرا هزینه بر وبه لحاظ مالی هرساله فقط خرج می کنند.

بطورکلی درحال حاضر (قرن 21 )ورزش فوتبال درکشورهای دنیا برای چهارمقصد وهدف مهم  که بیان می گردد دنبال می شود:                                                                                                                                                                  1-کسب درآمدمالی وبعنوان یک کارتجاری واقتصادی  2-سرگرمی ومشغولیت افرادجامعه ومردم   3-تبلیغات رسانه ها ودلالان این ورزش که به نحوی برای کسب درآمدمالی است   4-برای مقاصد سیاسی دولتمردان کشورها

  فوتبال درگذشته بیشتر بعنوان سرگرمی مردم کشورها وگسترش ارتباط دوستانه ملل وتبادل فرهنگ بوده است اما درچندساله اخیراکثر کشورهابا رویکردی که دربالا تحت چهار هدف که اشاره نمودم ،برنامه ریزی داشته اند. درکشورهایی که زمانی صاحب قدرت و رده های ممتازاین ورزش بوده اند،درحال حاضر دیگر اسمی از آنان نیست واز سرمایه گذاری دراین رشته که درآینده به آن امیدی نداشتندامتنا نمودند.که افت ورکودی داشته اند کشورهایی مانندمجارستان ولهستان دراروپا،هند واندونزی درآسیا وبرخی ازکشورهای آمریکای جنوبی وآفریقایی(کلمبیا،اروگوئه وغیره)وبالعکس کشورهای توسعه یافته وسرمایه دارکه سابقه کمتر از20سال فعالیت درفوتبال دارند وبه این ورزش توجه چندانی نداشتندباسرمایه گذاری وبرنامه ریزی اصولی چنان توانستند درفوتبال دنیا مطرح وصاحب شهرت وقدرت گردند که سال به سال رشد وپیشرفت زیادی کسب می کنند.کشورهایی مانند ژاپن،عربستان،کره،آمریکا،سنگال و.....که حتی ازفوتبال ماهم بعضاجلودارتروسرمایه گذاری کمتردارند. ماتنهابه داشتیم داشتیم وشعار دلخوش کرده ایم درست است (قبل ازسالهای1370) زمانی تیمهای باشگاهی وملی ما قهرمان آسیا ،مطرح وحرف اول آسیا بوده اند وبازیکنان زیادی ازایران درکشورهای صاحب نام دنیای فوتبال می درخشیدند ونام آور بودندولی باتوجه به پیشرفت فوتبال دردنیا وهزینه های زیادی که مادراین ورزش حدودا بالای 100میلیارد تومان درهرسال آنهم ازهزینه های بیت المال ودرآمدهای دولتی وملی ایران خرج میکنیم. آنطورکه باید نتایج وجایگاه ورضایت مردم نتواسته است کسب نماید.بااین سبک وروش درآینده افسوس وای کاشهای فراوان خواهیم داشت که چرا دررشته هایی مانندکشتی،وزنه برداری، تکواندو و.... سرمایه گذاری وبرنامه ریزی بهتر نکردیم که پتانسیل وتوان کسب مقام وشهرت دردنیا می توانستیم داشته باشیم                                               بطورنمونه پولی که به یک بازیکن یا یک مربی فوتبال داده می شودچندین برابررشته های دیگرورزشی مانند کشتی وتکواندو وغیره است یا تبلیغاتی که برای رنگهای آبی وقرمز(تیمهای فوتبال) درکشورما می شود،درجاهای گوناگون ازبرنامه های صدا وسیما گرفته تاسطوح کوچک جامعه ویا دلالی های فراوان وهزینه های ملی فراوان برای تعدادی ازافراد این جامعه

 95درصدتیمهای لیگ برترفوتبال حرفه ای  ما وابسته به درآمدهاوامکانات وتجهیزات دولتی هستندوبرخی تیمهابخاطربرنامه ریزی نادرست وسیاستهای غلط مدیریتی هرسال فقط مصرفی وهزینه های گزافی بربودجه مالی دولت میگذارند.

