تبليغاتX
خواندنی ومدیریت آموزشی
پنجشنبه سیزدهم تیر 1387 ساعت 17:20

خداوندزن ومردرابرای تداوم حیات ومعنی بخشیدن به آن آفریدکه هردودرکنارهم زندگی سعادتمندانه وهدف داری راداشته باشند درقران کریم هرجا اسم زن به کار رفته اسم مرد نیزدر کنارش آمده است آفریدگار بی همتا به زن ومرد خصوصیات وکرامات خاصی راعطا کرده است که هیچ کدام ازاین خصوصیات دلیلی بر برتری وحرجهیت هرکدام ازاین جنسیت ها نیست .ریشه ی اختلافی بین دو جنس ابتدا باید درسطح سلولی بررسی شود چراکه ساختمان کروزومی آنها یکسان نیست درساختمان کروزومی زنان ومردان 23زوج کروموزوم وجوددارد که22زوج آن درهردوجنس مشترک است وتنهایک جفت از کروموزومها یشان باهم تفاوت دارد. تفاوتهای موجودمیان زن ومرد نیزبه تفاوت درهمین دوکروموزوم بامی گردد این زوج کروموزوم علاوه بر عامل تعیین کننده غددجنسی نریاماده عوامل بیو لوژیکی دیگری مانند استخوان بندی ،اندام ،تارهای صوتی،شکل ظاهری بدنو....رانیز نشان می دهند .این اختلاف به شکل برتری مرد در قد ،وزنوتحرکمشاهده می شود .زنان نیز درتشخیص رنگ ،تشخیص موقعیت صدا (جهت یابی )،حفظ تعادل ،پرخاشگری کمتر ،مهارت در کارهای ظریف ،احساسات وعواطف بسیار قدرتمند ترارمردان ظاهر می شوند.ساختمان عضلانی مرد کامل تر است که ظرفیت حیاتی اش نیزبه مراتب بیشتر می شود.در عین حال مرگ ومیر درمردان بیشتر وابتلا به بیماری درزنان بالاتراست .بامطالعاتی که توسط پرفسور روژه پیره انجام گرفته دقتدرفعالیتها ،حافظه وبهره هوشی درهردوجنس که بوسیله تستهای متفاوتی بررسی شده است هیچ تفاوتی رانشان نمی دهد .بااین حال زنان در آزمایشهای متاثر ارعامل کلامی،مهارت حس زیبا شناسی وعلاقه اجتماعی بالاتر از پسران هستند وبرتریمردان در مسائلی شامل تجسم فضایی ،استعداد میکا نیکی استدلالریاضی ومنطقیوتعریف کلمات مجرد برتر هستند

درزمینه های تحصیلی موفقیت تحصیلی زنان بیشتراز مردان است حتی درآمارهای رسمی آموزش وپرورش کشور خودمان درسه مقطع تحصیلی مشخص شده است بعضی از ویژگیهای شخصیتی نظیرحس رقابت ،فرمان برداری واطاعت که سبب تسهیل ایجاد روابط بامعلمان ازطریق روابط کلامی ومحبت شده وراندمان تحصیلی رادردختران بالابرده است درحالی که وجود بعضی عوامل نظیر گستردگی دامنه تفریحات وسرگرمی های اجتماعی برای پسران منجر به افت تحصیلی وعقب افتادن آنها ازدختران شده است .

وقتی به تفاوتهای شغلی مردان وزنان بنگریم در می یابیم موفقیت شغلی درزنان پایین تر ازمردان است.این عامل به شرایط اجتماعیبرمی گردد ودرهیچ زمینه ای ریشه درتفاوتهای هوشی واستعدادهای فردی بین آنهاندارد .اینطوری که درهیچ برهه اززمان ،زنان نابغه پابه عرصه وجود نگذاشته اند بسیار سطحی نگروبی انصافانه است چرا که جامعه همیشه باایجاد محدودیتهای عرفی وشرعی (که در بیشتر مواقع بی اساس هستند )مانع فعالیت اجتماعی این قشر شده است .

در زمینه فعالیتهای تفریحی وتماشای فیلم ،مردان به فعالیتهای پر تحرک ومطالب پرحادثه وتکنیک وفیلمهای پلیسی بیشترتوجه نشان می دهند درحالی که زنان کمتر به بازیهای پرتحرک وپرسروصدا گرایش نشان می دهند به نظر می رسد بخشی ازاین مسئله به همان محدودیتای فعالیتی زنان برمی گرددکتابهایی که زنان مطالعه می کنندبیشتر جنبه ادبی، رمانهای علمی دارد وفیلم مورد علاقه شان هم ملو درام های خانوادگی است درمجموع مشارکت اجتماعی وهیجان پذیری درزنان برتری دارد .

اختلافات جنسی وروانی زنان ومردان درجوامع  مختلف بادرنظرگرفتن افکارعمومی نسبت به این گونه فعالیتها باید سنجیده شود .درهرحال پژوهشها نشان داده است قوه  ارضاء جنسی در زن ومرد یکسان است اماجنسیت زن

ازپیچیدگی بیشتری برخورداراست که آن هم به جنبه های عاطفی زنان برمی گردد بحث اختلافات جنسی وروانی را باید باتوجه به عوامل اجتماعی وفرهنگی بررسی کرد ونگاهی هم به الگوهای فرهنگ پذیری در جامعه داشت.

درقضاوتهای اخلاقی هیچ اختلافی بین دو جنس مشاهده نشده است جنایات وبزهکاری مردان که ارتباط مستقیمی با پرخاشگری دارد بالاتر است بااین حال درزندگی اجتماعی زنان ومردان دربرابر محرکهای کم وبیش متفاوتی قرار می گیرند وبه همین لحاظ هم واکنش آنها نسبت به این محرکها متفاوت است .درهرصورت بررسی صورت گرفته باهدف ایجاد تضاد کامل وقراردادن یک جنس در مقابل جنس دیگر نیست بلکه هدف نشان دادن اختلاف وتفاوتهای طبیعی وخدادادی آنهاست .همین اختلاف وتفاوت سبب می گردد تا هرکدام وظایف خاص خودرادرجهان آفرینش داشته باشند .

منبع:کتاب  روانشناسی اختلافی زن ومرد (پرفسور روژه پیره)

 

 

 

 

نوشته شده توسط عبداله سالکی دولابی | لینک ثابت | موضوع:  
یکشنبه نهم تیر 1387 ساعت 1:0

                   شناخت افرادبصری،وسمعی ووضعی ازطریق ارتباط غیرمستقیم

افرادی که ما با انهاارتباط برقرار می کنیم درسه گروه یا سه دسته 1-سمعی ،بصری ووضعی قرار می گیرند وهرکدام ازاین گروهها افراد آن صفات ومشخصه ی خاص خود را دارند که در وقایع وحوادث آن اتفاقات یا صحنه ها را درذهن خود پرورانده ویا مرور می کنند ونسبت به اعمال دیگر بیشتر آنرا درک می کنند وازیادشان کمتر به فراموشی می رود .