راهکارها وپیشنهادها:                                                                                                                                            1-برنامه ریزی بهتر برای پیشرفت ورشد فوتبال واستفاده ازکارشناسان زبده وآگاه دراین رشته مانندکمیته های فنی فعال                                                                                                       2-انتخاب وانتصاب مدیران ورئیسان که ازجنس ورزش ودانا وآگاه به ورزش ورشته ها باشد وثبات آنان حداقل7تا8سال باشد                                                                                                                                                                                                    3-برنامه ریزی برای هزینه ها وجلوگیری ازهزینه هاوخرجهای اضافی وگزاف                                                                                                                                  4-اصولی کردن سقف قراردادهای پولی ودستمزدها که این مبالغ زیادقراردادهای بالا به نفع فوتبال ما نیست                                                                                                                                5- شناسایی بازیکنان مستعد ازکل نواحی ومناطق ایران وسروسامان دادن به دلالیهای کاذب درفوتبال                                                                                                                               6-برنامه ریزی وسرمایه گذاری برای تیمهای پایه(نوجوانان وجوانان) واستفاده ازمربیهای توانمند و دلسوزدرفوتبال                                                                                                                        7-آوردن بازیکنان خارجی به فوتبال ایران که سطح بازی آنان ازبازیکنان ایرانی به مرتب بالاتر        باشد                                                                                                                                       8-هماهنگی وسازماندهی مسابقات لیگهای تیمهای فوتبال وهمکاری باشگاهها باتیم ملی          

              9-خصوصی سازی در فوتبال وکم کردن بارمالی دولت                                                                    

+ نوشته شده توسط عبداله سالکی دولابی در سه شنبه بیست و چهارم فروردین 1389 و ساعت 16:47 |
درهرکشوری نظام آموزش وپرورش یکی ازنظامهای مهم اجتماعی است رسالت این نظام علاوه بر انتقال میراث فرهنگی وتجارب بشری به نسل جدید ایجاد تغییرات مطلوب درشناختها،نگرشها ودر نهایت رفتار کودکان ،نوجوانان وجوانان است. برای نیل به این اهداف درهرکشوری سرمایه های فراوانی برای آموزش وپرورش دانش آموزان هزینه می شود.

تحول وتغییرات درنظام آموزش وپرورش هرکشورباروندرشد وتحولات اجتماعی طبیعی ومنقول است چه دربرنامه های درسی وجه درسیستم  آموزشی وپرورشی اما درکشورما تغییروتحول تعلیم وتربیت درمقایسه باکشورهای صاحب نام وتوسعه یافته دنیا بدون تحقیقات ایده ال که دراکثر موارد رویکردوخیزش به عقب گردبه سالهای گذشته ودور داشته است که کارساز اهداف غایی آموزش وپرورش نبوده است وباشکست برنامه های کوتاه مدت روبرو شده، مثالهای فراوان درتاریخ تعلیم وتربیت ما به لحاظ تحول وتغییرات شاهد هستیم  به طورنمونه : 1- حذف زبان انگلیسی ازبرنامه های پایه اول راهنمایی درسالهای 1368وگنجاندن مجددا آن درسال تحصیلی 83-82 دربرنامه درسی پایه اول 2-تغییر درنظام مقطع متوسطه(دبیرستان)  نظام قدیم واجرای ترمی واحدی که پس از مدت کوتاهی این طرح شتابزده جوابگوی نیاز آموزش وپرورش کشور ما نشد وخساراتی هم به بار آوردکه نظام سالی واحدی شکل گرفت نظامی مختلط ازنظام قدیم وترمی واحدی که خالی از اشکالات نیست3- اجرای طرح ارزشیابی توصیفی دردوره ی ابتدایی که مربوط به شیوه مکتبخانه های قدیم درکشورما بوده است 4-حذف وروی کارآوردن معاونت پرورشی 5-تغییرات دربرنامه های درسی ونیروی انسانی     6 -تغییر دردوره ها ومقاطع تحصیلی 6ساله ابتدایی و6ساله متوسطه که به سالهای قبل از1345برمیگردد  7- تغییرات آیین نامه ای مخصوصا امتحانات و تبصره های قبولی و...

با توجه به گسترش وتوسعه فناوری ارتباطات وتغییرات درابعاد اجتماعی ،فرهنگی وعلمی که بعدازانقلاب شکوهمند اسلامی شاهد بودیم شایسته است درپیشرفت وتوسعه ساختار نظام آموزش وپرورش کشورمان برنامه ریزی واهداف مناسب دنبال نماییم که  راهکار های مناسب درذیل جهت رشد ودستیابی به اهداف غایی تعلیم وتربیت اشاره می گردد

1- الگو گیری ازکشورهایی که درامر آموزش وپرورش موفق بوده اندشرایط فرهنگی،اجتماعی واقتصادی و...با کشورخودمان نزدیکی داشته باشند

2-تلاش درجذب بودجه وامکانات مالی برای آموزش وپرورش واهمیت دادن به برنامه ها

3-انتصاب افراد آگاه ،دانا ومتخصص درپستهای مدیریتی که کارایی واثربخشی داشته باشند (اتخاب شایسته سالاری)

4-دراجرای طرحها وتغییرات ازدیدگاههای کارشناسان زبده وآگاه به امورات تعلیم وتربیت استفاده شود تااجرای طرح شتابزده وغیرکارشناسی نباشد بهتراین است که اعضای شورای عالی آموزش وپرورش زود به زود وباتغییرات دولت عوض نگردند واعضا ازافراد خبره و آگاه باشند

5-تصمیم گیریها وبرنامه ریزیها مدبرانه وتحقیقات کارشناسانه باشدکه قابلیت اجرایی روند روبه رشد وهدفدارداشته باشد

6-برنامه های درسی ومحتوای کتب بازندگی دانش آموزان تناسب داشته باشد

7-تغییرات درنظام آموزش وپرورش متناسب باتغییرات فرهنگی، اجتماعی ونیازهای جامعه ماباشد

8-آینده نگری دربرنامه ها وتغییرات پیش روی

9-برنامه ها وتغییرات هدفمند وجدای ازبرنامه هایی که دانش آموز درآموزش عالی ودانشگاهی با آن روبرو می شودنباشد