1-افراد سمعی که از نامش پیداست افراد این گروه حوادث شنیداری رادرخاطره خود دارند تنفس عادی دارند وراحت از کل سینه نفس می کشند وحرکات چشم آنها به دو طرف هست منظور مردمک چشم آنها به سمت راست وچپ می باشد این افراد صداها وحرفها در ذهن ثبت می کنند .

2-افراد بصری یا گروه دیداری به دنبال مشاهده یا گنجاندن تصاویر ووقایع دردرذهن خود میباشند وآنرا درفکر خود مجسم وضبط می کنند .ذهن آنها مشاهدات واعمال بصری رادرحافظه نگه می دارد.تنفس این افراد تند تند وازبالای سینه صورت می گیرد ونگاه چشم ها روبه بالااست ونسبت به گروههای دیگر کم حرف ترند ودارای تخیل بسیار نسبت به دو گروه دیگر هستند .کنجکاوی وکنکاش کردن در این افراد رشد والایی دارد .

3-گروه سوم افراد وضعی هستند که موقع تنفس نفس از کل سینه همراه باحرکت شکم مشهوداست ونگاه چشم این افرادبه

سمت راست وپایین می باشد منظور مردمک چشم به طرف پایین در حرکت است .

(نگاه به طرف پایین وراست می باشد)حالاتی مانند گرمی ،سردی ،هیجانات و.....درحوادث ومسافرتها درذهن خودمی پرورانند .

                      پشتکار وتلاش زمینه ظهور موفقیت درافراد

 هر فردی در پی موفقیت برای آینده ای بهتر وروشن تر است که این موفقیت درهر زمینه ای از زندگی بدون داشتن هدف وآرمانهایی غیر ممکن  است.هرفردی که بخواهد به مراتب والایی برسدبایدپله هایی رااز مشکلات  پی درپی باداشتن برنامه ریزی صحیح ومطلوب در  پی موفقیت ودست یافتن به اهداف غایی خود باشد.

پس ازتوکل به خدای یاری  دهنده از استعدادفکری وهنری سرشار خود به نحو شایسته استفاده نماید ،باافرادآگاه ودانا مشورت نماید  وازتجربه ها واندیشه های گذشتگان درس وعبرت بگیرد .هرشکستی یاناکامی راپایان کارنداند ودنبال اصلاح  ومرمت دوباره طرح خود براید ،ازتکراردوباره دلسرد نگردد

یک جوان موفق همیشه دانایی وتوانایی خودراسازماندهی می کند وسعی درپشتکار وتلاش  مضاعف برمی آید ،خودباوری واعتماد بنفس راسر لوحه کارخودقرارمی دهد وزندگینامه وبیوگرافی افرادموفق ودانشمندان راموردبررسی ومطالعه قرارمی دهد.

 عوامل تاثیر گذاردرروند موفقیت افراد

1-علاقه به فعالیت وداشتن رغبت به تلاش

2-داشتن روحیه روابط اجتماعی باافراد آگاه جامعه (صاحبنظران)

3-کنجکاوی درراه حل مشکلات ورسید ن به هدف

4- جدیت درکار وتلاش ونداشتن واهمه وترس از شکست

5-داشتن برنامه ریزی منطقی درپیشبرد کارها ورسیدن به نتیجه

6-تکراروتمرین وپرهیزازرخ دادن اشتباهات

7-دوری ازکبرومغروریت

8-جمع آوری اطلاعات وکسب آگاهیهای لازم درموردپیشرفت

9-درنظرگرفتن محیط پیرامون ومتناسب موفقیت  فعالیت خود

10-تفکرقبل ازهرعملی

نوشته شده توسط عبداله سالکی دولابی | لینک ثابت | موضوع:  
سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387 ساعت 1:40

                                             راهکارهایی جهت تقویت حافظه

1-استفاده از توانایی مغز،عملکرد مغز مانند عملکرد ماهیچه ها است که هر چه بیشتر به کار گرفته شود قوی تر می شود .تماشای برنامه یکنواخت تلویزیون،انجام کارهای تکراری وکسل کننده که کاملا یکنواخت صورت می پذیرد وبارهاوبارهاتکرارمی شوند به از دادن قدرت عمل کردن مغز منجر می شوند.یادگیری مطالب جدید،تنوع دربرنامه های کاری وروزمره ،شرکت دربحثهای مهیج ،نواختن یک ساز موسیقی ورفتن به تعطیلات مهیج وپرماجراسبب میشوند مغزدردیگرارتباطاط جدیدشده وبهتروقویترکارکند

2-خوردن قرصهای ویتامین ب کمپلکس باافزایش سن ،کارایی بدن درجذب ویتامینBموجوددرموادغذایی ،کمترمی شود،بنبراین خوردن قرصهای ویتامین ب کمپلکس بسیارمفید است زیراویتامینهای ب برای حفظ قدرت حافظه بسیارضروری هستند باتحقیق روی 260زن ومردسالم بالای60 سال مشخص شد آنهایی که سطح ویتامین cیاویتامین B12بدن شان کم بوده است.

3- اضافه کردن نانهای سبوس دار به رژیم غذایی ،چنانچه رژیم غذایی شما سرشار از پروتئین وحاوی مقادیر کمی از کربو هیدرات هاست ودچارافت حافظه شده اید باید بدانید که این امر اتفاقی پیش نیامده است زیرامغز بیشتر ازهرارگان دیگری دربدن به گلوکز بعنوان سوخت احتیاج دارد وگلوکز هم ازکربو هیدرات ها است،بنابراین افت حافظه تان اتفاقی نیست ومربوط به نوع رژیم غذایی تان است. اخیرا دانشگاه تورنتوتحقیقاتی را روی 22زن ومرد سالمند انجام دادکه درنتیجه تحقیقات معلوم شدآنهایی که رژیم غذایی شان حاوی درصد بالایی ازکربوهیدرات هاست ،عملکرد مغز وحافظه شان به مراتب بهتراست اما نکته حائز اهمیت این است که کربو هیدرات مورد نیاز راازمیوه ها وسبزیجات وغلات سبوس دار به دست آورید نه ازبستنی ،کبک یاشکلات .

4-اضافه کردن ماهی تن به رژیم غذایی ،ماهی تن به صورت کنسروشده حاوی مقادیر زیادی ازاسیدهای چرب امگا3است که برای حفظ حافظه بسیارمهم هستند سعی کنید ماهی تن راهمراه باگرجه فرنگی وسالاد سبز (سالاد،کاهو یاسالاد سبزیجات )مصرف کنید.

5-  هفته یی یک شب برای شام گیاه خواری کنیدباکاهش سطح چربی های اشباع شده وافزایش سطح فیبرها

می توانیدسطح کلسترول خون راتنظیم کنید.کلسترول بالابه عروق خونی آسیب می رساندودرطولانی مدت روی عملکرد حافظه تاثیر می گذارد .همچنین پیشرفت بیماریهایی مانند پارکینسون وآلزایمر راسرعت می بخشد.

6-دقت ،توجه کافی به فعالیتهای روزمره واختصاص دادن حداقل یک ساعت ازشبانه روز به مطالعه کردن

7-روی آوردن به اموراتی که باعث تقویت روحیه شادابی ،نشاط وخوشحالی گرددودوری ازناراحتی ومشغولیتهای فکری زیادوبیهوده

8-تلاش برای موفقیت درکارها وارزش دادن به کارهایی که برای ما خوشایندومفید است.

نوشته شده توسط عبداله سالکی دولابی | لینک ثابت | موضوع:  
جمعه هفدهم خرداد 1387 ساعت 3:22

ازبزرگترین مشکلات نظام  آموزشی کشورماایران نبودسنجش مطلوب وصحیح ارزشیابی وبازخورد آن می باشد چه درمدارس وچه درسطح  عالی دانشگاهها گرچه سعی داریم یک شیوه مناسب علمی برای اندازه گیری داشته باشیم که فقط درحدشعار بیش نبوده است وسطح سئوالات مراکز آموزشی ماباتدریس وامکانات کاری وآموزشی کشورما تناسب چندانی نداردومطالب حفظی ویادگیری زودگذروفراموشی بوده است .

شیوه آزمونی وارزشیابی مربوط به دوران اولیه تاسیس مدارس درایران وزمان دارالفنون است گرچه کتب ومطالب علمی ودرسی مارشدکرده اماروندشیوه ارزشیابی ماپیشرفت زیادی نداشته است وهمان حالت سنتی داشته است که استادیامعلم سئوال طراحی کند وفراگیرجوابگوی برگه سئوالات باشد.ازمهمترین مشکلات بنظرمن نبود برنامه ریزی صحیح ومشکلات الگوگیری غلط آموزشی بوده است که بافرهنگ وامکانات ماسازگاری نداشته است ودوم اینکه مانتوانسته ایم درآموزش وپرورش به یک ثبات نسبی یادگیری دردانش آموزان ودانشجویان برسیم به عبارتی تغییرات کتابها ونظام آموزشی ماپاسخگوی نیازهای جامعه ومردم نبوده است بلکه تغییراتی که مادرزمینه آموزشی داشته ایم معایب آن بیش ازمحاسنش بوده است وهرکسی مسئولیتی که درراس کاری آموزشی داشته بدون کارشناسی ایده هایش راپیاده نموده است.بطورمثال فقط چندنمونه مختصر  مواردی را اشاره میکنم که پس ازتغییرات کمتراز ده سال به همان حالت اولیه برگشته است وفقط کاری سردرگمی بیش نبوده است.مانند1-قبل ازسال 1368درپایه اول راهنمایی درس زبان انگلیسی تدریس می شده اماازحدودسال 1370تاسال1380 به مدت ده سال برنامه ریزان درسی نیاز آن احساس نمی کردندودرس انگلیسی ازکلاس اول راهنمایی حذف کرده بودند که بعد ازسال 1380دوباره دربرنامه درسی سال اول راهنمایی گنجاندند2-برای دوره کوتاهی کمتراز شش سال نظام جدید آموزشی متوسطه رو ی کارآمدوچه ضررهایی به نظام آموزشی ودانش آموزان واردشدکه باکمی تغییرات به حالت قبلی نظام قدیم برگشت

3-تغییرات تبصره های قبولی وماده18 که تاالان نتوانسته کمکی به یادگیری وآموزشی کند

وخیلی ازتغییراتی که الان مشاهده میکنیم یک گردش ودور دورانی وبازگشت به گذشته است.برای اینکه درآینده بتوانیم به سمت جلوحرکت کنیم واشتباه هی تکرار نکنیم می بایستی با یک برنامه ریزی اصولی ومنطقی پیش رویم وتصمیم گیری نماییم که پاسخگوی نیازهای آموزشی وعلمی کشور ماباشدوباتوجه به امکانات کشورخودمان ونظام متمرکز الانه آموزشی خودمان پیشرویم. تغییرات ودگرگونی بسیار خوب است ونبایستی درحال راکد مانداما باکارکارشناسی وعدم بی برنامگی تابتوانیم به رشدبرسیم.

تنهابه آمارودرصد دل خوش نکنیم بلکه اثرات مطلوب مهارتهای زندگی دردانش آموزان بالا بریم ومطالب آموزشی ویادگیری دروس درزندگی خوددانش آموزان احساس کنند ارزش آن رابفهمند.

نهایی کردن سه سال آخر دبیرستان(سالهای دوم،سوم وپیش دانشگاهی) وتاثیرآن درکنکوروقبولی دانشگاهها

هم دارای محاسنی است وهم دارای معایبی که اگر بطورصحیح وعادلانه اجرا نگرددمعایب زیادی دربرخواهد داشت بطورمثال معایب آن:1-افت تحصیلی دردوره متوسطه2-احتمال لو رفتن سوالات وحراست ونگهداری سوالات3-مشکلات برگزاری واجرا درحوزه ها4-بالارفتن هزینه های مالی 5-مشکلات درتصحیح اوراق امتحانی 6-نبوددبیرتخصصی ورسمی درمناطق محروم 7-گرفتن قدرت ارزشیابی ازدبیران باتوجه به کارایی وتدریس وشناخت از استعدادهای دانش آموزان خود8-با این شیوه مدارس دسته بندی وتبیض بین مدارس

9-مدارسی که ازامکانات وسایل مجهزتری برخوردارندبامدارس محروم به یک شیوه ارزشیابی می شوند

10-این شیوه ارزشیابی برای همه رشته هاوتاثیرآن درقبولی دانشگاهها متعادل نمی باشد

 ۱۱-وخیلی ازمشکلات دیکر...........

نوشته شده توسط عبداله سالکی دولابی | لینک ثابت | موضوع:  
یکشنبه پنجم خرداد 1387 ساعت 2:45

 

علم‌ مديريت‌ آموزشي‌ نسبت‌ به‌ساير علوم‌ داراي‌ عمر طولاني‌ نيست‌ و از زمان‌پيدايش‌ نگاه‌ علمي‌ به‌مقوله‌ آموزش‌ شايد بيش‌ از حدود يك‌ قرن‌ نمي‌گذرد ولي‌ارتباط دو طرفه‌ي‌ علم‌ و انسان‌ باعث‌ تغيير و توسعه‌ي‌ اين‌ علم‌ در همين‌ زمان‌ كوتاه‌گرديده‌ است‌.