+ نوشته شده توسط عبداله سالکی دولابی در چهارشنبه سی ام دی 1388 و ساعت 19:9 |

به طوركلي به‌منظور افزايش انگيزه دانش‌آموزان و سوق دادن آنها به سمت دروني شدن انگيزه‌ها راهكارهاي زير توصيه مي‌شود:
1 - سعي كنيم اولويت تجربه‌هاي دانش‌آموزان براي آنها جالب باشد، احساس موفقيت اوليه اعتماد به نفس آنها را افزايش مي‌دهد. اين موضوع در مسابقات ورزشي نيز مشهود است.
2 - براي موفقيت دانش‌آموزان پاداش در نظر بگيريم. منتظر نباشيم تا افت تحصيلي اتفاق افتد و سپس موفقيت را تحسين كنيم.
3 - با احترام گذاشتن به تفاوت‌هاي فردي دانش‌آموزان، هرگز آنها را با يكديگر مقايسه نكنيم.
4 - دانش‌آموزان را در كلاس كمتر درگير مسائل عاطفي منفي نمائيم و نسبت به حساسيت‌هاي عاطفي آنان آشنا و در كاهش آن كوشا باشيم. سخت‌گيري و انضباط شديد، تبعيض، بيان قضاوت‌هاي منفي و خبرهاي ناخوشايند از جمله عواملي است كه موجب درگيري ذهني و كاهش علاقه به يادگيري مي‌شود.
5 - بلافاصله پس از آزمون يا پرسش كلاسي، دانش‌آموزان را از نتيجه كار آگاه كنيد.
6 - براي اينكه دانش‌آموز بداند، در طول تدريس به‌دنبال آموختن به چيزي باشد، بيان اهداف آموزشي مورد انتظار از او را در ابتداي درس فراموش نكنيم.
7 - چگونگي يادگيري و نحوه انجام كار براي دانش‌آموز مشخص شود.
8 - به‌منظور افزايش حس كفايت در دانش‌آموز از او بخواهيم مطالب ياد گرفته شده را به دوستان يا كلاس آموزش دهد.
9 - در مورد مشكلات درسي دانش‌آموز و ريشه‌يابي آن، با او تبادل نظر و گفت‌وگو كنيم.
10 - تشويق كلامي در كلاس، به صورت انفرادي بسيار حائز اهميت است.
11 - مطالب درسي را به ترتيب از ساده به دشوار مطرح كنيم.
12 - از بروز رقابت ناسالم در بين دانش‌آموزان پيشگيري شود.
13 - در فرآيند آموزش متكلم وحده نباشيم و يادگيرندگان را در يادگيري مشاركت دهيم.
14 - علاقه به دانش‌آموزان و تعلق خاطر و اهميت دادن به يكايك آنها، سطح انگيزه‌ها را افزايش مي‌دهد.
15 - آموزش را با «تهديد» پيش نبريم.
16 - براي دانش‌آموزان با انگيزه، خوراك علمي كافي داشته باشيم.
17 - با محول كردن مسئوليت به دانش‌آموزان كم توجه، آنان را به رفتارهاي مثبت هدايت و علل كم‌توجهي در آنها را بررسي كنيد.
18 - شيوه‌هاي تدريس را از سنتي به شيوه‌هاي روز تغيير داده و با استفاده از تكنولوژي آموزشي، حواس پنجگانه دانش‌آموزان را به كار گيريم.
19 - ميان درس كلاس و مسائل زندگي كه به وسيله همان درس قابل حل است، ارتباط برقرار كنيم.
20 - تدريس را با طرح مطالب و پرسش‌هاي جالب توجه آغاز كرده و با تحريك حس كنجكاوي، دانش‌آموزان را برانگيخته‌تر سازيم.
21 - به وضعيت جسماني دانش‌آموزان توجه كرده و علل جسمي بي‌توجهي و كاهش انگيزه آنان را بيابيم.
22 - محيط كلاس را با طراحي زيبا و مناسب، جذاب سازيم تا مانع بروز كسالت روحي شويم.
23 - با فرهنگ و تاريخچه زندگي افراد مدرسه يا محله‌اي كه در آن تدريس مي‌كنيم، آشنا شده و در طول تدريس از مثال‌هاي آشنا استفاده كنيم.www.zibaweb.com
24 - به منظور اطلاع از نتيجه فعاليت درسي دانش‌آموزان و ارائه بازخورد به موقع و مناسب، تكاليف آنان را بلافاصله در جلسه بعدي ملاحظه و با رفع اشكالات، جنبه‌هاي مثبت را تشويق كنيد.
25 - در گرفتن آزمون و امتحان به قول خود عمل كنيم.
26 - زمان يادگيري بايد در حد توان دانش‌آموز باشد. براي تجديد قوا و انگيزه در ميان كلاس از وقت تفريح و استراحت غافل نشويم.
27 - دانش‌آموز را از ميزان پيشرفت خود آگاه سازيم تا بداند براي رسيدن به هدف چه گام‌هاي ديگري بردارد.
28 - به لحاظ اخلاقي و ايجاد انگيزه، هميشه خوش‌اخلاق و خوش‌رو باشيم.
29 - به منظور افزايش حس كفايت و مشاركت در ارائه دروس از نظرات دانش‌آموزان استفاده كنيم.
30 - مطمئن باشيم كه توجه دانش‌آموزان براي شروع تدريس آماده است.
31 - تمام مطالب دشوار را يكجا و در يك جلسه آموزش ندهيم.
32 - به خاطر داشته باشيم، توجه افراطي به دانش‌آموزان (قوي يا ضعيف) موجب متشنج شدن فضاي كلاس مي‌شود.
33 - دانش‌آموزان را به گروه‌هاي «خوب»، «بد» و «ضعيف» تقسيم‌بندي نكنيم.
34 - از ورود به موضوعات حاشيه‌اي كه منجر به انحراف توجه كلاس مي‌شود، بپرهيزيم.
35 - با ايجاد جلسات بحث و تحليل به دانش آموزان فرصت تفكر و اظهار نظر بدهيم.
36 - هرگز دانش‌آموزان را مجبور به انجام فعاليت‌هاي تحقيركننده نظير «جريمه» نكنيم.
37 - به افراد درون‌گرا، كمرو، مضطرب كه تمايلي به ابراز وجود ندارند، توجه كرده و با تقويت رفتارهاي مثبت، آنها را به مشاركت در بحث‌هاي كلاسي و كارهاي گروهي تشويق كنيم.
38 - در روش‌هاي تدريس، كنفرانس و سمينار را مد نظر قرار دهيم.
39 - تأكيد بر نمره، اضطراب دانش‌آموزان را افزايش مي‌دهد و مانع از توجه كامل به موضوع درس مي‌شود. اين دانش‌آموزان با وجود تلاش زياد از نمرات پاييني برخوردارند و به تدريج رابطه ميان تلاش و نتيجه را ناديده مي گيرند كه در نهايت منجر به از دست رفتن انگيزه خواهد شد.
40 - گاهي از تجربه‌هاي دوران تحصيل و شكست‌ها و موفقيت‌هاي خود براي دانش‌آموزان صحبت كنيد
http://amer1374.blogfa.com/

+ نوشته شده توسط عبداله سالکی دولابی در پنجشنبه پنجم آذر 1388 و ساعت 13:18 |