تكامل‌ علم‌ اداري‌ مي‌تواند به‌سه‌ مرحله‌ي‌ كلي‌ تقسيم‌ شود:

- تفكر سازماني‌ كلاسيك(‌1900)

- رويكرد روابط انساني‌ (1930(

- رويكرد علم‌ رفتاري‌ (1950(

اين‌ مراحل‌ تا به‌امروز نيز به‌رشد و توسعه‌ي‌ خود ادامه‌ مي‌دهند. (هوي‌ ميسكل‌)

از جمله‌ آخرين‌ نظريه‌هايي‌ كه‌ در زمينه‌ي‌ سازمان‌ و مديريت‌ با رويكرد رفتاري‌بيان‌ شده‌ است‌، نظريه‌ي‌ نوين‌ تحليل‌ سيستمي‌ سازمان‌ مي‌باشد. اين‌ نظريه‌ همه‌ي‌عناصر سازمان‌ را مورد توجه‌ قرار داده‌ و كل‌ سازمان‌ و هم‌چنين‌ اجزاي‌ تشكيل‌دهنده‌ي‌ آن‌ را با يك‌ ديد فراگير مي‌نگرد.

مديريت‌ كيفيت‌ جامع‌ به‌دنبال‌ نظريه‌ي‌ نوين‌ سيستم‌ها و نظريه‌ي‌ اقتضايي‌ گسترش‌يافتند. لذا در ابتدا مدرسه‌ به‌عنوان‌ يك‌ سيستم‌ مورد بحث‌ و بررسي‌ قرار مي‌گيرد، درادامه‌ در مورد مديريت‌ كيفيت‌ جامع‌ و در نهايت‌ نحوه‌ي‌ استفاده‌ از آن‌ در مدرسه‌سخن‌ گفته‌ مي‌شود.

1-1) مدرسه‌ به‌عنوان‌ يك‌ سيستم‌ اجتماعي‌

مفهوم‌ سيستم‌ چه‌ از نظر علوم‌ فيزيكي‌ و چه‌ از نظر علوم‌ اجتماعي‌ داراي‌ پيشينه‌اي‌غني‌ است‌. در واقع‌ همچنان‌ كه‌ آلفر وايتهد(99) و جورج‌ هومنز(100) هر دو اظهار كرده‌اندفكر يك‌ كل‌ سازمان‌ يافته‌ (سيستم‌) كه‌ در داخل‌ يك‌ محيط قرار دارد، براي‌ علم‌اساسي‌ و ضروري‌ است‌. در آموزشگاه‌ها، سيستم‌ تعامل‌ اجتماعي‌، عبارت‌ است‌ از كل‌سازمان‌ يافته‌اي‌ كه‌ از اجزاي‌ متعاملي‌ كه‌ در داخل‌ يك‌ رابطه‌ ارگانيك‌ به‌هم‌ مربوطهستند، تشكيل‌ مي‌شود. مدرسه‌ به‌عنوان‌ يك‌ سيستم‌ اجتماعي‌ با وابستگي‌قسمت‌هاي‌ مختلف‌ خود به‌يكديگر، مجموعه‌اي‌ است‌ كه‌ از محيط خود متمايز بوده‌ وبا شبكه‌ پيچيده‌اي‌ از روابط اجتماعي‌ و فرهنگي‌ مشخص‌ مي‌گردد (مديريت‌آموزشي‌...، ترجمه‌ عباس‌زاده‌، 1380)

در يك‌ سيستم‌، افراد، مواد و وسايل‌ وارد سيستم‌ مي‌شوند كه‌ به‌اينها ورودي‌سيستم‌ يا درون‌داد گفته‌ مي‌شود. در درون‌ سيستم‌ فعاليت‌هايي‌ صورت‌ مي‌پذيرد،به‌اين‌ فعاليت‌ها و رفتارها، فرايند گويند و آنچه‌ از سيستم‌ خارج‌ مي‌شود كه‌ شامل‌افراد سوادآموخته‌ يا وسايل‌ ساخته‌ شده‌ يا علم‌ و تخصص‌ و يا.... مي‌باشد،خروجي‌ها يا برون‌داد سيستم‌ گويند. آنچه‌ در رابطه‌ با سيستم‌ مهم‌ است‌، رابطه‌ بين‌محيط و سيستم‌ است‌ كه‌ در عين‌ جدابودن‌ و تمايز بين‌ مدرسه‌ و محيط بيرون‌، ارتباطو تعامل‌ دو طرفه‌ بين‌ محيط و سيستم‌، برقرار است‌. مدارس‌ درون‌ داد خود را از محيطگرفته‌، آنها را تغيير شكل‌ داده‌ و برون‌داد توليد مي‌كنند. (شكل‌ 1-1)

برخي‌ از مديران‌ مدارس‌ ريشه‌ بسياري‌ از مشكلات‌ و راه‌ حل‌ مربوط را درورودي‌هاي‌ سيستم‌ مدرسه‌ جستجو مي‌كنند. به‌همين‌ دليل‌ است‌ كه‌ روز به‌روز برتعداد مدارسي‌ كه‌ بر پايه‌ي‌ معدل‌ سال‌ گذشته‌ فراگيران‌ يا آزمون‌ ورودي‌ دانش‌آموزمي‌پذيرند، افزوده‌ مي‌گردد. آنان‌ بر اين‌ باور هستند كه‌ با افزايش‌ ظرفيت‌ ورودي‌هاي‌سيستم‌ مدرسه‌ از قبيل‌ افزايش‌ تعداد دانش‌آموزان‌، برتر درسي‌، منابع‌ مادي‌، فيزيكي‌و پول‌ مي‌توان‌ همه‌ تنگناها و مشكلات‌ مدرسه‌ را برطرف‌ كرد. آنان‌ توجه‌ به‌اين‌ مطلب‌ندارند كه‌ مدرسه‌ يك‌ سيستم‌ باز اجتماعي‌ شامل‌ ورودي‌، فرايند و خروجي‌ است‌ كه‌اگر بر فرآيند، مديريت‌ و تمركز صورت‌ نپذيرد، حتي‌ با ورودي‌هايي‌ كه‌ ظرفيت‌ بالايي‌دارند، در صورت‌ ضعف‌ در فرايند، خروجي‌هاي‌ مطلوب‌ حاصل‌ نخواهند شد.

اگر چه‌ توجه‌ به‌منابع‌ موجود و مورد انتظار در ورودي‌هاي‌ سيستم‌ مدرسه‌ بسيارحائز اهميت‌ است‌ و تأثير آن‌ را نمي‌توان‌ انكار نمود ولي‌ با تمركز بر فرآيند سيستم‌مدرسه‌ و تلاش‌ در جهت‌ بهبود و ارتقاي‌ فرايند همراه‌ با تعيين‌ استراتژي‌هاي‌ مرتبطمي‌توان‌ در جهان‌ امروز كه‌ دنياي‌ محدود شدن‌ منابع‌ و امكانات‌ و از سوي‌ ديگرافزايش‌ تصاعدي‌ تقاضاي‌ آموزش‌ است‌ بهره‌وري‌ سيستم‌ را بهبود بخشيد.

با اصلاح‌ و بهبود فرايندها مي‌توان‌ حتي‌ با امكانات‌ و منابع‌ كمتر در ورودي‌هاي‌سيستم‌ مدرسه‌، بسياري‌ از مشكلات‌ و نابساماني‌ها را مرتفع‌ كرد.

 

 

 

حلقه‌ بازخورد نهايي‌

حلقه‌ بازخورد بيروني‌

 

(2-1مديريت‌ فرايند مدار(101(

مديريت‌ فرايندمدار يا فرايندمحور مفهومي‌ است‌ كه‌ با گسترش‌ فرهنگ‌ مديريت‌جامع‌  (TQM)منزلت‌ يافت‌.

مفهوم‌ مديريت‌ فرايندمدار، بهبود مستمر كيفيت‌ و رضايت‌ دانش‌آموزان‌ از طريق‌بهبود فرايند است‌. در TQM تمركز بر مشتري‌ از طريق‌ اعمال‌ مديريت‌ بر فرايندمحقق‌ مي‌شود.

جهت‌ آشنايي‌ هر چه‌ بيشتر با مديريت‌ فرايندمدار ابتدا بايد با مديريت‌ كيفيت‌جامع‌ بيشتر آشنا شويم‌.

(1-2كيفيت‌ چيست‌؟

جهت‌ آشنايي‌ با مديريت‌ كيفيت‌ جامع‌، ابتدا بايد با مفهوم‌ كيفيت‌ آشنا شويم‌.سؤالي‌ كه‌ مطرح‌ مي‌شود، اين‌ است‌ كه‌ كيفيت‌ چيست‌؟

نظر حاكم‌ در مورد كيفيت‌ تا سال‌ها چيزي‌ بود كه‌ مي‌توانيم‌ آن‌ را مبتني‌ برمحصول‌ بناميم‌. در اين‌ تعبير محصولي‌ كيفيت‌ برتر دارد كه‌ از اجزاي‌ به‌كار رفته‌مطلوب‌ به‌تعداد بيشتري‌ داشته‌ باشيم‌. نظريه‌اي‌ كه‌ امروزه‌ هسته‌ي‌ مديريت‌ كيفيت‌جامع‌  (TQM)را مي‌سازد، مفهوم‌ مبتني‌ بر مصرف‌ كننده‌ يا متكي‌ بر مشتري‌ است‌.آنان‌ چه‌ مي‌خواهند؟ چه‌ چيز آنان‌ را خوشحال‌ مي‌كند؟ (بوي‌دل‌، تام‌(102)، 1380)

جنبه‌ي‌ اساسي‌ كيفيت‌ مبتني‌ بر مشتري‌ وقتي‌ پديد مي‌آيد كه‌ ما مشتري‌ را نه‌ تنهابرحسب‌ مشتريان‌ برون‌ سازماني‌ بلكه‌ بر حسب‌ مشتريان‌ درون‌ سازماني‌(در مدارس‌،دانش‌آموزان‌) در نظر بگيريم‌.

2-2) TQM ) چيست‌؟

شكل‌ (1-2) جنبه‌هاي‌ اصلي‌ TQM را نشان‌ مي‌دهد.

تأكيد در TQM عبارت‌ است‌ از كار بر روي‌ دو رابطه‌ي‌ كليدي‌ يعني‌:

- روابطي‌ كه‌ بين‌ افراد و مشتريان‌ وجود دارد.

- روابطي‌ كه‌ بين‌ افراد و عرضه‌كنندگان‌ وجود دارد.

در اين‌ جريان‌ بايد به‌طور مستمر به‌بهبود فرآيندها پرداخت‌. اين‌ امر جهت‌ رقابت‌در بازار و استمرار راضي‌ كردن‌ مشتري‌ها است‌. اين‌ بهبود مستمر با چند ابزار اساسي‌كيفي‌ انجام‌ مي‌گيرد.

بهبود مستمر لازم‌ است‌ كه‌ توسط گروه‌ها يا تيم‌هاي‌ هم‌بسته‌ به‌طور متمايز و قابل‌تشخيص‌ انجام‌ شود.

بهبود هميشه‌ نتيجه‌ي‌ يك‌ كار تيمي‌ است‌ و اين‌ يعني‌ آنكه‌ در مديريت‌ كيفيت‌جامع‌ بايد همكاران‌، تيمي‌ كارآمد باشند و بتوانند بقيه‌ را نيز تقويت‌ كنند. هم‌چنين‌به‌اين‌ معنا است‌ كه‌ اگر مي‌خواهيد همكار تيمي‌ خود باشيد، لازم‌ است‌ بر خودتان‌مديريت‌ كنيد. بنابراين‌ بايد در TQM به‌اين‌ نكات‌ توجه‌ كنيم‌:

- توسعه‌ روابط كارآمد و مؤثر با مشتريان‌ (دانش‌آموزان‌)

- استفاده‌ از ابزارهاي‌ كيفي‌ براي‌ بهبود مستمر سيستم‌ها/فرايندها

خود مديريت‌

خوشحال‌ سازي‌ مشتري‌ط  بهبودسيستم‌ ط   تواناسازي‌ عرضه‌ كنندگان‌

 

قدرت‌ بخشيدن‌ به‌ ديگران‌

 

شكل‌ (1-2(T.Q.M

3-2)دمينگ‌

يكي‌ از بزرگ‌ترين‌ نظريه‌پردازان‌ در مديريت‌ كيفيت‌ جامع‌، دكتر دبليو ادواردزدمينگ‌ است‌. او كنترل‌ آماري‌ فرايند (SPC) را به‌ژاپني‌ها آموخت‌ و هميشه‌ اين‌ نظررا حفظ كرده‌ كه‌ مديريت‌ بايد دركي‌ از انحرافات‌ آماري‌ داشته‌ باشد. آموزش‌ او منجربه‌كاهش‌ ضايعات‌ و دوباره‌كاري‌ها شد و به‌بهبود بهره‌وري‌ انجاميد.

دمينگ‌ اصرار دارد كه‌ تغيير سيستم‌ها و فرآيندها با مسؤوليت‌ مديران‌ است‌ و آنان‌بايد انحرافات‌ در سيستم‌ها و فرآيندها را با استفاده‌ از نمودارهاي‌ كنترل‌ بشناسند وكنترل‌ كنند.

شهرت‌ دمينگ‌ نتيجه‌ي‌ نظريه‌هاي‌ او و به‌ويژه‌ برنامه‌ي‌ 14 نكته‌اي‌(103) چرخه‌دمينگ‌(104) اوست‌.

14 نكته‌ي‌ او فلسفه‌اي‌ براي‌ مديريت‌ ارائه‌ مي‌كند:

(4-2 نكته‌ي‌ دمينگ‌

1 - ايجاد انسجام‌ و ثبات‌ در هدف‌

2 - پذيرش‌ فلسفه‌ي‌ جديد

3 - حذف‌ نياز به‌بازرسي‌ انبوه‌

4 - متكي‌ نكردن‌ كسب‌ و كار به‌هزينه‌

5 - بهبود مستمر

6 - نهادينه‌ كردن‌ آموزش‌ در ضمن‌ كار

7 - نهادينه‌ كردن‌ رهبري‌

8 - حذف‌ ترس‌

9 - درهم‌ شكستن‌ موانع‌ بين‌ بخش‌هاي‌ سازماني‌

10 - حذف‌ پرخاش‌ و نصيحت‌گري‌

11 - حذف‌ استانداردهاي‌ كار

12 - حذف‌ موانعي‌ كه‌ افراد خواهان‌ مهارت‌ كاري‌ را كنار مي‌گذارد

13 - نهادينه‌ كردن‌ برنامه‌اي‌ محكم‌ براي‌ يادگيري‌ و خودبهسازي‌

14 - همه‌ را به‌كار در زمينه‌ي‌ تغيير و تبديل‌ واداشتن‌

دمينگ‌ روشي‌ سيستماتيك‌ براي‌ حل‌ مسأله‌ و بهبود ارائه‌ مي‌كند كه‌ به‌چرخه‌ي‌دمينگ‌ معروف‌ است‌. (بوي‌ دل‌، 1380(

برنامه‌اقدام‌

اجرابررسي‌

چرخه‌ي‌ دمينگ‌

از اين‌ روش‌ مي‌توان‌ در مراحل‌ مختلف‌ انجام‌ كار استفاده‌ نمود و هر كاري‌ را پس‌ ازاجرا دوباره‌نگري‌، اصلاح‌ و بهبود بخشيد. البته‌ مفهوم‌ كيفيت‌ در دهه‌هاي‌ اخير تغييرزيادي‌ كرده‌ و از وظيفه‌ي‌ تخصصي‌ يك‌ بخش‌ كاركردي‌ به‌وظيفه‌ي‌ فراگير و سازماني‌تبديل‌ شده‌ است‌. توجه‌ به‌كيفيت‌ و بهبود آن‌ در تمامي‌ فرايندها و فعاليت‌هاي‌سازماني‌ از هدف‌گذاري‌ خدمات‌ پس‌ از فروش‌، گسترش‌ يافته‌ است‌. كيفيت‌ محصول‌نهايي‌ يا خدمات‌ ارائه‌ شده‌، تجمع‌ مشخصات‌ كيفي‌ مراحل‌ و فرايندهاي‌ جامع‌سازماني‌ قلمداد مي‌گردد.

 

TQM و مديريت‌ فرايندمدار در مدرسه‌

مدارس‌ به‌عنوان‌ يك‌ سيستم‌ اجتماعي‌، از طريق‌ ورودي‌ها و فرايندها،دانش‌آموختگان‌ را به‌جامعه‌ تحويل‌ مي‌دهند پس‌ بايد به‌فرايندها مديريت‌ نمود يعني‌بر تمامي‌ فعاليت‌هايي‌ كه‌ در مدرسه صورت‌ مي‌گيرد، با اين‌ هدف‌ كه‌ بدون‌ داشتن‌بازرسي‌هاي‌ مكرر در طول‌ انجام‌ كار، خطاها را مشخص‌ و برطرف‌ كرد تا در كيفيت‌محصول‌ بهبود مستمر حاصل‌ شود.

سؤالي‌ كه‌ در اينجا مطرح‌ مي‌شود اين‌ است‌ كه‌ محصول‌ چيست‌؟ آيا محصول‌(نتايج‌ واسطه‌اي‌) و يا حتي‌ برون‌داد نهايي‌ آموزش‌ است‌ يعني‌ نمره‌هاي‌ كسب‌ شده‌ درطول‌ سال‌ دانش‌آموزان‌، تعداد فارغ‌التحصيلان‌، تعداد كساني‌ كه‌ گواهينامه‌ دريافت‌كرده‌اند؟ اگر به‌آموزش‌ از ديدگاه‌ فراسوي‌ كلان‌ بنگريم‌، بايد سعي‌ در بهبود پيامدهادر جريان‌ آموزش‌ نماييم‌. نبايد بهبود كيفيت‌ را به‌نتايج‌ خرد و كلان‌ محدودكرد، بايدافزايش‌ اثرات‌ اجتماعي‌ دانش‌ آموختگان‌ را موردنظر قرار داد و در نهايت‌ هدف‌ ازبهبود كيفيت‌ در مدرسه‌ را در افزايش‌ خودكفايي‌ فردي‌، اعتماد به‌نفس‌، اتكا به‌خود درسطح‌ جامعه‌ و خودگرداني‌ افراد دنبال‌ كرد.

1-3) نقش‌ مديران‌ در بهبود كيفيت‌ آموزش‌

براي‌ بهبود كيفيت‌ و بهسازي‌ آموزش‌، از طريق‌ بهبود فرايندهاي‌ مدرسه‌، اولين‌موضوعي‌ كه‌ مطرح‌ مي‌شود نقش‌ مديران‌ مدارس‌ در بهبود مستمر كيفيت‌ و تكيه‌ برفرايندها است‌ كه‌ نقشي‌ بسيار شاخص‌ است‌ زيرا كه‌ عامل‌ اصلي‌ كنترل‌ افراد، فرايند ياسيستم‌ است‌. مسؤوليت‌ فرايند نيز با مديريت‌ است‌. تقريبٹ هميشه‌ اين‌ مديريت‌ است‌كه‌ در آموزش‌ كاركنان‌ ناتوان‌ است‌. مواد و ابزار نامناسب‌ براي‌ كار فراهم‌ مي‌كند،به‌طراحي‌ ضعيف‌ از فرايندها اقدام‌ مي‌كند و از افراد انتظار دارد كه‌ در شرايط بد كاركنند اما وقتي‌ كاركرد ضعيف‌ است‌، همين‌ مديران‌ خشمگين‌ مي‌شوند (همان‌ منبع‌).

پس‌ ابتدا بايد مديران‌ نقش‌ خود را در بهبود مستمر كيفيت‌ و انجام‌ بهتر فعاليت‌هابپذيرند. براي‌ اين‌ كار بايد آموزش‌ مستمر و مداوم‌ براي‌ مديران‌ وجود داشته‌ باشد.اين‌ آموزش‌هاي‌ مستمر مي‌تواند باور مديران‌ را در مورد مديريت‌ سنتي‌ تغيير دهد وآنان‌ با رويكردي‌ نو به‌بازانديشي‌، بازسازي‌ و بازآفريني‌ آموزش‌ بپردازند. در جهت‌مديريت‌ فرايندمدار بايد از شعار معروف‌ مديريت‌ كيفيت‌ جامع‌ بهره‌ جست‌ و آن‌ايجاد رضايت‌ در مشتري‌ است‌. بايد فعاليت‌هاي‌ مدرسه‌ در جهت‌ ايجاد رضايت‌ وپويايي‌ و نشاط مشتريانشان‌ كه‌ همانا فراگيران‌ هستند، باشد. البته‌ در عين‌ تمركز بردانش‌آموزان‌ در مديريت‌ فرايندمدار رضايت‌ همه‌ي‌ كاركنان‌ مدرسه‌ به‌ويژه‌ معلمان‌مورد توجه‌ است‌.

2-3) اصول‌ مهم‌ در پياده‌ كردن‌ مديريت‌ فرايندمدار

پياده‌ كردن‌ مديريت‌ فرايندمدار در مدرسه‌ و براي‌ بهبود كيفيت‌ بايد چند اصل‌ مهم‌و كليدي‌ را بپذيريم‌:

- درك‌ نياز به‌ تغيير

- داشتن‌ تفكر و برنامه‌ريزي‌ استراتژيك‌

براي‌ مديريت‌ فرايندمدار بايد مدير، برنامه‌ريزي‌ استراتژيك‌ داشته‌ باشد. اين‌برنامه‌ريزي‌ در سطوح‌ مختلف‌ صورت‌ مي‌گيرد ليكن‌ در تمام‌ سطوح‌ نظام‌ آموزشي‌فرايند برنامه‌ريزي‌ استراتژيك‌ داراي‌ چهار مرحله‌ي‌ زير مي‌باشد.

- تعيين‌ سطح‌ برنامه‌ريزي‌

- گردآوري‌ داده‌ها

- برنامه‌ريزي‌

- اجرا و ارزيابي‌

- نتيجه‌ي‌ برنامه‌ريزي‌ استراتژيك‌ تفكر استراتژيك‌ است‌. دستيابي‌ به‌اين‌ تفكر،مهم‌ترين‌ تجربه‌اي‌ است‌ كه‌ براي‌ مديران‌ حاصل‌ مي‌شود. بهبود و آينده‌ي‌ جامعه‌،مستلزم‌ انتخاب‌ اين‌ شيوه‌ تفكر است‌ (مشايخ‌، 1374).

- هدف‌گذاري‌ و تعيين‌ اهداف‌ واقعي‌ و قابل‌ دسترس‌

- پذيرفتن‌ خطاها و حركت‌ در جهت‌ از بين‌ بردن‌ آنها

- توجه‌ به‌مشاركت‌ تمامي‌ افراد ذي‌نفع‌ در امر آموزش‌. شامل‌: دانش‌آموزان‌، اوليا،معلمان‌، براي‌ بهبود كيفيت‌

- اهميت‌ دادن‌ به‌كار تيمي‌  و جايگزين‌ نمودن‌ كار تيمي‌ به‌جاي‌ كار فردي‌

- تمايل‌ به‌ساده‌ نمودن‌ كارهاي‌ پيچيده‌

- توجه‌ به‌تدريجي‌ و مستمر بودن‌ كيفيت‌بخشي‌ به‌آموزش‌ و پرهيز از كسب‌ نتايج‌آني‌ و گسسته‌

3-3) ابزارهاي‌ اصلي‌ كيفيت‌

اقداماتي‌ كه‌ مي‌توان‌ آنها را ابزارهاي‌ اصلي‌ كيفيت‌ نام‌ گذارد، در عين‌ ساده‌ بودن‌بسيار قدرتمندند. اين‌ ابزارها عبارتند از:

1 - نمودارها

2 - هيستوگرام‌ و نمودارهاي‌ دستي‌

3 - توفان‌ فكري‌

4 - شيوه‌ي‌ گروه‌ اسمي‌

5 - تحليل‌ پارتو

6 - نمودار جريان‌

7 - نمودار استخوان‌ ماهي‌

هر يك‌ از اين‌ ابزارها مي‌تواند با كمك‌ در موارد زير براي‌ بهبود كيفيت‌ مفيد باشد.

- درك‌ اينكه‌ در سيستم‌ فرايند چه‌ مي‌گذرد؟

- تصميم‌گيري‌ درباره‌ي‌ آنچه‌ بايد در مرحله‌ي‌ بعد انجام‌ داد و اينكه‌ اولويت‌ دركجاست‌؟

- عرضه‌ مورد گزارش‌

- شرح‌ برنامه‌ها براي‌ پيشبرد بهبود كيفيت‌

- روشن‌ نمودن‌ نتايج‌ اقدامات‌ صورت‌ گرفته‌ براي‌ بهبود كيفيت‌ (بوي‌ دل‌، 1380(.

با وجود تنوع‌ ابزارهاي‌ اصلي‌ كيفيت‌، همه‌ي‌ آنها نوعي‌ يادداشت‌برداري‌ مستمراست‌. از علت‌ها و نحوه‌ي‌ انجام‌ كار، به‌نظر نگارنده‌ هر مديري‌ مي‌تواند خلاقيت‌داشته‌ باشد و از روش‌هاي‌ ابتكاري‌ نيز بهره‌ گيرد. به‌هر صورت‌ بهبود كيفيت‌ آموزش‌به‌صورت‌ چرخه‌ است‌ كه‌ اين‌ نشان‌ دهنده‌ي‌ استمرار و پويايي‌ بهبود كيفيت‌ مي‌باشد.

4-3) 4 گام‌ چرخه‌ي‌ بهبود كيفيت‌

هر چرخه‌ داراي‌ چهار گام‌ اصلي‌ است‌ (شكل‌ 3-1(

 

تحرك‌ بخشيدن‌

به‌مواجه‌ با موضوع‌

ريشه‌داركردن‌ جذب‌ بهترين‌

تغييرات‌، استقرار روش‌ها

سيستم‌ها و راه‌ حل‌هاي‌

بهبوديافته‌

روشن‌ كردن‌ وضعيت‌ايجاد جهش‌ تلاش‌ براي‌

 تغيير بهبود و ارزيابي‌

 

گام‌ اول‌: آمادگي‌ براي‌ برخورد با موضوع‌

در اين‌ گام‌ بايد تصميم‌ گرفت‌ كه‌ روي‌ كدام‌ موضوع‌ بايد كار كرد و چه‌ كسي‌ بايداين‌ كار را انجام‌ دهد، به‌عبارت‌ ديگر در اين‌ گام‌ اولويت‌بندي‌ انجام‌ مي‌گيرد با توجه‌به‌موقعيت‌ و وضعيتي‌ كه‌ در آن‌ قرار گرفته‌ايم‌ براي‌ تشخيص‌ موارد ذكر شده‌ مي‌توان‌ ازابزارها، روش‌ها و مدل‌هاي‌ ارتقاي‌ مستمر كيفيت‌ استفاده‌ كرد.

 

گام‌ دوم‌: روشن‌ كردن‌ وضعيت‌

در اين‌ مرحله‌ بايد به‌مشاهده‌، جمع‌آوري‌ داده‌ها و سپس‌ تحليل‌ داده‌ها پرداخت‌.تقريبٹ هميشه‌ بهتر است‌ كه‌ اين‌ كار با ترسيم‌ نمودار از فرايند آغاز شود. به‌اين‌ ترتيب‌مسأله‌ را مستقيمٹ مي‌توان‌ روشن‌ كرد.

پس‌ از اين‌، فرايند را ضمن‌ جريان‌ كار آن‌ بايد ديد. در ادامه‌ لازم‌ است‌ كه‌ به‌تحليل‌فرايند پرداخته‌ شود. شيوه‌هاي‌ تحليل‌ فرايند جهت‌ پاسخ‌ به‌اين‌ سؤال‌ كه‌ دلايل‌ ممكن‌براي‌ اينكه‌ امور آن‌چنان‌ كه‌ مطلوب‌ است‌ نمي‌گردند، چه‌ هستند؟ را مي‌توان‌ برگزيد.يك‌ شيوه‌ي‌ مفيد براي‌ رسيدن‌ به‌پاسخ‌ چنين‌ سؤالي‌ شيوه‌ي‌ پنج‌ چرا است‌. در مواردپيچيده‌ نيز مي‌توان‌ از نمودار علت‌ و معلولي‌ بهره‌ جست‌.

گام‌ سوم‌: ايجاد جنبش‌

پس‌ از تحليل‌ جامع‌ وضعيت‌ بايد كوشيد تا فرايند را چنان‌ تغيير داد كه‌ بهبود موردنظر حاصل‌ گردد. در اين‌ گام‌ بايد برنامه‌ريزي‌ و اقدام‌ لازم‌ انجام‌ شود. در واقع‌ در اين‌گام‌ كوشش‌ مي‌شودكه‌ راه‌ حل‌هاي‌ مختلف‌ انتخاب‌ و از بين‌ آنها بهترين‌ راه‌ حل‌ بهبود،انتخاب‌ و اجرا گردد. در بررسي‌ راه‌ حل‌هاي‌ ممكن‌، تا آنجا كه‌ ممكن‌ است‌ بايد ازشيوه‌ي‌ توفان‌ فكري‌ استفاده‌ كرد.

در اين‌ گام‌ مي‌توان‌ از نمودار جرياني‌ جهت‌ نشان‌ دادن‌ تغييرات‌ حاصل‌ نسبت‌به‌وضعيت‌ سابق‌ بهره‌ برد. براي‌ كمك‌ به‌تدارك‌ راه‌ حل‌هاي‌ مختلف‌، همكاري‌ تمامي‌افراد فعال‌ در زمينه‌ي‌ فرايند لازم‌ است‌. سپس‌ بايد اين‌ راه‌ حل‌ها را آزمود. پس‌ ازآزمون تغييري‌ خاص‌، بايد با جمع‌آوري‌ داده‌ها و به‌ارزيابي‌ نتايج‌ پرداخت‌. براي‌ارزيابي‌ باز بايد به‌جمع‌آوري‌ داده‌ها، گفتگو با افراد درگير، ترسيم‌ منحني‌ و نمودارميله‌اي‌، پارتو يا جريان‌ پرداخت‌.

از تمامي‌ اين‌ نكات‌ نتيجه‌ مي‌گيريم‌ كه‌ كدام‌يك‌ از تغييرات‌ ارزش‌ ادغام‌ در رونداستاندارد كار را دارد.

گام‌ چهارم‌: ريشه‌داركردن‌ تغييرات‌

تا اينجا موضوع‌ها انتخاب‌، وضعيت‌ را مشاهده‌ و تحليل‌ راه‌ حل‌هاي‌ ممكن‌ رافراهم‌ و آزمايش‌ كرديم‌. حالا بايد اين‌ تغييرات‌ موفق‌ وارد روند انجام‌ كار گردند.نتايج‌ حاصل‌ تثبيت‌ و استاندارد شده‌ از طريق‌ برنامه‌هاي‌ آموزشي‌ وارد فرايند گردند ودوباره‌ چرخه‌ از نو آغاز شود و بهبود مستمر در كيفيت‌ به‌صورتي‌ پويا تداوم‌ يابد.

 

سخن‌ آخر

مدارس‌ ما نيازمند مديران‌ دانش‌ و رهبران‌ اثربخش‌ و تحول‌ آفرين‌ در سازمان‌هاي‌يادگير هستند. مديراني‌ كه‌ فرآيندمدار و آينده‌گرا باشند. مديران‌ فرايندمدار، مديراني‌هستند كه‌ روش‌هاي‌ گردآوري‌ منابع‌ مالي‌، انساني‌ و دانش‌ مورد نياز براي‌ نوآوري‌ دربرنامه‌ي‌ درسي‌ اثربخش‌ را به‌خوبي‌ بشناسند. يعني‌ به‌جاي‌ تمركز در ورودي‌هاي‌سيستم‌ مدرسه‌، به‌فرايند توجه‌ شود و ديدگاه‌هاي‌ آينده‌ را بررسي‌ كرده‌ و راه‌هايي‌براي‌ تغيير پيش‌نهاد كنند (توراني‌، 1382).

مديران‌ مدارس‌ هرگاه‌ آموزش‌ لازم‌ را در جهت‌ مديريت‌ فرآيندمدار و بهبود كيفيت‌فرا گرفته‌ و باور كنند كه‌ هدف‌ از كار ايشان‌، رضايت‌ دانش‌آموزان‌ است‌، خود در راه‌ايجاد تغيير پيشقدم‌ مي‌شوند. ايشان‌ درمي‌يابند لازمه‌ي‌ فعاليت‌ در جهت‌ بهبود،انجام‌ يك‌ سري‌ اقدامات‌ اساسي‌ است‌ كه‌ لزومٹ اعمالي‌ سخت‌ و طاقت‌فرسا نيستندبلكه‌ چون‌ اين‌ اقدامات‌ بر پايه‌ي‌ برنامه‌ريزي‌، مشاركت‌ عمومي‌، ايجاد توافق‌ عمومي‌به‌همراه‌ ساده‌ كردن‌ امور پيچيده‌ و به‌كار بستن‌ تجربه‌ها براي‌ جلوگيري‌ از خطاهاي‌مجدد مي‌باشند، باعث‌ افزايش‌ رضايت‌ شغلي‌ و در نهايت‌ باعث‌ آسان‌ترشدن‌ و مدون‌گرديدن‌ مديريت‌ خواهند شد.